آن خاطره چی بود ؟
یک جا در فیلم هست که من خودزنی کرده ام و نشئه هستم. رفتیم سر صحنه و گفتند امروز نشئگی داریم . من نشستم برای گریم و چشم هایم را بستم . گریم که تمام شد چشم هایم را باز کردم و یکهو زدم زیر گریه و نشئه شدم . من نمی فهمیدم که در خون بازی چه اتفاقی برایم می افتاد. مات ماندم . مرا انداختند داخل ماشین و من فقط زار می زدم و می گفتم : من مامانم را می خواهم . وقتی رسیدیم ، من رفتم توی بغل مامانم و فکر کنم نزدیک به بیست دقیقه من زار می زدم و او هم زار می زد. بعد من را خواباندند روی تخت و پلان را گرفتند و فقط همین بود... متن کامل مصاحبه را در زیر دانلود نمایید.(فایل به صورت پی دی اف است)