از وقتي دانستم که در ميان مردمي به هر کس که مي رسم سلام مي کنم. خانم ها، آقايان، دخترها و پسرها در يک شب آرام بهاري به نگاه تيزبين شما سلام مي کنم و آرزو مي کنم که آخر هفته خوبي در انتظار همتون باشه خيلي خوشحالم که برنامه شب شيشه اي رو براي چندين شب متوالي براي تماشا انتخاب کرديد. نگاه شما، حضور شما پاي تلويزيون باعث مي شه که ما برنامه رو با دقت بيشتري روي آنتن ببريم. نقدها و نظرهايي که شايد در پيام¬هاي کوتاه براي ما مي¬ديد يا دوستان عزيزمون در روزنامه¬ها، مجلات و خبرگزاري¬هاي مختلف راجع به اين برنامه مي نويسند باعث مي¬شه هم يک هم¬فكري خوب از مخاطب و هم از کارشناسها بگيريم که اين برنامه انشاءالله بتونه روزها و شب هاي پر باري رو سپري بکنه. (بررسي پيام هاي کوتاه) - مهماني که امشب به برنامه شيشه¬اي آمده است جزو جوانترين هنرمندان عرصه سينما و تلويزيون ايران است. به نوعي او رکوردار کسب سيمرغ در يک سن و سال خاص است فقط يک نفر کم سن و سالتر از او سيمرغ اين جشنواره گرفته و او هم ترانه علي¬دوستي بود. در فيلم من ترانه 15 سال دارم اگر اين يک نفر رو منها کنيم مي شه ايشون رو رکوردار دانست. سيمرغشون رو همين جشنواره اخير گرفتن به عنوان بهترين بازيگر نقش اول زن. (تماشاي تصاويري از فيلم صاحبدلان) - رکورد ايشون رو در سيمرغ گرفتن به جز احتصاب بخش بين الملل جشنواره عرض کردم که گلشيفته فراهاني در 15 سالگي موفق شد که در بخش بين الملل سيمرغ بگيرد. باران کوثري جوان خوش آتيه سينما و تلويزيون ايران روبروي من نشسته. سلام سرکار خانم، شب بخير، خيلي به برنامه ما خوش آمديد. خيلي ممنون، مرسي بعد صحنه اي رونشون داديد من يک کمي احساساتي شدم. - اين يکي از بهترين سکانسهاي سريال شما بود. درسته؟ بله- قطعاً. - بسيار خوب، مي خواهيد سلام عليک کنيد با بيننده ها ی ما؟ سلام عرض مي کنم. خيلي خوشحالم و خيلي هيجان زده که اين جا نشستم، ولي بيشتر خوشـحالم چون خـيلي زياد اين برنامه رو دوسـت دارم. فکر مي کنم تنها فرصتي است که آدم مي¬تونه در برابر يک چيزهايي که شايد بي انصافانه راجع به اون گفته بشه صحبت کنه. - مي دونستم که 5 – 4 شب هست که برنامه رو پي¬گيري مي کنيد. ناراحت نمي¬شيد از طرز بيان سؤالها، لحني که سؤالها دارند يا لحني که انتقادها دارند واقعاً اينقدر ظرفيت و انتقاد پذيري داريد؟ ظرفيتش رو بله دارم- ممکنِ يک وقتهايي دلم بشکنه و فکر کنم که يک آدم هاي مغرضانه و واقعاً بي انصافانه راجع به من اين انتقاد رو مي کنند. ولي توي اين برنامه به نظرم خيلي خوبه و حتي لازم هست براي اينکه آدم بتونه از خودش دفاع کنه. - پس به من اجازه مي ديد که سؤالها رو خيلي جدي و صريح مطرح کنم؟! اصلاً خواهش مي کنم اين کارو کنيد. - خانوم باران کوثري، با سيمرغ با، باران کوثري بدون سيمرغ چه فرقي کرده؟ باران کوثري با سيمرغ يک سمند داره که باران کوثري بي سيمرغ نداشت. - ولي من الان ديدم که با پاترل آمديد؟ نه سمند رو هنوز ندادند. - جدي! پس کِي مي دهند سمندهاي جديد رو؟ نه، معمولاً بعد از تعطيلات يه مدتي که مي گذرد جوايز را مي¬دن ولي خارج از شوخي فقط يک کم دقيق¬تر شدم، يک کم محتاط تر شدم تو انتخاب خيلي اون روندي که طي مي کردم فرق کرده ولي فکر مي کنم بعد از اين سيمرغ و دوبار کانديدا شدن احساس مي کنم بايد دوباره توي يک فيلمي بازي کنم که خيلي برام جاي بازي داشته باشه احتياج دارم يک اتفاقي مثل «خون بازي» برام بيافته. - يک جايي فرموديد که احساس عذاب وجدان کردم از اينکه 2 بار کانديدا شدم براي گرفتن سيمرغ اين عذاب وجدانتون از چه بابتي بود؟ عذاب وجدان به خاطر عکس العمل دوستان. الان راجع به اون توضيح بدم؟ - خوب اگر دوستان باشند که بايد عکس العملشون خوب باشه! خوب من حداقل تا اون موقع فکر مي کردم که دوستان هستند، ولي نه هنوز هم براي من دوست هستند. حتماً واقعاً اين طوري فکر مي کردند که اين عکس العمل رو نشون دادند چون حداقل با وجود اين اعتراضها با غرور بگم خودم رو در موضع دفاع نمي بينم. دليل نمي¬بينم جواب بدم. - چرا خودتون رو در موضع دفاع نمي بينيد؟ يه جايي گفتيد سيمرغ حق من بوده. الان هم به همين اعتقاد هستيد يا دليل ديگه اي داريد که مي گيد من در مقامي نيستم که جواب بدم. اين که گفتم سيمرغ حق من بوده دليلش اين نبود، که من خيلي درخشاني و فوق العاده بازي کردم در خون بازي دليلش اين بود که من اين شانس بزرگ رو امسام آوردم که به هر حال دوستان و پيشکسوتاني که معمولاً نقش هاي اول بازي مي کنند خيلي کمتر حضور داشتند توي جشنواره يعني تعداد و نقش اول زن امسال خيلي کم بود. - مثلاً به نظرتون چه کسايي اگر بودند سيمرغ شما به خطر مي افتاد؟ بيشتر از اينکه منظورم آدم خاصي باشه منظورم نقش هاي خاص به هر حال نقش من تو خون بازي نقش خاصي بود يعني از اون نقشهاي، نقش معتاد که خوب ديده مي شه و خدا رو شکر خُب، خون بازي هم اين اتفاق براي من افتاد. براي همين مي گم به اين اعتراضها دليلي نمي بينم جواب بدم ولي اگر مي خواهيد مي تونم توضيح بدم راجع به اون. - نه من الآن بيشتر دنبال اين هستم که ببينم دليل اينکه دليل نمي بينيد جواب بدين چيه تا اينکه جوابتون چيه؟ دليلش اين است که (1) اين اعتراض ها به داوري شده من تقصيري ندارم که 2 بار کانديدا شدم يا سيمرغ گرفتم من رو انتخاب کردند براي اين ماجرا و (2) اينکه در کمال احترام اينقدر غير حرفه اي اين اعتراضها عنوان شد و بعضي وقتها حتي بي منطق که به همين دليل باز دليل نمي بينم که جواب بدم بهشون و حتي دليل نمي¬بينم كه حتي بهشون توجه كنم چون يك پيشكسوتي مثل استاد نصيريان توي هيئت داوران بازي منو تأييد كردند ترجيح مي¬دم از اين لذت ببرم - خداي نكرده از سر غرور كه نيست نمي¬خوام الان بهتون جواب بدم نه اصلاً. چون حقيقتش نه من آدم حاشيه¬سازي هستم و نه بلدم حاشيه¬سازي كنم. اين اعتراضها رو من نوعي حاشيه¬سازي مي¬بينم. من بلد نيستم اين كارو انجام بدم. - خوب مگر حاشيه بد هست. باعث بيشتر مطرح شدن بازيگرها مي¬شه. حتماً. ولي من ترجيح مي¬دم كه فقط بازيگر باشم و اگر مطرح شدم فقط به خاطر بازيم مطرح بشم. - و همين تأكيد بر حرفه¬اي شدن و بازيگر حرفه¬اي بودن و جواب ندادن به اين و اون و اين كه دليلي نمي¬بينند براي جواب دادن همه¬اش به خاطر سيمرغ نيست به نظرتون؟ اصلاً قبل از اين هم اينطوري بوده. من اگر بخوام کار حرفه اي و جديم رو بگم حالا من از اونجايي مي گم که با کارگردانهايي غير از مادرم کار کردم حدود 6-5 سال است که من دارم کار حرفه اي مي کنم توي اين 6-5 سال کم بيش نيامده که من مورد انتقادهايي قرار بگيرم که به نظر من يک کمي مغرضانه بودند ولي اينکه دليل نديدم جواب بدم نه اينکه خداي نکرده اون منتقدها کمتر از من مي دونند و من مغرور بودم. خوب اگر دليل نديدم جواب بدم به خاطر اينکه گفتم يک روزي مي رسه که من با بازيم مي تونم جواب بدم و اين تنها کاري است که بلدم . - يعني فقط حرفتون و دليلتون رو با بازيهاتون قرار بدين؟ ترجيح مي دم اين کارو کنم - بشترين اعتراض رو چه کسي براي گرفتن سيمرغ به شما کرد؟ اولاً به شخص من خيلي اعتراض نشد و اعتراضها کلي بود. - چرا بعضي وقتها احساس مي کردم جهت اعتراض ها به شخص شماست؟ نمي دونم. - واقعا؟! مي دونيد چرا نمي دونم چون يک اتفاق ديگه خيلي بامزه بود راجع به اين اعتراضها همين بود که مثلاً يک بازيگر به جايزه تدوين و کارگردان و فيلمبرداري هم اعتراض مي کرد. - خوب کلاً اصلاً جامعه ما همين طور هست همه در مورد همه چيز صاحب نظرند. به خاطر همين- چون من در مورد بازيگري هم صاحب نظر نيستم ترجيح مي دهم به اين اعتراضات پاسخ ندم. - درسته من يک نمونه مي آورم مثل خود در مورد مجلات زرد صحبت مي کنم در مورد فوتبال صحبت مي کنم در مورد سينما و ... از خود شروع مي کنم که خداي نکرده به شما برنخوره. البته شما موضع گيري نمي کنيد شما صحبت مي کنيد. - سعي مي کنم اين اتفاق نيفته واقعاً نمي دونيد چه کسي بيشترين اعتراض رو به شما کرد؟ نه - ولي من مي دونم چه طور ممکن من بدونم ولي شما ندونيد! براي اينکه من توجه نکردم شما توجه کرديد. - من احساس مي کنم شما الان دوست داريد نگيد اسم رو؟ بله ترجيح مي دم نگم. ولي دليلش عدم صداقت نيست، دليلش ادب است. - خوب چه ايرادي داره آدم اگه صريح جواب يکي رو بده لزومي نيست که حتماً بي ادبي بكنه. مي تونه صريح جواب بده. آره، مي گم چون من نمي تونم جواب بدم راجع به کلش حاضرم توضيح بدم راجع به همه¬ي اعتراضها. - شما توي مصاحبتون گفتيد آدم ها همشون خوبند مگر اينکه خلافش ثابت بشه حتي اگر خلافش ثابت شد آدم بايد جنبه گذشت داشته باشه من الان احساس مي کنم که اگر شما مي گيد که نمي خوام جواب بدم و نمي خوام اسم بيارم وارد اون مرحله گذشته نشديد چرا، به قول يکي از همين معترضين که روي همين صندلي حرف قشنگي زد گفت خدا در هر موقعيت به بنده هاش خيلي مي خنده: وقتي که خدا بخواد يک بنده اي رو خوار و ذليل کنه و بنده ها بخواهند به او عزّت بدهند و بلعکس. براي همين اينکه دليل نمي دونم جواب بدم اين نيست که گذشت نکردم و غرور دارم تنها دليلش اين است که بلد نيستم به اعتراضي که به من نشده و به داوري شده جواب بدم. برخلاف نظر اونها من فکر مي کنم خيلي داوري درستي هست حالا جدا از جايزه خودم. - بسـيار خوب حالا که اصرار شـما روي اين قضيه است اصلاً از اين بحث مي گذرم و مي¬روم سـراغ بحث¬هاي ديگر و اميـدوارم که اعتراض¬هاي ما به همديگر در دنياي هنر خيلي حرفه¬اي¬تر باشه از راه هاي صورت بگيره که به رفاقت هامون آسيب نرسونه يه حسي تو وجود همه¬ي ماست که مي فهميم که طرفي که داره اعتراض مي کنه با چه انگيـزه¬اي داره اين کارو مي¬کنه يا طرفي که مورد اعتراض قرار گرفته آيا واقعاً حقش هست که بهش اعتراض بشه يا نه؟ همه ي ما اين رو توي ضمير باطنمون داريم ولي بعضي وقتها نمي خواهيم به ضمير باطنمون مراجعه کنيم. من يك نکته اي رو مي تونم اشاره کنم که فرق يک بازي فوتبال با داروي جشنواره هنري در همين است. که به راحتي نمي تونيم راجع به داوري هنري بگيم ناعادلانه بود يا عادلانه. تو فوتبال يک قاعده اي وجود داره يک قوانيني وجود دارد مثلاً مي گيم اگر بازيکن تکل بره هدفش توپ نباشه بزنه تو پاي حريف خوب کارت زرد. - چقدر اطلاعات فوتبالتون خوب است. به هر حال فرزند آقاي جهانگير کوثري هستند ديگه حالا ايشون استقلالي اند شنيدم شما هم استقلالي هستيد؟ من اينقدر اطلاعت فوتبالي ندارم که بخوام موضع¬گيريم رو مشخص کنم. - ريزترين قوانين فوتبال رو الان داشتند مي گفتن. براي همين فکر مي¬کنم در يک جشنواره هنري واقعاً براساس قاعده خاصي داوري نمي¬شه. بله، کاملاً سليقه¬اي است. حالا اگر اين سيمرغ سليقه¬اي براي کسي افتخار نيست براي من هست که براساس سليقه ي 8-7 نفر پيشکسوت و صاحب نظر اين سيمرغ رو بگيرم اما اصولاً بيشتر از اينکه افتخار باشه فکر مي کنم تشويق هست. دوست ندارم سقف بازيم «خونبازي» باشه فکر کنم اين يک تشويقي است که بتونم بهتر از اين هم بازي کنم. - خيلي خوب هست. خانم کوثري من کارشناس بازيگري نيستم و اطلاعاتم خيلي ناقص است در اين زمينه ولي به عنوان يک مخاطب احساس مي کنم علي¬رغم اينکه شما در «خونبازي» خيلي خوب نقش يک معتاد رو بازي کرديد ولي يک جاهايي به بيننده اصرار کرديد که ثابت کنيد من چقدر دارم خوب بازي مي کنم اين حس رو خودتون هم دارين، يعني بعضي وقتها توي بعضي پلانها و سکانسها احساس کردم يه اغراق و به رخ کشيدن توانايي به بيننده وجود داره اين مخصوصاً بود يا سهوي بود. يا اصلاً خودتون اين حس رو داريد؟ اصلاً نمي پذيرم چون واقعيتش اينه که همه¬ي اطرافيانم هم مي دونند که اصلاً راجع به بازيگريم اونقدر اعتماد به نفس ندارم که روي اون تکيه کنم و حتي بخوام نشونش بدم. مخصوصاً راجع به «خونبازي» چون خيلي خيلي زياد بازي حسي بود به هيچ چيز ديگري غير از نقش و غير از اون موقعيت نمي تونستم تکيه کنم شايد اگر يک روزي اينقدر تکنيک بازيگريم قوي شه که بتونم چيزرو کنترل کنم حالا توي يک سکاسنهايي بخوام قدرتم رو نشون بدم. - شما توي يکي از مصاحبه ها گفتين بازيگر خوب بازيگري است که وقتي مي ره جلوي دوربين فکر کنه اولين سکانس کار حرفه ايش رو داره انجام مي ده درسته؟ هنوز هم فکر مي کنم- فکر مي کنم که اون اعتماد به نفس زيادي اصلاً کمک نمي کنه به بازيگر. - اعتماد به نفس زيادي که مي شه غرور، ولي اينکه آدم هميشه جلوي دوربين استرس داشته باشه اين نشانه خوب بودن بازيگر هست؟ نشانه ي خوب بودنش نيست ولي حداقل به خوب بازي کردن من خيلي کمک کرد. - استرس به اندازه اي که به آدم انگيزه بده والِّا اگر اين ترس از دوربين و جلوي دوربين رفتن باقي بمونه که ... بله قطعاً ترس از دوربين اگر بمونه که آدم نمي تونه اصلاً بازي کنه چيزي که من گفتم اين بود که لحظه اي به نظرم يک بازيگر نابود مي شه که فکر کنه داره خوب بازي مي کنه. - شما مطمئنيد که توي خونبازي هنوز سقفي وجود داشته که هنوز به اون نرسيديد؟ قطعاً ، هميشه وجود داره. - چون يك جايي تو مصاحبه اي گفتيد اگر يک نقش معتاد ديگري پيشنهاد بشه بازي مي کنم ثابت کنم بهتر شده! حتماً – و گفتم خيلي بيشتر دوست دارم اعتيادهاي ديگر رو تجربه کنم و اينجا اعتياد به هروئين بود. - بعد فکر نمي کنيد که اگر توي اين ژانر باقي بمونيد چون معمولاً اين طوري است که وقتي کسي توي يک ژانري مي درخشد بقيه کارهاش هم همون مي شه، مثلاً يکي قرار هميشه عاشق پيشه باشه قرار شکست خورده باشه هميشه معتاد باشه. اعتياد يک کم ويژه¬تر است. ويژگي پررنگي است براي اينکه يک بازيگر رو کليشه کنه براي يک نقش فکر مي کنم ممکن نيست ديگه از اين به بعد همه اش به من نقش معتاد پيشنهاد شه. اولاً مگر چند تا نقش دختر جوان معتاد قرار هست در سال نوشته بشه و بعد حالا يه کارگردانهايي ترجيح مي دهند يک بازيگراي ديگه اي نقشي که من يک بار بازي کردم رو بازي کنند براي همين راجع به اعتياد بعيد مي دونم اين اتفاق بيافته. - خوب- گفتيد نمي خواهم ستاره بشم سينما هدف من نيست وسيله است؟ خيلي شعاري است خانم کوثري مگه مي شه که آدم دلش نخواد که توي سينما ستاره بشه مخصوصاً که شما حرفه تون همينه احساس مي کنم بيشتر از افعال معکوس استفاده کرديد. چون کسي که وارد سينما مي شه چون مي ترسه که نشه مي گه آقا من اصلاً نمي خوام ستاره بشم. ماجرا اين است که چون دغدغه اين نيست که ستاره بشم در موردش هم صحبت نمي کنم يا اينکه ازم بپرسند. - خوب بحث روشن فکري است ديگه من نمي خوام ستاره شم! پز روشن فکري رو که اصلاً نمي پذيرم چون نه اصلاً به من مي آيد و نه بلدم اداش رو در بيارم ضمناً فکر مي کنم يک روشن فکر براي اينکه روشن فکر بشه و محبوب بشه در بين مردم بايد اولاً فراموش کنه روشن فکري رو اگر روزي روشن فکر بشم مي دونم خيلي شعاره ولي اگر بشم اين هست شعارم، من دوست دارم براساس يک سوي شعار زندگي کنم اينکه سيما هدف من نيست وسيله است بله يکي از شعارهايي است که خيلي برام مهمه با افتخار مي گم و با افتخار بهش فکر مي کنم و براساسش زندگي مي کنم. - خوب اينکه سينما وسيله هست براي شما با اين وسيله مي خواهيد به کدام هدف برسيد؟ نميتونم راجع به اون صحبت کنم. - خوب خيلي خوبه که همين صراحت ميگيد خانم کوثري شما در يکي از مصاحبه هاتون که خيلي جنجال به پا کرد گفتيد که تلويزيون رو قبول ندارم درسته؟ عين جمله ام اين بود. - يک همچين برداشتي شده که باران کوثري که با نقش دنيا در صاحبدلان شناخته شده و به بيننده معرفي بيشتري شده مي گه من الان تلويزيون رو قبول ندارم. حتماً اين جمله رو نگفتم حتماً برداشت بدي از جمله من شده و از حرف من واقيتش اينه که مني که به قول شما با سريال صاحبدلان ديده شدم و جز کارهائيم هست که خودم خيلي دوست دارم و يکي از نقاط خيلي مهم تو کارنامه من هست نمي تونم بگم تلويزيون رو قبول ندارم. و الان توي برنامه تلويزيون نشستم. تلويزيون به هر حال رسانه ملي هست به نظرم ... / اول من اينو بگم چيزي که من گفتم يک گله کوچيک بود از يک سري از مسئولين من نگفتم تلويزيون رو قبول ندارم حرفي که من مي زدم اين بود که من بازيگر، بيشتر از هر چيز در مقابل نقشم مسئولم و تنها براساس هدايت کارگردانم بازي مي کنم نه براساس چيز ديگه¬ايِ، گله من اين بود. به هر حال فکر مي کنم تلويزيون داره سير صعودي طي مي کنه همين برنامه شما قطعاً برنامه اي هست که 5 سال 6 سال پيش هيچوقت توتلويزيون پخش نمي شد. سريالها خدا رو شکر بزنم به تخته داره بهتر ميشه همين جور بازيگرهاي بزرگ سينما مثل آقاي پرستويي مثل خانم معتمد آريا به تلويزيون به نظرم خيلي کار بزرگي هست براي اينکه حالا تلويزيون داره سريالهايي رو به مخاطبش نشون مي ده که اندازه شعور مخاطب هست. به هر حال اميدوارم اين روند رشد ادامه پيدا کند. - سپاسگزارم از جواب صريحتون پس بيايم اين سوء برداشت رو اصلاح بکنيم که باران کوثري هرگز نگفت که من تلويزيون رو قبول ندارم. شايد يک گلايه خيلي کوچک خيلي وقتي پيش مي¬آد که آدمها دوست دارند از کاهي کوه بسازند تا عليه افراد مختلف استفاده بکنند اصلاً همچين چيزي نيست و باران کوثري در واقع به يک سوء برداشت از اين مصاحبه اشاره ميکنه بعد خانم کوثري يک جايي گفتيد من فقط در سريالهاي آقاي لطيفي بازي مي کنم. اين جمله خيلي جوان و غير حرفه اي هست قبول داريد؟ بله من واقعاً ادعاي حرفه اي بودن رو ندارم آقاي رشيد پور مصاحبه هاي من رو زياد خوندين نه جدي مي گم من حرفهايي زدم که قطعاً از يک بازيگر حرفه اي خيلي بعيد هست گفتنش. - راستش رو بگم بله. تموم شد واقعاً ادعاي حرفه اي بودن ندارم و متأسفانه برداشتي که از حرفه اي در جامعه ما وجود داره يک کم براي من خوش¬آيند نيست ترجيح ميدهم اگر غير حرفه¬اي بودن اينه همينجوري پيش برم الان باز شما مي گيد که يک مقدار مغرور شدم ولي اين واقعاً ربطي به سيمرغ نداره. من از روندي که دارم طي مي کنم و از مسيري که دارم پيش مي روم خيلي راضي هستيد. - به فرض مثال به اسم مي گم اگه آقاي ابراهيم حاتمي کيا قرار باشه يک سريال بسازه در تلويزيون و بياد نقش اولش رو به شما پيشنهاد بده از همين الان جواب شما به ايشون منفي هست بله منفي هست. - جدي خوبه من حرفي ندارم (خنده) شنديم براي نقش خون بازي شما از 4 ، 5 ماه پيش با چهره اي گريم شده مي رفتيد در کلاسهاي ترک اعتياد شرکت مي کرديد. که با اون فضاها بيشتر آشنا بشيد يک خرده راجع به اين قضيه به بيننده ها توضيح مي ديد که چقدر مرارت کشيديد براي رسيدن به نقش سارا. خيلي ممنون اين رو پرسيديد من از همين جا معذرت خواهي مي کنم از تمام آدمهايي که حضور داشتند تو اون جلسه مي دونستند دروغ ميگم حقيقتش همون موقع عذاب وجدان داشتم. چون آدمهايي که معتاد نبودند اجازه ورود نداشتند و من وارد مي شدم براي همين معذرت مي خوام چون مجبور بودم اين کارو بکنم. - يعني به همشون دروغ گفته بوديد که شما واقعاً معتاديد که برين داخل. بله يعني دو تن از دوستان که من رو معرفي کرده بودند که خودشون در جريان فيلم بودند مرارت هم که ميگين بخشي از کاره يعني اصلاً انتظار ندارم که امتياز خاصي به من داده بشه که سختي کشيدم براي اينکه به يک نقشي برسم نتيجه اون رو گرفتم خيلي خوشحالم خيلي هم راضي¬ام که اين کارها رو کردم. - گفتي 40% رو کارتون تأثير داشته اين کلاس رفتنها؟ خيلي خيلي زياد. براي اينکه به هر حال ديدن اين آدمها از نزديک مهمترين چيزي که حالا تو بعضي هاشون وجود داشت همين که اراده کرده بودند که ترک کنند ولي خوب نمي شد اين خيلي نزديک بود به موقعيت سارا. تو خيلي از موقعيتهايي که مي خواستم بازي کنم بهم کمک کرد. - چون از مرارت صحبت مي کنيم اين رو هم بپرسم که مربوط ميشه يک جايي گفتين که بازيگران بسياري در سينماي ايران هستند که هيچ زحمتي براي نقشـشون نمي کشند من ازتون مي¬خوام 3 نفرشون رو نام ببريد. نام نمي برم دليلش رو هم توضيح مي دم چرا رک بودن زياد گفتم يک کم بي ادبي هست گفتم اگر من از يک بازيگري خوشم نياد وقتي ميبينمش نمي¬گم خانم فلاني يا آقاي فلاني من از شما خوشم نمي آد چون بي ادبي هست الان هم يک جوري مثل در رو گفتنِ. واسه همين اسم نمي برم. ولي قطعاً هستند. - تعدادشون چقدر هست؟ مثلاً چند درصد از بازيگران سينماي ايران هيچ زحمتي براي نقششون نمي کشند؟ 50% - (با تعجب) 50% اين ادعاي خيلي بزرگيه! من به کسي توهين نمي کنم اگر بخواهيد همه بازيگرهاي مورد علاقه ام رو اسم مي برم. - به خاطر همين ميگم يک ادعا هست چون مثلاً اگر فردا پرويز پرستويي از شما گلايه کرد شما مي گوئيد من 50% اول رو گفتم، نه 50% دوم. شما جزء 50% اول هستيد چون الان صريح نمي¬گيد چون ادعا رو مطرح مي کنيد. که 50% بازيگران سينماي ايران غير حرفه اي هستند. باز اين رو توضيح مي¬دم چون واقعاً اهل ادعا نيستم اين بار هم يک جواب بود که من در جواب يک سوال گفتم چون به من گفتند خيلي همه جا داري مانور مي¬دي که براي اين نقش خيلي سختي کشيدي خوب بازيگر وظيفه اش هست براي نقش سختي بشکه. بله بازيگر وظيفه اش هست ولي شما بگيد چند درصد بازيگرهاي ما (................) (آگهي هاي بازرگاني) - يک جمله اي رو يک جا به نقل از شما خوندم هنوز معني اين جمله رو متوجه نشدم. مي گم که شما توضيح بديد: وقتي چيزي را مي¬گويم فرق دارد آن چيزي که بيان مي¬کنم. اين رو همشهري جوان چاپ کرده بود. خيلي کار بدي کرده بود من اصلاً يادم نمي¬آيد همچين چيزي گفته باشم. - جدي من تعجب کردم که معني اين جمله چيه البته يک چيزي رو بگم يک جمله رو از وسط يک سري جمله برمي دارند اگر بگيد در جواب چه سؤالي گفتم حتماً مي تونم توضيح بدم الان مي گيد فکر مي کنم شايد در نوع بيان ديالوگ گفته باشم - دقيقاً همين بود. مي خواستم بدونم چقدر حضور ذهن داريد بله بعضي ها جلوي دوربين ديالوگ مي گويند بعضي ها حرف مي زنند در واقع ديالوگه رو زندگي مي کنند حالا اگر اين جمله رو وسط جمله هاي ديگر مي خونديد حتماً معني اش رو مي گفتم. ولي به نظر من يک جوري بيان کردن ديالوگ مثل نمي دونم مثل پيام صادر کردن هست مثل خطابه خوندن هست ولي حرف زدن جلوي دروبين و گفتن ديالوگ مثل زندگي کردنه ... / - باران کوثري زندگي مي کنه ديالوگها رو جلوي دوربين. سعي مي کنم. - به چند درصد موفقيت رسيده در اين زندگي کردن ديالوگها. تو کجا؟ تو چه فيلمي؟ - مثلاً تو «خون بازي» تو «خون بازي» نگيد مغرور شده خيلي (خنده هر دو) - نمي تونم بگم که به هر حال سيمرغ گرفتن تأثير نداشته. واقعاً نداشته. - شما الان محکم داريد از مواضعتون دفاع مي کنيد اين يکي از دلايل منه براي اينکه سيمرغ تأثير گذاشته نمي گم مغرور شديد ولي مي گم سيمرغ تأثيرش رو گذاشته. واقعاً نگذاشته آقاي رشيدپور واقعيتش اينکه که اگر بخواهم راجع به بقيه بازي هام حرف بزنم خيلي برام سخته نمي تونم واقعاً من از خيلي جاهاش نمي تونم دفاع کنم. - مثل بازي که در «روز سوم» ارائه کرديد. باز نه «روز سوم» هم باز بيشتر برام قابل دفاع است ولي خوب قطعاً نه به اندازه «خونبازي» ولي خوب مثلاً راجع به بازيم تو فيلمهاي قبلي ام يک کم برام سخت و واقعاً هيچوقت ازشون دفاع نکردم انتقادها رو پذيرفتم گفتم مي پذيرم مثلاً فيلم «گيلانه» لهجه ام خوب در نيامد يا در فيلم «خوابگاه دختران» شايد يه جاهايي مي تونستم عکس العمل هاي بهتري نشون بدم راجع به اتفاقاتي که ميافتاد. تو فيلم ولي راجع به خون بازي واقعيتش اينه که اين نيست تو خون بازي اول جنس و نوع بازي که دوست دارم خيلي نزديک شدم يعني جنسي که ماجرا اصلاً خوبي و بديش نيست ماجرا اينکه که يک جوري بازي کنيد که فکر کنيد فقط شما مي تونيد بازي کنيد حالا اون رو ميشه خوب بازي کرد و بايد بازي کرد. - حالا اين خون بازي در سکانس پايانيش خيلي ها اعتقاد دارند که همه فيلم در سکانس پايانش يک جوري ناجم و جور به پايان مي رسه سکانس پاياني رو نمي پسندند در حالي که شما يک جايي گفتيد بارها با ديدن سکانس پايان بازي گريه کردم. چه جوري خيلي ها مي گن وصله نچسب فيلم هست. فکر مي کنم به پايان باز عادت نداريم يعني دوست داريم هميشه آخر فيلم ها يک نتيجه قطعي بگيريم مثلا يا دمه آخر «صاحبدلان» همه به من مي گفتند خوب آخرش چي شد گفتم خوب پدر بزرگم فوت کرد. مي گفتند نه تو و جوادي با هم ازدواج کرديد همه منتظر بودند که اين حتماً گفته بشه که «دينا» با کسي ازدواج کرد يا نه براي همين فکر مي کنم هميشه ما دوست داريم نتيجه رو کارگردان بگيره و بهمون بده يک کم به پايان باز هنوز عادت نکرديم. - خود باران کوثري به عنوان مخاطب فکر مي کنه که «سارا» در «خون بازي» اعتيادش رو ترک مي کنه يا نميکنه؟ واقعيتش اينه که هيچکس نمي دونه. - حدس شما چيه؟ تصور شما چيه؟ با اون مقدار مصرف «سارا» خيلي بعيده. ولي خوب از يک طرف هم يک اراده قوي وجود دارد. - خوب اينم بالاخره 50، 50 است بالاخره ترک مي کنه يا نمي کنه؟ واقعيت اعتياد همينه. واقعاً 50، 50 است. نمي دونم. - مي خواهيد يک قسمتهايي از «خون بازي» را ببينيم؟ (پخش قسمتهايي از خون بازي) -بخشهايي از «خون بازي» رو براتون پخش کرديم که اميدواريم اين روند رو به رشدي رو که باران کوثري در ايفاي نقش ها دارند کماکان منحني صعودي روطي بکنه. منتقدين دو تا لقب به ايشون دادند يکي خيلي جالبه دختر سينماي ايران در سال 85 يا بانوي سينماي ايران در سال 85 يه خرده با کلاس¬ترش هست و گفتند که شايد در غيبت خيلي ها يا شانس بزرگ شما بوده که جريان سينماي ايران در سال 85 براي بازيگران زن با درخشش نام شما حيات بيشتري گرفت. نمي¬خواهيد از منتقدين تشکر کنيد؟ چرا. کدوم منتقدي اين رو گفتند؟ خيلي ممنون هيجان زده شدم. - الان مشغول چه کاري هستند؟ هيچي. - فعلاً دوران استراحت پس از سيمرغ رو داريد پشت سر مي گذاريد. فعلاً دوران انتخاب را دارم طي مي کنم. - چند تا فيلمنامه الان به شما دادند که داريد در موردشون فکر مي کنيد؟ حقيقتش فيلمنامه اي که در موردش فکر بکنم دو تا ولي .../ - کارگردانهاش چه کساني هستند؟ نمي تونم بگم. درست نيست. ولي يک فيلمنامه¬هايي اصلاً گرفته نميشه همون اول يه بهونه¬هايي آدم مياره و ردش مي کنه. - من بازيگر سيمرغ گرفته¬ام. مثلاً براي چي اين فيلمنامه رو داديد به من؟ نه اينو که نميگم. من هيچوقت اين اعتماد به نفس رو ندارم که بگم. - نمي¬دونم چرا مي خوام ثابت کنم که شما اعتماد به نفستون بيشتر شده بعد از سيمرغ. يک حس شيطنتي به من مي¬گه اين را ثابت کن. مي تونين ثابت کنين. فکر مي کنيد بشه من كه فكر نمي¬كنم. - ببينم ثابت ميشه تا پايان برنامه يا نه. فعلاً که نه اين اتفاق که نيفتاده شما خيلي داريد شکسته نفسي پاسخ مي دهيد يه جايي گفتيد پدر و مادر من پارتيهاي من بودند براي ورود به سينما اين که اينقدر شفاف به پارتي بازيها در سينما اعتراف کرديد براي من جالب بود. از من پرسيدند که قبول داريد با پارتي وارد اينجا شديد من گفتم که اگر اينجوري حساب بشه که به دليل پدر و مادرم که وارد دنيا شدم آنها پارتيم بودند بله پدر و مادرم پارتيم شدند اصلاً هم ترسي ندارم از اينکه اين رو بگم براي اينکه بله ورود به سينما خيلي سخته هميشه اين رو درک کردم هميشه حتي .... - ولي خوب با پارتي بازي راحته. با پارتي بازي راحتره بله همين هم حتي يک وقتهايي عذاب وجدان داشتم براي اينکه فکر کردن من جايي ايستادم دارم نقشهايي رو بازي مي کنم که شايد ميليونها نفر دوست دارند جاي من باشند که قطعاً استعدادشون بيشتر از من هست ولي خوب اين آدم رو خيلي مسئول ميکنه خيلي مسئوليت بزرگي روي دوش آدم ميذاره ولي به نظرم حالا اينکه بمونم تو سينما يا نمونم، چقدر موفق باشم يا نباشم ديگه به خودم بستگي داره. - يعني مي گيد مونده مهمه نه ورود شايد با پارتي وارد بشي ولي نموني. به نظرم زياد هم اتفاق افتاده. - که با پارتي وارد ميشن ولي نمي¬مونند؟! حالا با پارتي يا به هر طريقي ، نمي مونند. - جالبه اولين حضور خانم باران کوثري جلوي دوربين اگر من آمار اشتباه نگرفته باشم در 5 سالگي جلوي دوربين داريوش فرهنگ بوده براي بهترين باباي دنيا خيلي هم شما ديالوگ داشتيد و هيچکس فکر نمي کرد يک دختر بچه 5 ساله بتونه اين همه ديالوگ حفظ بکنه. بـله. من سـواد هم نداشتم آقاي پسـياني اونجا دسـتيار آقاي فرهنگ بودند. ديالوگها رو مي¬خوندند من تکرار مي کردم تا حفظ بشم. - درسته بسيار خوب علي يه چيزي داشتي مي¬گفتي. بلند بگو اشکال نداره. پدرتون گفتند من به عنوان پدرش مي گم که اگر آقاي ابراهيم حاتمي کيا نقش پيشنهاد داد بازي مي کنه با پدرتون مخالفت مي کنيد؟ با پدرم بله چون معمولاً اينطوري نيست که پدرم يا مادرم تصميم بگيرند که من تو فيلمي بازي مي کنم يا نمي کنم. - خوب الان که خلافش ثابت شد. نه واقعيتش اينه که پدرم داره يک کم مصلحت انديشي مي کنه. - آقاي جهانگير کوثري خدمت شما سلام عرض مي کنيم خانم رخشان بني اعتماد در اينجا هيچ اجبار و اصراري به زدن حرف من نيست هر کسي راحته که هر نظري که داره رو بگه. من خداي نکرده حرف توهين آميزي نخواستم بزنم اصلاً فقط گفتم که واقعيتش اينکه که سريال بازي کردن کار سختي هست. و واقعيتش اينه که براي من خيلي کار جذابي نيست مگر در شرايط خاص با آقاي لطيفي کار کردن واقعاً شرايط خاصي هست. يعني يک بخشي به نظرم براي من حداقل باز اين جزء اون حرفهايي هست که خيلي حرفه اي نيست يک بخشي بله به تکنيک آدمها بر مي گرده به اينکه چقدر کارگردان خوبي هستند يا نه و يک بخشي هم براي من خود آدمها پشت صحنه اي هست که دارند توش کار مي کنند. واقعيتش اينه که حتي بيشتر از اوني که بعدها روي پرده مي بينم اينه که تو اون دو ماه يا سه ماه پشت صحنه چه اتفاقي برام افتاده فکر مي کنم بخش جذاب بازيگري اتفاقاً اونه. - فکر مي کنم لحظات خيلي جذابي رو تو اين دو سه دقيقه پشت سر گذاشتيم دفاع محکم خانم باران کوثري از اعتقادات و نظرهاش (رو به پشت صحنه) بچه اينقدر حرف نزنيد تمرکز ما بهم مي خوره همه دارند اشاره مي کنند که حرف باباتون رو تکذيب نکنيد بگيد قبول. نه من تکذيب نکردم قطعاً خيلي هم مشورت مي کنم باهاشون در انتخاب کار شما اسم برديد خوب من هم بايد جواب مي دادم. - درسته شايد تقصير من بود. نه تقصير نيست. - حالا عيب نداره اگه دنبال مقصر مي گرديد تقصير من بود شما دعواشون نکنيد خدمتتون عرض کنم ما دو تا موسيقي در نظر گرفتيم که شما گوش کنيد حسي که بهتون دست ميده رو تو اون لحظه به ما بگين. (پخش موسيقي اول: موسيقي يکي از فيلم هاي باران کوثري) من خيلي خوب هيجان¬زده مي شم چون به هر حال موسيقي يکي از فيلمهاي مورد علاقه¬ام هست. (پخش موسيقي دوم : آهنگ فيلم کلاه قرمزي) (باخنده) مي دونيد کلاه قرمزي و پسرخاله اولين فيلمي بود که من برايش گريه کردم. - گريه کرديد؟ همه خنديدن! نه من اون صحنه اي که کلاه قرمزي تو ماشين نشسته و چكمه اش رو گذاشه کنارش. - من از يکي از دوستان نزديکتون شنيدم که فيلم محبوب شما در سينما فيلم کلاه قرمزي پسرخاله هست. درسته؟ يکي از فيلم¬هاي محبوب من بله کلاه قرمزي و پسرخاله يا پربيننده ترين يا يکي از پربيننده¬ترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران بوده حالا چون اون موقع بليط سينما ارزون¬تر بوده پرفروش ترين نيست ولي يکي از سه چهارتاي اول پربيننده ترين بوده. خيلي به نظر من هر چي زمان مي گذرد خيلي بيشتر زوج آقاي طهماسب و آقاي جبلي زوج خيلي احترامي ميشن برام براي اينکه جزء معدود آدمهايي هستند که فيلم پرفروش سالم مي سازند يعني فيلمي که جدا از اينکه مخاطب پسنده فيلم سالمي هست. - فيلم سالم تعريفش چیه؟ فکر مي کنم اصلاً مهمترين ويژگي پرده سينما اينکه که آدم رو مرعوب ميکنه مخاطب رو مرعوب مي کنه احساسات مخاطب تو دست شما نيست معيارهايي که اصولاً مخاطب به خاطرش بليط ميگيره و ميره تو سينما با معيارهايي که فکر مي کنم اهالي سينما و کارشناسها به يک فيلم ميگن فيلم ارزنده يا غير ارزنده خيلي فرق مي کنه مخاطب فکر ميکنم همه جاي دنيا هم همينه همينکه احساساتش تحريک بشه از اون فيلم خوشش مياد کافي هست بخنده يا گريه کنه به نظرم.... / - پس شما به فيلمي كه احساسات مخاطب رو تحريك كنه مي¬گيد فيلم سالم؟ نه به فيلمي مي¬گم فيلم سالم كه فقط احساسات مخاطب رو تحريك نكنه جدا از اين احساس مسئوليت كنه كه اگر قراره يک فيلم بفروش بسازه باشه، در عين اينکه اون فيلم بفروشه يک فيلم خوش ساختي باشه بازي¬هاي خيلي بد به تماشاگر نشون داده نشه فيلمبرداري خيلي ضعيف به تماشاگرشون داده نشه. - خوب مسلماً اگر اينها خيلي بد باشن که اصلاً مخاطب رو نمي تونن تحت تأثير قرار بدن پس فيلمي تحت تأثير قرار ميده که بازيگر رواني داشته باشه ريتم کارگرداني خوبي داشته باشه که همه اينها در خوابگاه دختران هست. بله «خوابگاه دختران» به همين دليل جزو فيلم پرفروش سالميه به نظرم. - ولي انصافاً غير از ترس و خنده بعضي جاها چه چيز ديگري به مخاطب ميده واقعيتش اينه که خوابگاه دختران تماشاگران رو گول نميزنه يعني براي خندوندن تماشاگر حتي از شکوندن يک خط قرمزهايي استفاده نميکنه که به نظر من يک جاهايي تو خيلي از فيلمها ميشه و براي ترسوندن تماشاگر واقعاً زحمت کشيد شده يعني موقعيتي ايجاد شده که تماشاگر بترسه. - نه ببينيد اينو من در پاسخ به سرکار عالي دادم عرض مي کنم فرموديد جز تحت تأثير قرار دادن احساسات تماشاگر يک چيز ديگر يک خوراک ديگر فکري هم به مخاطبش بده ولي مثلاً در فيلم خوابگاه دختران جز ترس يا خنده چه چيز ديگري وجود داره؟ خوب «خوابگاه دختران» فيلم خوش ساختي هست. - صد در صد خوش ساخته. خوب اين به نظر من خيلي مهمه که کارگردان فيلم فقط نخواسته تماشاگر رو بکشونه تو سالن سينما اين احساس مسئوليت رو کرده که روي پرده سينما يک فيلم خوش ساخت به مخاطب نشون بده شما فيلمهاي پرفروش يک دو سال اخير رو که نگاه کنيد واقعاً هيچکدوم حتي فيلمهاي قابل فکري نيستند واقعيتش اينه ميگم حالا تو آمريکا هم اين اتفاق مي افته تو اروپا هم اين اتفاق مي افته اصلاً فکر مي کنم اصولاً راجع به هنر اينطوريه مثلاً بيشترين تابلوهايي که کشيده مي شن و مردم بابتشون پول ميدن ميخرن ميزنند تو خونه هاشون قطعاً کپي کارهاي نقاشهاي بزرگ تاريخ هنر نيستند نقاشي هايي هستند که حالا يک کوهي اند و يک خورشيدي و .. قابل احترامند ولي قطعاً به لحاظ بار هنري قابل ارزش نيستند براي همين ميگم که آقاي طهماسب و آقاي جبلي خيلي برام قابل احترامند که هميشه اين فيلمهاي سالم رو ساختند که کاملاً هميشه درک کردند فيلمي که ميفروشه فيلمي که تماشاگر رو به سالن مي کشونه هميشه اون فيلمي نيست که مورد توجه منتقدين و اهالي سينما قرار ميگيره. - بسيار خوب يعني تأکيد مي کنيد به مخاطب محوري. يعني اگر فيلمي ميفروشه و فيلمي مردم رو به سينما مي کشاند اگر خوش ساخت هم باشه از نگاه باران کوثري فيلم سالمي نيست. اصولاً به نظرم اين فروش يا عدم فروش خيلي ارزش نيست يعني ارزش هنري نيست. - الان خودتون گفتيد، گفتيد همين که مردم رو بتونيد بکشونيد به سينما با يک فيلم خوش ساخت اين فيلمه سالمه بله، ولي خوابگاه دختران اول فيلم ارزشمندي هست به اين دليل که فيلم خوش ساخته و ميگم کم اتفاق مي افته ولي خيلي اتفاق خوبيه که يک فيلمهايي مثل شوکران ، زير پوست شهر، مثل چهارشنبه سوري فيلمهايي هستند که هم فيلم برگزيده مردمند هم فيلم برگزيده منتقدين. - خوب خيلي خوبه که آدم هر دو طرف رو کنار هم داشته باشه. خوب اين اتفاق خيلي زياد نمي افته همين، ميگم حتماً اگر يک فيلمي ميفروشه حتماً اگر نميفروشه دليل ارزش يا عدم ارزش اون فيلم نيست. (پخش کليپ) - خانم باران کوثري يه سري اسامي براتون مي خونم شما حسي که بهتون دست ميده يا جمله اي که نسبت به اون آدم مي تونيد بگيد رو الان رو آنتن براي ما بگيد. 1- رخشان بين اعتماد : من خيلي احساساتي ميشم راجع به مامان بابام حرف بزنم يک ديالوگ خودش تو بانوي ارديبهشت داره به نظرم خيلي خيلي شبيه خود مامانم هست ميگه: چشمانش دو درياچه هست از عسل 2- جهانگير کوثري: يه ترانه اي هست که من رو خيلي ياد بابام ميندازه خيلي زياد ولي نمي تونم بگم 3- ترانه عليدوستي: يک استعداد خيلي زياد در بازيگري خيلي زياد و بي تعارف به شدت اميدوارم قدرش رو بدونه 4- گلشيفته فراهاني: فکر مي کنم گلي اون موقعي که تبديل به يک بازيگر کاملاً حرفه اي شد نه حرفه اي به اون معنايي که من دوست ندارم به اون معنايي که دوست دارم تبديل شد. خيلي سنش کم بود مي تونم بگم کم سن و سال ترين بازيگر حرفه اي سينماي ايران 1) گلشيفته فراهاني بهتر بازي مي کنه يا شقايق فراهاني؟ گلشيفته فراهاني. 5- محمد حسين لطيفي: آقاي لطيفي هميشه من بهش ميگم اينقدر مقيد احساساتش هست که هميشه بهش ميگم اگر مي تونيد يک کم اين احساساتتون رو کمتر کنيد قطعاً خيلي کارگردان بهتري از اين چيزي که هستيد مي شديد. - اگر احساساتي نبودند کارگردان بهتري بودند. براي اينکه همه چيز بر اساس احساساتشون ميگرده حتي پشت صحنه. 6- مريلا زارعي: يكي، دو تا از بازي¬هاشون رو خيلي دوست دارم. 7- ابراهيم حاتمي کيا: قطعاً سرشناس ترين کارگردان در ژانر سينماي جنگي ايران هستند. - سه تا از جوابهاتون جالب بود. جوابيکه به جهانگير کوثري داديد که اصلاً جواب نداديد. جوابي که به مريلاي زارعي داديد و جوابي که به ابراهيم حاتمي¬كيا مي ديد و چقدر هم مادرتون رو دوست داريد. راجع به بابام مي تونم توضيح بدم اون ترانه رو به دلايل نمي تونم بگم ولي باباي من يک ظاهر سخت داره با يک قلب کاملاً کبوتري براي همين خيلي خيلي زياد براي من شخصيت دوست داشتني هستند. - انشاءالله که هميشه سايه پدر و مادر مستدام باشه انصافاً هم خانم رخشان بني اعتماد هم جناب آقاي جهانگير کوثري ، جناب کوثري که از همکاران بسيار ارزشمندمون در تلويزيون هستند شايد به جرأت بگم با احترام به جوانترهامون در اين عرصه بهترين مفسر فوتبال در رسانه ايران هست با دنيايي از اطلاعات و معلومات رخشان بني اعتماد هم يکي از برجسته ترين هنرمندان زن در عرصه سينماي ايران که به وجود هر دو نفر افتخار مي کنيم. خانم باران کوثري همه سؤالهاي سختي که پرسيديم و خيلي وقتهاي سعي کردم شما رو ناراحت کنم. همش به خاطر جذابيت برنامه هست والا خودم معتقدم که سرکار عالي جزو استعدادهاي بسيار درخشان و قابل اعتماد و اعتنا در سينما و تلويزيون ايران هستيد. يک نتيجه گيري هم بکنيم خيالم راحت شه که اينجوري فکر نمي کنيد شما که همه مصاحبه هاي من رو قبل از سيمرغ و بعد از سيمرغ خوندين حتماً ديديد من کلمه اي حرفهام تغيير نکرده بگين تو رو خدا فکر نمي کنيد مغرور شدم - صد در صد همينطور هست يک شوخي تلويزيوني بود که سعي مي کردم که ثابت بکنم شما مغررو هستيد شما خيالتون راحت که به وجود بازيگراني مثل شما و خانواده محترمتان به وجود چنين هنرمنداني افتخار مي کنيم و خيلي ممنونم از حضورتون در اين برنامه ممنونم مرسي - برنامه ما اين حسن رو هم داشت که اين سوء تفاهمي که نسبت به باران کوثري در مورد قبول داشتن يا نداشتن تلويزيون بود هم رفع شد و خانم باران کوثري رسماً گفتند که از اين مصاحبه سوء برداشت شده بود و تو اين برنامه به اين ترتيب آشتي کنان بود در واقع. يک سوء برداشت عمومي ولي توي حرفهاي من سوء برداشتي شده بود. - حرف پاياني تون در 3 ثانيه بفرمائيد. خيلي زياد از برنامتون تشکر مي کنم به نظر من خيلي زياد برنامه خوبيه و جاي چنين برنامه اي اصولاً فکر کنم در عرصه هنر ما خيلي خالي بود خيلي ممنون. - سپاسگزارم از محبتتون روزگار خيلي خوشي رو براتون آرزو مي کنم خانمها آقايان فردا جمعه هست روزي که متعلق به آقا امام زمان (عج) اجازه بديد تيتراژ پاياني برنامه امشب رو تقديم بکنيم به دلهايي که عاشقانه در انتظار مي تپند.«منو رها کن از فکر تنهايي. شب بخير و خدانگهدار»