
خبرگزاري فارس: گروهي از سينماهاي نمايشدهنده فيلمهاي منتخب دوازده دوره برپايي سيزدهمين جشن سينماي ايران در تهران و شهرستانها در 23 و 24 شهريور مشخص شدند.
اين آثار از سوي دبيرخانه گراميداشت روز ملي سينما (سيزدهمين جشن سينماي ايران) انتخاب شدهاند و آثار برگزيده عبارتند از: "رقص در غبار " اصغر فرهادي، "زير پوست شهر "، "گيلانه " و "خونبازي " رخشان بنياعتماد، "دايره زنگي " پريسا بختآور، "تقاطع " ابوالحسن داودي و ...
نمايش «دايره زنگي» در دور جديد تماشاخانه حوزه هنري
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي حوزه هنري استان تهران، در دوره جديد كه روزهاي دوشنبه هر هفته و از ساعت 14 تا 17 برپا خواهد شد، تعدادي از آثار ماندگار سينماي ايران با حضور عوامل فيلم و منتقدان برجسته به نمايش در خواهد آمد.
علاقه مندان ميتوانند براي حضور و عضويت در اين كانون به حوزه هنري مركز كرج واقع در ميدان نبوت،كوچه ميلاد4 شماره 35 مراجعه كنند يا براي كسب اطلاعات بيشتر با شماره 4473011-0261 تماس بگيرند.
"دایره زنگی" در حوزه هنری نقد و بررسی میشود
نشست نور، صدا، دوربین، خنده ساعت 17 روز دوشنبه 28 اردیبهشت با نمایش فیلم سینمایی "دایره زنگی" با حضور امیر قادری و آرش خوشخو در تالار اندیشه برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه خبری حوزه هنری اعلام کرد نشستهای نور، صدا، دوربین، خنده ویژه اردیبهشت که به همت دفتر طنز حوزه هنری برگزار میشود، میزبان دو تن از منتقدان سینما و روزنامهنگاران و عموم علاقمندان است تا "دایره زنگی" پریسا بختآور را نقد و بررسی کنند.
اکران نوروز 87:
دایره زنگی" پریسا بختآور از چهارشنبه 28 اسفند 86 در گروه سینما قدس اکران شد. این فیلم پس از دو هفته نمایش 370 میلیون تومان فروش کرد.
فروش فیلم پس از 77 روز نمایش در 15 سینما به 900/681/111/1 تومان رسید و در کنار فیلمهای "توفیق اجباری" محمدحسین لطیفی، "اخراجیها" مسعود دهنمکی و "آتشبس" تهمینه میلانی در فهرست فیلمهای یک میلیاردی چند سال اخیر سینمای ایران قرار گرفت.
اين كارگردان سينماي ايران در پاسخ به اينكه چرا «دايره زنگي» از مسابقه جشنواره فيلم شهر به بخش غيررقابتي جشنواره منتقل شد، به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:«دايره زنگي» تا روز آخر هم در بخش مسابقه بود و مورد قضاوت داوران نيز قرار گرفت، اما پس از اينكه من مطلع شدم فيلم با اكثريت آراء فيلم برگزيده داوران شده است. بالاي يك ميليارد تومان:
* 1- «دايرهزنگي»، پريسا بختآور، 88 ، 13، 1/1 ، يك ميليارد و 128 ميليون تومان
2- «چارچنگولي»، سعيد سهيلي، 91 ، 14 ، 29/8 ، يك ميليارد و 16 ميليون تومان


باران مــــــــا - «پريسا بختآور» گفت:به نظر من نسبت به گذشته عوامل حرفهاي سينما اطمينان
بيشتري به جوانترها دارند و ديگر بهراحتي جذب اين پروژهها ميشوند،
ولي قبلا بدبينيهايي نسبت به كار آنها وجود داشت.
«پريسا بختآور» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس كه نخستين فيلم خود را با عنوان «دايره زنگي» ساخته است، در اين باره گفت: من براي ساخت اين فيلم مشكل خاصي نداشتم، به خاطر اين كه داراي تهيهكنندهاي بودم كه از ابتدا براي همكاري اعلام آمادگي كرده بود ولي ميدانم فيلمسازان اول با مشكلات فراواني رو به رو هستند.
وي ادامه داد: از ابتداي امر آقاي ساداتيان اين آمادگي را اعلام كردند كه بر مبناي شناختي بود كه به واسطه سريالهايي كه كارگرداني كرده بودم و قبل از آماده شدن فيلمنامه صورت گرفت.
كارگردان «دايره زنگي» افزود: چون پيش از اين سريال ساخته بودم و سابقهاي برايم محسوب ميشد، مشكل چنداني براي ساخت اين فيلم نداشتم و مشكلي هم كه براي پروانه ساخت بهوجود آمد، نه به اين دليل كه كارگردان فيلم اولي بودم بلكه به دليل تغييراتي بود كه در فيلمنامه بايد صورت ميگرفت.
پريسا بختآور مجموعه تهيهكننده و فيلمنامه مناسب را در ساخت فيلم اول دخيل دانست و گفت: داشتن تهيهكنندهاي كه صوري نبود و در تمام مراحل كار با من همراه بود، نقش مهمي داشت، ضمن اين كه فيلمنامه و سوابق و تحصيلات نيز بسيار مؤثر است.
وي با بيان اين مطلب كه جذب حمايت از طرف عوامل حرفهاي سينما بهتر از گذشته صورت ميگيرد، گفت: نسبت به گذشته عوامل حرفهاي سينما اطمينان بيشتري به جوانترها دارند و ديگر بهراحتي جذب اين پروژهها ميشوند، ولي قبلا بدبيني هم وجود داشت.
بخت آور به فارس گفت: تعدادي دوستاني كه در فيلم «دايره زنگي» ايفاي نقش كردند، در سريالهاي من نيز بازي كرده بودند و از اين طريق با من آشنايي داشتند. بعضيها نيز فيلم كوتاه ميسازند و از طريق آن شناختي را ايجاد ميكنند ولي فيلمسازاني كه هيچ شناختي از آنها وجود ندارد همه چيز ديگر بستگي به فيلمنامهاي دارد كه در دست دارند و فيلمنامه تنها برگي است كه ميتواند عواملي را كه ميخواهند را جذب كند.
«بختآور» داشتن فيلمنامه قوي را يكي از مهمترين اركان در ساخت فيلم اول و دوم قلمداد كرد و گفت: پتانسيل فيلمنامه خيلي مهم است. شايد همه تهيهكنندگان نظرشان جذب صرف تماشاگر نباشد ولي بعضا با فيلمنامه ممكن است روبرو شوند كه فارغ از فاكتور جذب مخاطب از پتانسيلهاي ديگري مثل عناصر داستاني و هنري برخوردار نيستند. به نظر من مهمترين چيز در هر فيلمسازي چه در فيلم اول و چه در فيلمهاي بعدي فيلمنامه است و ميتواند در جذب عواملي كه هر فيلمساز ميخواهد مفيد باشد.
منبع: فارس

دایره زنگی!
«دایره زنگی» بختآور در خانه
همه پتانسیلهای یک فیلم خوب و پرفروش را دارد؛ از مهران مدیری، امین حیایی، شریفینیا، نیما شاهرخشاهی، گوهر خیراندیش، باران کوثری و بهاره رهنما بگیرید تا نویسندهاش که اصغر فرهادی است و کارگردانش که ما را یاد مجموعه من یک مستاجرم میاندازد؛ مخصوصا وقتی همه این بازیگرها با یک فیلمنامه خوب کنار یکدیگر قرار بگیرند. دایره زنگی درست یک چنین فیلمی است؛ یک فیلم خوشرنگ و لعاب که هم ساختار خوبی دارد، هم مخاطب را روی صندلی سینما مینشاند و هم او را به فکر وامیدارد. داستان عجیب و غریبی هم ندارد؛ یک آپارتمان است با همسایههای مشکلدار که در یک روز وارد قصهای میشوند و تا پایان شب مشکلشان حل نمیشود. اگر فیلم را در سینما ندیدهاید، حتما دیویدی آن را که این روزها در سوپرمارکتها هم در دسترس است، تهیه کنید.
بازی باران کوثری در نقش یک دختر دغلباز، از نکات متفاوت فیلم «دایره زنگی» است.
گفتوگو: هفتهنامه همشهری جوان، سال چهارم، شماره 182، 16 شهریور 1387
در آخرين هفته فيلم پارك ، فيلمهاي «عاشق»، «قاعده بازي»، «دايره زنگي» و «مادرزن سلام» در 6 پارك شهر به اكران عمومي درميآيند.
به گزارش سايت سينمايي سوره به نقل از اداره كل روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، فيلم «عاشق» ساخته افشين شركت، پنجشنبه، 7 شهريورماه و فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت آور، جمعه 8 شهريور در پاركهاي ملت(شمال)، بعثت(جنوب)، پامچال(جنوب شرقي)، پليس(شرق)، نرگس و باغنو(غرب) براي شهروندان به نمايش درميآيد.
فيلم پارك، تمهيدي براي نمايش فيلم به صورت رايگان ويژه شهروندان تهراني است كه در قالب مجموعه برنامههاي جشنواره تابستانه سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در پاركهاي تهران برگزار ميشود.
فيلم پارك، هر هفته پنجشنبه و جمعه ساعت 45/20 فيلمهاي سينمايي را اكران ميكند.
انتهای پیام

ساداتیان در گفتگو با مهر:
"دایره زنگی" در آمریکا و کانادا روی پرده میرود
تهیهکننده فیلم سینمایی "دایره زنگی" از اکران نخستین ساخته بلند پریسا بختآور در کشورهای آمریکا و کانادا در آینده نزدیک خبر داد.
سیدجمال ساداتیان به خبرنگار مهر گفت: از 10 روز دیگر اکران عمومی "دایره زنگی" همزمان در آمریکا و کانادا آغاز میشود. قرار است فیلم در ایالتهایی نظیر کالیفرنیا و شهرهایی که ایرانیان در آن ساکن هستند به نمایش درآید و قصد داریم آن را در کشورهای اروپایی نیز اکران کنیم. اما این کار پس از اکران در آمریکای شمالی انجام خواهیم داد.
فیلم سینمایی "دایره زنگی" اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. فروش "دایره زنگی" در زمان اکران در تهران و شهرستانها از مرز یک میلیارد تومان گذشت.
گفتوگو: خبرگزاری مهر
بهارسینمای ایران ـ 6 :گفتهها/
انتقاد، پیشنهاد و اعترافهای سینمایی فصل بهار
انتقادها، پیشنهادها، اعترافها و نقد و تحلیلهای مقطعی مسئولان، سینماگران، بازیگران و ... از مهمترین اظهار نظرهای سینمای ایران در بهار 87 بودند.
ششمین مرور شمایل سینمای ایران در بهار 87 اختصاص یافته به اظهار نظرهای خاص، تعیینکننده و گاه جالب مسئولین و سینماگران و اهالی هنر هفتم که میتواند در نوع خود جالب و تأمل برانگیز باشد.
در این بازخوانی هم وجه تأثیرگذاری این اظهار نظرها و بازتاب آنها در رسانهها و مجامع تخصصی مورد توجه قرار گرفته و هم جایگاه آنها در این مقطع که تا حدی از زمان انعکاس و انتشار این حرفها گذشته و ... طبعاً این نکته میتواند کاربردی بودن آنها را در تحلیل امروز مورد توجه قرار دهد.
* محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی فروردینماه به مناسبت آغاز سال نو در جمع کارکنان وزارت ارشاد سال 87 را سال شکوفایی فرهنگی در کشور دانست و از عزم این وزارتخانه برای ارائه ویترینی از بهترین خدمات و شایستهترین اقدامهای فرهنگی هنری خبر داد.
وی با اشاره به "سنتوری" و جلوگیری از اکران آن گفت: دوستان ما بحق جلو اکران فیلم را گرفتند. اگر منصفانه بنشینیم و آن را در دادگاه وجدان ملی و دینی مرور کنیم، حتی یک نکته مثبت در فیلم دیده نمیشود. این فیلم هر بدی را درون خود جا داده، از اتهام به خدا و دین تا اتهام به مردم و ایرانیان و تحقیر هموطنان و سیاهنمایی در جامعهای که هر روز در حال پیشرفت و ترقی است.
وزیر ارشاد افزود: چه توجیهی دارد حتی اجازه دهیم این فیلمی تولید شود؟ اگر جلو فیلمی گرفته شود یعنی هر فیلمی شبیه آن نباید ساخته شود. ما با کسی دشمنی و با برادر عزیز هنرمندی که در کارنامه خود کارهای شایسته هم ارائه کرده خصومت نداریم. ما میگوییم خصومت واقعی با آن هنرمند را کسانی دارند که میخواهند او را خلاصه کنند در یک اثری که اتفاقاً بدترین کار اوست.
صفار هرندی همچنین اردیبهشتماه در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) درباره وضعیت سینمای ایران گفت: در دولت قبل موج فیلمهای دختر و پسری راه افتاده و مضامین خانوادگی و اخلاقی از این هنر دور شده بود که بخشی از آن سلبی بود و باید جلو آن گرفته میشد.
وی ادامه داد: در دولت نهم وارث فیلمهایی بودیم که در جریان ساخت آن نبودیم و به تدریج که وارد دورهای شدیم که تأثیر ما در این سینما بیشتر شد، مجوز اکران و ساخت دادیم. در جشنواره فیلم سال گذشته هیئت داوران فیلمهایی مسئلهدار را به جشنواره راه ندادند و فیلمهایی خوب و سالم چون "آواز گنجشکها"، "فرزند خاک"، "به همین سادگی" و از این دست به نمایش درآمد.
وزیر ارشاد خردادماه با تأکید بر لزوم ساخت آثاری درباره خرمشهر و انتقاد از اینکه تا به حال کار جدی در این زمینه انجام نشده گفت: ما همیشه خرمشهر مظلوم و اشغالشده را تصویر کردیم، ولی به حماسه آزادی آن توجه نکردیم. در حالی که چنین اتفاقی را در دنیا سردست میگیرند. اما ما هنوز موفق نشدیم یک تصویر درست از آزادسازی خرمشهر به نمایش بگذاریم.
صفار هرندی همچنین خردادماه در تجدید میثاق اهالی فرهنگ و هنر با آرمانهای امام خمینی (ره) در آستانه سالگرد ارتحال امام گفت: پیش از انقلاب ظلمی مضاعف به حوزه فرهنگ و هنر شد و تصویری که از هنرمند و هنر ارائه میشد دلآزار بود. امام آمدند و تعریفی از فرهنگ و هنر در نسبت با اعتقادات دینی و هویت ملی ملت ایران ترسیم کردند.
* مجید مجیدی روزهای پایانی سال گذشته پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامهنگاران مسلمان با قرائت متنی به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد کرد و همراه با این اظهار نظر موجی به راه انداخت.
او اردیبهشتماه در نخستین کمپ فیلم کوتاه ایران از شرایط فعلی سینما انتقاد کرد و گفت: چراغ سینمای ایران در جشنوارههای بزرگ و کوچک خاموش شده و این نشان میدهد سینمای ما دیگر جذابیت لازم را ندارد. سینمای هنری و مستقل ما رو به افول است؛ سینمایی که میگفتیم صدای پای ابتذال از آن شنیده میشود، امروز ابتذال را با تمام هیبت حس میکند.
وی در ادامه از سینمای دهه 60 و70 ایران به عنوان مهمترین دهههای تعیینکننده نام برد و افزود: دهه 60 دوره سینمای نوین ایران و دهه 70 اوج سینمای دهه 60 بود. اما دهه 80 دهه افول کامل برای سینمای ایران است. تنها چیزی که میتواند به این سینما روح تازه بدمد، شما سینماگران جوان هستید.
مجیدی همچنین پس از عیادت از اصغر شاهوردی صدابردار حادثهدیده سینمای ایران گفت: اتفاقی که برای شاهوردی پیش آمده برای خانواده سینما افتاده و ممکن است روزی برای هر یک از ما هم پیش بیاید. وظیفه انسانی ما حکم میکند از کسی که دچار حادثه شده وهمچنین خانوادهاش حمایت کنیم.
وی ادامه داد: این حمایتها باید در هر دو وجه مالی و معنوی صورت بگیرد. عیادت و سر زدن به وی نیز میتواند در روحیه صدابردار برجسته سینمای ایران و خانواده وی موثر واقع شود. دیدار ما از شاهوردی تأثیری ویژه بر روحیه وی و خانوادهاش داشت. با توجه به اینکه روند بهبودی نسبی وی به کندی پیش میرود، قطعاً این دیدارها میتواند به حال وی موثر واقع شود.
* محمود اربابی مدیر کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفهای معاونت سینمایی وزارت ارشاد اردیبهشتماه درباره خروجی نداشتن جلسات هفتگی پروانه ساخت و شایعه برگزار نشدن این جلسات گفت: از ابتدای سال با حضور اعضا سه جلسه برگزار شده اما با توجه به پروژههایی که در دست داریم، خروجی خاصی نداشتیم.
وی همچنین درباره برنامههای خاص شورای نظارت و ارزشیابی در سال جدید گفت: قصد داریم امسال مدیریت اکران را سامان دهیم. متأسفانه با فقدان مدیریت مناسب در این حوزه هماکنون برخی فیلمها زیر سایه آثار دیگر قرار میگیرند و نمیتوانند اکران مناسب داشته باشند. امیدواریم با این برنامه و سیاستهای جدید تنوعی در اکران فیلمها ایجاد کنیم تا حق هیچ فیلمی ضایع نشود.
* ابراهیم حاتمیکیا که با فعالیتهای اخیرش در مرکز توجه قرار گرفته اردیبهشتماه با حضور در برنامه "45 دقیقه" شبکه خبر از اکران تازهترین فیلم سینمایی خود "دعوت" در تابستان خبر داد. این فیلمساز در صحبتهایش به حاشیههای فیلم سینمایی "دعوت" مهر تأیید زد و حذف اپیزود دانشجو از این فیلم را با بازی پژمان بازغی و لیلا اوتادی در طی تدوین پذیرفت.
وی درباره سرنوشت "به رنگ ارغوان" هم گفت: این فیلم به کودکی میماند که حالا نیازمند آغوش پرستار است. من خودم سه چهار سال پیش جلو نمایش "به رنگ ارغوان" را گرفتم و در واقع توقیف فیلم خودخواسته بود. اما در حال حاضر به نظرم نباید مشکلی باشد. سعه صدر مسئولان میتواند آن را را از محاق درآورد تا در کارنامه من فیلم توقیفی یا اکران نشده نباشد.
* جعفر پناهی که قصد داشت سال 87 جدیدترین پروژه سینمایی خود را بسازد با طولانی شدن زمان صدور پروانه ساخت از تولید "بازگشت" انصراف داد. این فیلم که اقتباسی از یکی از داستانهای کوتاه کتاب "من قاتل پسرتان هستم" احمد دهقان با نویسندگی مشترک شادمهر راستین است، قرار بود با حمایت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس ساخته شود که محقق نشد.
پناهی در بخشی از نامه انصراف خود نوشت: همواره دلم میخواست فیلمی درباره جنگ بسازم. دغدغه همه این سالها و یکسال و نیم کار شد فیلمنامه "بازگشت" درباره جوانان گمنام ایرانی و آنها که بیهیچ چشمداشت برای دفاع از میهنشان به جبههها رفتند. چون نمیخواهم شرایط روحی به وجود آمده در فضای کیفی فیلم تأثیر بگذارد مجبورم دست از ساختن آن بردارم.
پناهی پس از عیادت از اصغر شاهوردی صدابردار حادثهدیده سینمای ایران گفت: واقعیت این است که بروز چنین اتفاقاتی در سینما اجتنابناپذیر است؛ هر چند ما دوست نداریم و اگر واقعبینانه نگاه کنیم ممکن است سر صحنه یا پشت صحنه چنین اتفاقاتی بیفتد و مشکلاتی برای دستاندرکاران سینما ایجاد کند.
وی در ادامه افزود: در مرحله اول این وظیفه صنف است که تمام پیشبینیهای لازم را انجام دهد و بهتراست برنامههایی برای واکنش به موقع در زمان بروز چنین مشکلاتی در نظر گرفته شود. پیشبینی بیمه برای اعضا، صندوق ازکارافتادگی و پیگیری مراحل درمان نمونه این برنامههاست که میتواند در این شرایط بار سنگین مشکلات خانوادههای افراد آسیبدیده را سبکتر کند.
* سامان سالور که با "ترانه تنهایی تهران" تنها نماینده ایران در جشنواره شصت و یکم کن بود، فروردین بدون محافظهکاری وضع سینمای ایران را ترسیم کرد و گفت: طنزهای 90 شبی روی سردر سینماها آمده و با اوضاع بد سینما به نظر میرسد مرگ سینمای ایران در راه باشد. در سینمای کنونی جز چند فیلمفارسی، چند بازیگر و تهیهکننده مشخص چیز قابل توجه نیست.
وی ادامه داد: بین فیلمسازی و آهنفروشی چندان تفاوت نیست. سینماگران ما برای انتخاب فیلم متفاوت و استاندارد در زمان اکران با مشکل مواجهند. در این چند سال هیچ فیلم ایرانی در کن نبوده و رفتن به کن برای سینماگران ما آرزو شده است. بسیاری از سینماگران برای گذران روزگار در تلویزیون کار میکنند و فیلمسازان جوان آنقدر حمایت نمیشوند که مجبورند فیلم گیشه بسازند.
* رضا ناجی بازیگر برگزیده جشنواره برلین برای حضور در فیلم "آواز گنجشکها"، پس از گرفتن خرس نقرهای گفتگوهای متعددی انجام داد که همه در جهت نحوه ارتباط گرفتن با شترمرغ و چگونگی نزدیک شدن به نقش کریم یک کارگر مزرعه پرورش شترمرغ بود.
ناجی در همان مقطع درباره کارهایی که در دست دارد گفت: میخواهم انتخاب درست داشته باشم و پیگیر فیلمی هستم که پیام خوب داشته باشد تا دوباره بازی خوب ارائه دهم. یک تلهفیلم پیشنهاد شد که قبول نکردم و دوست ندارم در مجموعهها و فیلمهای تلویزیونی کار کنم. یک کار سینمایی هم از حبیب رضایی به عنوان بازیگردان پیشنهاد شده که هنوز آن را مطالعه نکردهام.
* داود رشیدی رئیس انجمن بازیگران سینما در واکنش به خبر دستمزد 70 میلیونی یکی از بازیگران جوان سینما برای جدیدترین پروژه خود گفت: اگر بالا بردن دستمزد این بازیگر صحت داشته باشد، باید بگویم او خیلی دور برداشته و کارش غلط است. البته من شک دارم چنین چیزی صحت داشته باشد، شاید سنگی انداخته یا چون نخواسته نقش را بازی کند آن را مطرح کرده است.
* حجت ـ ف عامل اصلی قاچاق "سنتوری" اردیبهشتماه با حضور در رادیو در حد صدا شناخته شد و به جرم خود اعتراف کرد. او در دفاعیاتش گفت: از ابتدا سینمای ایران و فیلمهای مهرجویی را از "گاو" دنبال میکردم. حتی دلیل انتخاب شغلم نیز علاقه به فرهنگ و سینما بود. "سنتوری" تنها فیلم غیرمجاز بود که در محل کارم پیدا شد و از غیرقانونی بودن فروش آن خبر نداشتم.
عامل اصلی قاچاق "سنتوری" افزود: عده زیادی به این دلیل دستگیر شدند اما از آنجا که تعداد فیلمهای من بیش از سایرین بود به عنوان متهم اصلی شناخته شدم. در صورتی که خود من هم این فیلم را از طریق فرد دیگری تهیه میکردم ولی چون نتوانستم او را معرفی کنم، متهم اصلی شدم!
* سیدجمال ساداتیان تهیهکننده "دایره زنگی" پس از فروش 800 میلیونی فیلمش در اظهار نظری جالب گفت: حضور این تعداد بازیگر هزینه فیلم را دوبرابر یک فیلم معمولی کرده است. اما پارامتر اول ما از این حضور جذب مخاطب نبود بلکه قصد داشتیم قصه را به سرانجام برسانیم. در این فیلم تخصص و حرفه بازیگران باعث شده کاراکترها ملموستر شوند.
* علیرضا دهقان مجری اخبار ورزشی صدا و سیما در حالی به نمایندگی مجلس انتخاب شد که توانست بیشترین میزان رأی را به خود اختصاص دهد. دهقان از حوزه انتخابیه ایذه و باغملک تنها با یک نامزد دیگر رقابت کرد و در نهایت با کسب 97 هزار رأی از 140 هزار رأی اخذ شده، رکودی جالب توجه را ثبت کرد.
حرفهای تبلیغاتی این مجری / نماینده مجلس پیش از برگزاری انتخابات حاصل تعاملی جالب بین این دو وجه او بود. دهقان گفت: ما باید مثل یک تیم فوتبال عمل کنیم. اگر مردم مرا انتخاب کنند تا به عنوان فوروارد به تنهایی گل بزنم (نیازهای آنها را برطرف کنم)، کافی نیست. بلکه تمامی این تیم باید یکدل و یکرنگ باشند تا من با پاسهای آنها بتوانم گل بزنم.
* محمدرضا فروتن بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر درباره بازی در نقش بهرام در "زن دوم" گفت: "با این شیوهای که جامعه ما در پیش گرفته این ترس وجود دارد که به ساخت فیلمهای "زن سوم" و "زن چهارم" هم برسیم. با وجود علاقهای که به رمان "زن دوم" داشتم، فیلمنامه و نقش بهرام را خیلی دوست نداشتم زیرا با گره داستان مشکل داشتم و آن را به زندگی خودم تعمیم میدادم.
* محمدعلی طالبی پس از دریافت پروانه نمایش فیلم "دیوار" گفت 70 درصد فیلمهای ایرانی قابل دیدن نیستند. وی درباره امنیت شغلی سینماگران هم گفت: امنیت شغلی زمانی از بین میرود که از بین 100 فیلمی که در سینما ساخته میشود، 70 فیلم به دلیل کیفیت پائین قابل دیدن نیست. زیرا بسیاری از آنها با حمایت نهادهای دولتی بدون در نظر گرفتن استانداردها ساخته میشود.
* محمد اطبایی پس از پایان جشنواره کن حضور سینمای ایران را در بازار کن را یک شوخی بزرگ دانست و گفت: بعضی از نهادهای حاضر در بازار فیلم کن موفقیت خودشان را در انتخاب یکی از فیلمهایشان در یک جشنواره یا دیدار با مدیر تعدادی جشنواره و مذاکره با چند شرکت برای فروش فیلمهایشان میدانند، در حالی که این موفقیت نیست.
* فرجالله سلحشور نویسنده و کارگردان مجموعه "یوسف پیامبر (ع)" درباره انتخاب بازیگران به مواردی جالب اشاره کرد و گفت: ما بازیگرانی را انتخاب کردیم که با مسائل اعتقادی بیگانه نیستند. مثلاً وقتی به یکی از بازیگران میگفتم تصور کن با آقا امام زمان مواجه میشوی، همین یک جمله کافی بود تا بازیگر کل حس را بگیرد و انتقال دهد.
سلحشور در ادامه به برخی کارگردانان انتقاد کرد و افزود: دیدهام برخی کارگردانان به بازیگری که نقش زائر یک امامزاده را بازی میکند، میگویند فرض کن رسیدی به نامزدت و با نامزدت داری حرف میزنی! این کارگردان اینقدر درک ندارد که بفهمد نامزد با امامزاده فرق میکند!
گزارش: خبرگزاری مهر
بهار سینمای ایران ـ5:رویدادها/
یک فیلم یک میلیاردی و چند حضور پررنگ جهانی
فیلم یک میلیاردی، حضور پررنگ سینمای ایران در جشنوارههای جهانی، جشنهای صنفی، کلید زدن بزرگان، برپایی یک کمپ و جشنواره جدید، مرگ سینمایی و ... از مهمترین رویدادهای سینمای ایران در بهار 87 بودند.
فصل بهار برای سینمای ایران با اخبار خوشایند و ناخوشایند همراه بود که مروری بر مهمترین آنها میتواند دورنمایی از تصویر سینمایی ایران در ماههای آغازین سال ترسیم کند.
نکته مهم درباره این مقطع زمانی آنکه هر چقدر تب داغ سینما در ماههای پایانی سال با ترافیک کاری، اخبار و برنامههای فشرده بالا میرود، نوروز به مثابه آب سردی است که این بیمار تبدار را از تک و تا میاندازد و آرامشی به دنبال دارد که تا داغ شدن دوباره تنور سینما به رکودی ناخوشایند تبدیل شده و همه منتظر بر دوباره تن کردن رخت تبدار هستند.
بهار فصلی است که بسیاری از پروژههای جدید و همچنین بخشی عمده از تصمیمگیریهای اجرایی و نظارتی به نوعی ترمیم و اعمال میشوند و به همین دلیل همراه با اخبار و برنامهها و سیاستگذاریهای تازه در حوزه سینما همراه است. این وجه که نوعی هماهنگی با تغییرات را به همراه دارد خود به خود وقفهای در از سر گیری دوباره روند عادی برنامهها در پی دارد.
همانطور که اشاره شد این مقطع زمانی با توجه به اینکه نوروز و ایام تعطیلی را در بر میگیرد، یکی از نقطهگذاریهای خاص برای اکران و نمایش فیلمهای سینمایی است و تجربه چند سال اخیر نشان داده که معمولاً یکی از فیلمهای پر فروش سال از آثار اکران بهار است. بهار 87 برای سینما و سینماگران ایران چه اتفاقاتی را رقم زد؟
* از پنج فیلم اکران بهار که در گروههای سینمایی اکران شدند طبق پیش بینیها یک فیلم پرفروش سال معرفی شد و به عضویت باشگاه یک میلیاردیها درآمد. "دایره زنگی" اولین فیلم سینمایی پریسا بختآور است که هر چند در جشنواره بیست و ششم فجر حاشیههای پررنگ داشت و پس از یک نمایش کنار گذاشته شد، توانست در اکران نوروزی گروه سینمایی قدس قرار بگیرد.
این فیلم پس از 77 روز نمایش در 15 سینما 900/681/111/1 تومان فروش کرد و در کنار فیلمهای "توفیق اجباری" محمدحسین لطیفی، "اخراجیها" مسعود دهنمکی و "آتش بس" تهمینه میلانی در فهرست فیلمهای یک میلیاردی چند سال اخیر سینمای ایران قرار گرفت.
موفقیت احتمالی این فیلم از همان آغاز قابل پیش بینی بود و کار را به جایی رساند که سینما عصر جدید از فرصت تعطیلات نوروز استفاده کرد و با پوستر سر در فیلم "ملودی"، اقدام به نمایش "دایره زنگی" کرد. از آنجایی هم که یک فیلم نمیتواند دو سینمای سرگروه داشته باشد (در دو گروه سینمایی به نمایش درآید) و فیلم بختآور به طور رسمی در گروه سینمایی قدس به نمایش درآمده بود، این تخلف سینمایی پیگیری شد و سینما عصر جدید ملزم به نمایش فیلم "پابرهنه در بهشت" بهرام توکلی شد.
* حضور سینمای ایران در شصت و یکمین جشنواره فیلم کن که از 25 اردیبهشت تا پنجم خرداد برگزار شد، طبق گمانهزنیها پیش نرفت و با ناکامی فیلمهای "شیرین" عباس کیارستمی، "بودا از شرم فروریخت" حنا مخملباف، "تنها دو بار زندگی میکنیم" بهنام بهزادی و "چاه کندن در لاس وگاس" امیر نادری تنها فیلم "ترانه تنهایی تهران" سامان سالور در بخش دوهفته کارگردانان حضور پیدا کرد.
"ترانه تنهایی تهران" سومین ساخته سالور پس از "ساکنین سرزمین سکوت" و "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" و داستان دو مرد در تهران است که ماهواره نصب میکنند. مرحوم بهروز جلیلی، حمید حبیبیفر، مجتبی بیطرفان، مریم صباغیان و محمد فصیحی بازیگران، تورج اصلانی فیلمبردار، محمد شاهوردی صدابردار و حسین صابری و س. سالور تهیهکنندگان آن هستند.
این فیلم با دو نمایش در روزهای 30 و 31 اردیبهشت در دو سانس با نقد وتحلیلهای مثبت در مطبوعات خارجی روبرو شد که از آن جمله میتوان به نقد دبورا یانگ؛ منتقد معروف در بولتن روزانه هالیوود ریپورتر در جشنواره کن اشاره کرد. "ترانه ..." همچنین در بیست و ششمین جشنواره مونیخ که از 31 خرداد تا هشتم تیر در آلمان در حال برگزاری است، در بخش بهترین فیلم خارجی "آری ـ زیس" که ارزش جایزه آن 50 هزار یورو است در کنار فیلمهایی از چین، بریتانیا، سوئیس، دانمارک و ... رقابت میکند.
سالور همزمان با جشنواره مونیخ برای داوری جشنواره بینالمللی فیلم رباط به مراکش میرود. نهایتاً اینکه این فیلمساز جوان در کنار 29 کارگردان برجسته بینالمللی به سفارش سازمان ملل متحد فیلم کوتاه میسازد.
* سینمای ایران در سه ماه اول سال حضوری پررنگ و گسترده در جشنوارههای جهانی و هفتههای فرهنگی برپا شده داشت و سینماگران ایرانی نیز به عنوان داور در این جشنوارهها حضوری برجسته داشتند.
مستند "روزهای بیتقویم" مهرداد اسکویی در کنار "تهران انار ندارد" مسعود بخشی، "کارت قرمز" مهناز افضلی، "به کجا تعلق دارم" مهوش شیخالاسلامی و "سیانوزه" رخساره قائم مقامی در بخش تمرکز بر ایران جشنواره هات داکز 2008 به نمایش درآمد و برنده جایزه بهترین مستند نیمهبلند شد. این جشنواره 29 فروردین تا هشتم اردیبهشت در تورنتو برگزار شد.
"آواز گنجشکها" مجید مجیدی در بخش مسابقه جشنواره سینماسیتی صربستان شرکت کرد. همچنین مجیدی به عنوان داور بخش اصلی و رقابتی جشنواره افقهای جدید عصر لهستان انتخاب شد که از 28 تیر تا هفتم مرداد برگزار میشود و به درخواست برگزارکنندگان "آواز گنجشکها" نیز برای مخاطبان و کارشناسان به نمایش درمیآید.
مجیدی در پنجاه و پنجمین جشنواره سیدنی استرالیا نیز به عنوان داور فیلمهای بخش مسابقه را داوری کرد و آخرین فیلمش در بخش بزرگان سینمای این جشنواره به نمایش درآمد. "آواز گنجشکها" همچنین در بخش نمایش کارگردانان شصت و دومین جشنواره بینالمللی ادینبورگ اسکاتلند روزهای 30 و 31 خرداد به نمایش درآمد. مسئولین جشنواره منبر طلایی روسیه نیز خواستار حضور مجیدی در این جشنواره به عنوان داور و نمایش فیلمهای وی در یک جشنواره مستقل شدند.
فیلم "به همین سادگی" رضا میرکریمی برای دریافت جایزه اصلی سیامین جشنواره بینالمللی فیلم مسکو با 15 فیلم از کشورهای فرانسه، آلمان، مجارستان، آمریکا، روسیه، اکراین، ایتالیا، سوئیس، ایسلند، بلغارستان، اسپانیا، چین، آلبانی و ... رقابت میکند. این جشنواره 30 خرداد تا هشتم تیر برپاست.
فیلم سینمایی "بچههای ابدی" پوران درخشنده موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم انساندوستانه از دهمین جشنواره بینالمللی شرق / غرب باکو شد. این جشنواره از 12 خرداد با آثاری از کشورهای ایران، استونی، لیتوانی، قرقیزستان، فرانسه، روسیه و لهستان برپا شد.
فیلم "دیوار" محمدعلی طالبی اولین بار در دنیا در پنجاه و چهارمین دوره جشنواره فیلم تائورمینا ایتالیا به نمایش درآمد. این جشنواره از 26 خرداد تا اول تیر در جزیره سیسیل برگزار شد و از آن به عنوان چهارمین جشنواره معتبر ایتالیا در کنار ونیز، تورین و رم یاد میشود.
"کارگران مشغول کارند" مانی حقیقی و "بیدار شو آرزو" کیانوش عیاری در نهمین جشنواره فیلم رنگین کمان لندن به نمایش درآمدند. این جشنواره هر سال برای آشنایی مردم بریتانیا با فرهنگ و سنتهای سایر ملل برگزار میشود و 18 خردادماه به پایان رسید.
فیلمهای "سه زن" منیژه حکمت و "روایتهای ناتمام" پوریا آذربایجانی در جشنواره فیلم اروپایی بروکسل به نمایش درمیآیند. ششمین دوره این جشنواره از هشتم تا 17 تیر در بلژیک برگزار میشود و این دو فیلم در بخش ویژه سینمایی couvertes در کنار 19 فیلم از نقاط مختلف جهان به نمایش درمیآیند.
فیلم "4+10" مانیا اکبری در برنامه ویژه نمایش فیلمهای مستقل موسسه لاسید در جشنواره کن 2008 به عنوان فیلم افتتاحیه به نمایش درآمد. "آن سه" نقی نعمتی در جشنواره فیلم تایپه و همزمان در جشنواره گرانادا اسپانیا نیز حضور دارد که از اول خرداد تا 16 تیر برپاست. "چراغی در مه" پناهبرخدا رضایی در جشنواره پوسان کره جنوبی حضور پیدا میکند. فیلم سینمایی "رویای لاس وگاس" جدید امیر نادری نیز از گزینههای جدی حضور در بخش مسابقه فیلم ونیز است.
نخستین هفته فرهنگی ایران در روسیه با نمایش فیلمهای "مهر مادری"، "یک تکه نان"، "عیسی مسیح"، "بید مجنون" و "آفتاب بر همه یکسان میتابد" و حضور لاله اسکندری و نادر طالبزاده برگزار شد.
اداره فرهنگ و میراث ابوظبی نیز 9 فیلم از سینمای ایران را در تعطیلات آخر هفته ماه ژوئن برای علاقمندان به نمایش میگذارد. در این برنامه از 23 خرداد تا هشتم تیر فیلمهای "لیلا" و "درخت گلابی" مهرجویی، "رنگ خدا" مجیدی، "هنرپیشه" و "گبه" محسن و "تخته سیاه" سمیرا مخملباف، "چند روز بعد" کریمی، "خونبازی" بنیاعتماد و "آتشبس" میلانی روی پرده میرود.
اردیبهشتماه نمایندگان سینمای ایران در نخستین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک شامل کیومرث پوراحمد، رخشان بنیاعتماد، محسن عبدالوهاب و هومن بهمنش به عضویت آکادمی تازه تأسیس این جوایز سالانه درآمدند. همچنین ابوالفضل جلیلی به عنوان داور جشنواره فیلم دهلی نو انتخاب شد که 20 تیرماه آغاز به کار میکند.
* در فصل بهار هر چند تعطیلیهای متوالی و سفر مسئولین به جشنواره کن در جلسات هفتگی شورای پروانه ساخت وقفه ایجاد کرد، ولی بالاخره طلسم شکست و پروانه ساختهای جدید در سال 87 صادر شدند. نخستین پروانه ساخت به "یک حبه قند" به کارگردانی و تهیهکنندگی رضا میرکریمی تعلق گرفت و پس از آن پروانه ساخت فیلم "آل" به کارگردانی بهرام بهرامیان به تهیهکنندگی علی معلم صادر شد.
"بیست" به کارگردانی عبدالرضا کاهانی و تهیهکنندگی پوران درخشنده و "یک بازی ساده" به کارگردانی سیدمهدی برقعی و تهیهکنندگی منوچهر زبردست نیز در ماه پایانی فصل بهار پروانه ساخت خود را گرفتند. در این میان جعفر پناهی که مدتی در انتظار پروانه ساخت فیلم "بازگشت" به سر میبرد با طولانی شدن این زمان از ساخت این پروژه دفاع مقدسی انصراف داد.
اما روند صدور پروانه نمایش در این سه ماه خروجی بیشتری داشت و "آواز گنجشکها"، "خواب لیلا"، "خواب زمستانی" ، "دیوار" و ... از فیلمهایی بودند که پروانه نمایش عمومی خود را دریافت کردند. در این میان فیلم "آتشکار" محسن امیریوسفی که آخرین پروانه نمایش صادر شده در سال 86 را به خود اختصاص داده و قرار بود اردیبهشت در گروه سینمایی عصر جدید اکران شود، در آخرین لحظات این فرصت را از دست داد.
* در فصل بهار صنوف سینمایی دو مراسم مخصوص به خود را به پا داشتند که انعکاسی گسترده در رسانههای مختلف داشت. مراسم دومین شب کارگردانان سینمای ایران 17 اردیبهشت برگزار و از چهار کارگردان و یک تهیهکننده سینمای ایران تقدیر به عمل آمد. در نکوداشت سه نسل فیلمسازی مسعود کیمیایی، پرویز شهبازی و ابراهیم حاتمیکیا تقدیر شدند و در بخشی ویژه از ناصر تقوایی تجلیل شد. عباس شباویز هم به عنوان تهیهکننده پیشکسوت تقدیر شد.
دومین مراسم روز فیلمنامهنویس همزمان با 25 اردیبهشت و روز بزرگداشت فردوسی از سوی این کانون جشن گرفته نشد و تنها به برگزاری یک مراسم ساده و تجلیل از یک فیلمنامهنویس پیشکسوت اکتفا شد. در این مراسم کارت عضویت افتخاری کانون به عباس کیارستمی به خاطر نگارش شش فیلمنامه و طرح فیلمنامه مهم برای سینمای ایران تعلق گرفت و از فرید مصطفوی نیز تقدیر به عمل آمد.
* بالاخره بهرام بیضایی موفق شد جدیدترین فیلم خود را پس از "سگکشی" کلید بزند. او پس از پروژه ناکام "لبه پرتگاه" در سال گذشته، "وقتی همه خوابیم" را اردیبهشتماه در لوکیشنی واقع در نوفل لوشاتو کلید زد. در این پروژه که یک فیلم در فیلم است و هنوز در حال فیلمبرداری، مژده شمسایی، حسام نواب صفوی، علیرضا جلالیتبار، مجید مشیری، شقایق فراهانی، هدایت هاشمی، سحر دولتشاهی و ... حضور دارند.
* شهریورماه 86 بود که احداث کاخ جشنواره فیلم فجر در پارک ملت در صدر اخبار سینمایی قرار گرفت. ساخت این مجموعه سینمایی با کاربری کاخ جشنواره در بزرگترین مجتمع علمی فرهنگی کشور در پارک ملت تهران به صورت جدی از اسفندماه 85 آغاز شد و قرار بود تا بهمن 86 به بهرهبرداری برسد که این اتفاق نیفتاد.
شهردار تهران در مراسم افتتاح رسمی سینما آزادی ضمن اشاره به این تعویق از تکمیل مجموعه فرهنگی سینمایی پارک ملت تا اردیبهشت 87 خبر داد. اما اکبر تشکرینیا مدیر عامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران اعلام کرد این مجموعه تا پایان خرداد به بهرهبرداری میرسد.
آخرین خبر درباره این مجموعه آنکه پردیس سینمایی پارک ملت با پنج سالن سینمایی و نگارخانه با وسعت 500 متر و طراحی منحصربفرد امروز چهارم تیرماه همزمان با میلاد حضرت فاطمه (س) به بهرهبرداری میرسد. همچنین در جریان بازدید معاون امور مناطق شهردای تهران تهران از روند ساخت و ساز این پروژه، مقرر شده بود چهار سالن سینمایی این پردیس از اواسط خرداد فعالیت آزمایشی خود را آغاز کنند.
* نخستین کمپ فیلم کوتاه ایران از 25 تا 27 اردیبهشت در آلاشت مازندران برپا شد. مردمی کردن فیلم کوتاه از اهداف اصلی برگزاری این کمپ بود که همزمان با هفته جهانی صلیب سرخ، روز بزرگداشت فردوسی و هفته ارتباطات و روابط عمومی برگزار شد. این کمپ شامل برنامههایی چون جلسات نمایش فیلم و رصد ستارگان بود و مجید مجیدی و رضا میرکریمی از میهمانان ویژه آن بودند که مجیدی در نشستی با فیلمسازان شرایط فعلی سینمای ایران را نقد کرد.
* نخستین جشنواره سراسری فیلم کوتاه جوانههای مقاومت (جم) با برپایی بزرگداشت مرحوم رسول ملاقلیپور و ابراهیم اصغرزاده، نکوداشت احمدرضا درویش و معرفی برگزیدگان برگزار شد. در این مراسم برگزیدگان بخشهای طرح و فیلمنامه، فیلم کوتاه و مستند با اهداء تندیس جشنواره، لوح و جوایز نقدی مورد تقدیر قرار گرفتند.
* سال 87 با چند مرگ در حوزه سینمای ایران آغاز شد که روندی صعودی در سه ماه آغازین سال داشت. داود اسدی بازیگر و نویسنده سینما و تلویزیون، شاهرخ سخایی عکاس سینما و تلویزیون، اسماعیل داورفر بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، فرهنگ معیری پیشکسوت چهرهپردازی سینمای ایران و نادر ابراهیمی نویسنده و کارگردان که دستی هم در عالم سینما داشته از جمله این درگذشتگان بودند.
ابراهیمی فارغالتحصیل ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران بود و با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تألیف و انتشار کتاب همکاری کرد. وی از 1350 ساخت فیلم کوتاه را آغاز کرد و مدرس هنرشناسی، تحلیل فیلم، کارگردانی و فیلمنامهنویسی بود. ابراهیمی چند مجموعه تلویزیونی داشت که مشهورترین آنها "آتش بدون دود" و "سفرهای دور و دراز هامی و کامی" بود.
او در سینما به عنوان فیلمنامهنویس با حسن زندباف در ساخت "دست شیطان" همکاری کرد، بازیگر "کوچه پائیز" خسرو سینایی بود و سال 1376 فیلم سینمایی "روزی که هوا ایستاد" را درباره آلودگی هوا کارگردانی کرد. از مشهورترین کتابهای ابراهیمی میتوان به "ابوالمشاغل"، "بار دیگر شهری که دوست داشتم" و "چهل نامه به همسرم" اشاره کرد.
یادشان گرامی ...
گزارش: خبرگزاری مهر
| تهیهکننده فیلم سینمایی "دایره زنگی" ازآغاز اکران عمومی نخستین تجربه کارگردانی پریسا بختآور دردوبی از پنج شنبه هفته آینده خبر داد. |
![]() |
|
سیدجمال ساداتیان در این باره به خبرنگار راه فیروزه گفت: به دلیل شلوغی پروازها و در گیر بودن بازیگر در پروژه های دیگر،اکران این فیلم در دوبی قرار بود از چندی پیش آغاز شود ولی اکران عمومی دایره زنگی با حضور اکثر بازیگران از پنج شنبه هفته آینده شروع می شود. |

فیلم سینمایی «دایره زنگی» نخستین فیلم سینمایی «پریسا بختآور» در دانشگاه لندن به نمایش در میآید.
«دایره زنگی» 19خرداد (8 جون) با حضور استادان و دانشجویان دانشگاه لندن اکران میشود.
بنابه این گزارش، پس از اکران، جلسه نقد و بررسی فیلم با حضور «پریسا بختآور» (کارگردان) برگزار میشود.
دکتر «معصومه طرفه» استاد دانشگاه لندن که فیلم «دایره زنگی» را برای نمایش در این دانشگاه انتخاب کرده، علت این انتخاب را اکران موفق فیلم در ایران، توصیه منتقدین و دید مثبت آنها نسبت به این فیلم بیان کرده است.
بنا بر این گزارش، این فیلم در کشورهای عربی منطقه همچون امارات متحده عربی و نیز اروپا و آمریکا اکران میشود.
«دایره زنگی» اولین تجربه کارگردانی پریسا بختآور است که بازیگرانی چون مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، محمدرضا شریفینیا در آن به ایفای نقش پرداختهاند.
در خلاصه داستان «دایره زنگی» آمده است: صبح روز جمعه شيرين و محمد تنها تا پایان روز فرصت دارند هزینه تعمیر ماشینی را که با آن تصادف کردهاند، تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند تا با کاری که انجام میدهند پول مورد نیاز را تأمین کنند.
منبع: خبرگزاری فارس






ساداتیان در گفتگو با مهر:
اکران خارج از کشور «دایره زنگی» هفته آینده آغاز میشود
تهیهکننده فیلم سینمایی «دایره زنگی» از اکران عمومی نخستین تجربه کارگردانی پریسا بختآور در خارج از کشور از هفته آینده خبر داد.
سیدجمال ساداتیان در این باره به خبرنگار مهر گفت: «دایره زنگی» از 16 خرداد در دو سینما در دبی و پس از آن در آمریکا و کانادا روی پرده میرود. هم اکنون در حال مذاکره برای نمایش عمومی این فیلم در کشورهای اروپایی هستیم.
فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یک روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 65 روز در 18 سینما 000/600/056/1 تومان فروخته است.
گفتوگو: خبرگزاری مهر
نگاهی به «دایره زنگی»
از سه منظر
«دایره زنگی» اولین ساخته بلند پریسا بختآور را میتوان از منظرهای مختلف بررسی کرد.
اگرچه «دایره زنگی» اولین فیلم پریسا بختآور است، اما از همان مراحل پیشتولید بسیار مورد توجه قرار گرفت. اول بهواسطه حضور اصغر فرهادی بهعنوان فیلمنامهنویس که پیشتر خود بهعنوان کارگردان، فیلمهای قابلتوجهی را ارائه کرده است.
فیلم در سکوت کامل خبری ساخته شد، به این شکل که هیچ خبرنگاری نتوانست با عوامل فیلم گفتوگویی داشته باشد یا از پشت صحنه فیلم به شکل و روال همیشگی گزارشی تهیه کند و در کنارش اخباری که به گوش میرسید حاکی از این بود که فیلم قابلتوجهی در حال ساخت است.
جنجالها و حاشیهها وقتی بیشتر شد که آنگونه که سازندگان فیلم میگفتند، برای شرکت در جشنواره فیلم فجر باید در آن اصلاحاتی صورت میگرفت.
فیلم، یکی دو نمایش محدود در جشنواره داشت و درنهایت پس از کش و قوسهای فراوان با جرح و تعدیلهایی پروانه نمایش دریافت کرد و حالا مدتی است که نمایش عمومی فیلم آغاز شده است.
میتوان از پوسترها و سردرهای نمایشدهنده فیلم شروع کرد که با چهرههای پرشمار بازیگران آشنا و محبوب، مخاطبان را به دیدن فیلم فرامیخوانند، اما حالا که فیلم را نگاه میکنیم به نظر میآید این همه حاشیه فقط برای فتح گیشه بوده است.
فیلمنامه:
در هر اثر سینمایی اگر نام خالق و کارگردان آن اصلیترین و مهمترین عنصر است اما در کنارش فیلمنامهنویس نیز در تعیین سرنوشت فیلم بسیار مهم و حیاتی است.
اصغر فرهادی بهجز آنکه همسر پریسا بختآور است بهنظر میآید که بهعنوان یک همکار، شخصیت تأثیرگذاری در سرنوشت فیلم «دایره زنگی» بوده است. فیلمنامهای که اصغر فرهادی به نگارش درآورده دقیقا براساس همان نگاه و دغدغههایی است که همیشه در مجموعهها و کارهای سینماییاش دنبال کرده است؛ یعنی رفتن به سراغ حال و هوایی واقعگرا و پرداختن به تمهای اجتماعی و شهری خصوصا در دل کلانشهر تهران.
اینبار نیز فرهادی بر شهر تهران زوم کرده، اینبار نیز از خیابان شلوغ و پرترافیک این شهر شروع کرده و همچنان که در «چهارشنبهسوری» زندگی یک خانواده را مورد توجه قرار داده بود، حالا با تفاوتی کوچکتر زندگی چند خانواده را به موازات و در کنار هم در دل یک آپارتمان به تصویر کشیده است. زندگی آدمهای فیلم در دل این آپارتمانها بهنوعی نیز با اتفاقاتی که میافتد با اتفاقات و مناسبات و حال و هوای شهر تهران گره میخورد، اما فیلم سردرگم است.
اگر در کارهای قبلی فرهادی این پرداختن به کانون خانواده تأثیرگذار بود، در «دایره زنگی» نوعی آشفتگی و پراکندگی دیده میشود. انگار که با زور، روابط آدمها با هم شکل میگیرد. اینکه ابتدای فیلم با صحنه تصادف و تعقیب و گریز شروع میشود و بعد همین آدمها به شکل دیگر دوباره رودرروی هم قرار میگیرند، بهانههای آن کمی سست است. درواقع مسائلی که فرهادی در فیلم خود بهعنوان دغدغههای اصلی مورد توجه قرار داده تکراری و رنگ و رو باخته است.
ماجرای دختر فراری، اعتیاد، بیبندوباری و بحث ماهواره از همه مهمتر دیگر مباحثی است که هم در سینما و هم در حوزههای دیگر بارها به آنها پرداخته شده است. اگر قرار است که در سینمای اجتماعی – که «دایره زنگی» نیز ظاهرا در همین دسته قرار میگیرد – فیلم و اثری مورد توجه قرار گیرد بايد مناظر همیشگی با دیدی نو و حرفهای تازه به تصویر کشیده شود، اما «دایره زنگی» فاقد این تأثیرگذاری است.
نگاه کنیم به مناسبات خانوادههایی که در دل این آپارتمان، دوربین به سراغ آنها میرود، واقعا کدامیک همدلیبرانگیزند؟ کدام در ذهن و یاد مخاطب میمانند؟ درواقع میتوان گفت اگرچه فرهادی تلاش کرده که بهلحاظ شکل و ساختار و ارتباط آدمها و وقایع گام تازهای را بپیماید اما فیلم کاملا کلیشهای و تکراری است.
کارگردانی و ساختار:
نام پریسا بختآور آشناست. این نام را بیشتر در کارهای تلویزیونی ایشان بهخاطر میآوریم. اگرچه در آنها نیز بختآور بهنوعی همیشه سعی کرده است که به فضاهای رئال نزدیک شود، اما در «دایره زنگی» بهنظر این دغدغه او کاملا جدیتر شده. امیدوارم این قضاوت باعث سوءتفاهم نشود اما «دایره زنگی» بهنظر تکرار همان مجموعه پیشین خانم بختآور یعنی «من یک مستأجرم» است.
مجموعهای که در دل تلویزیون ساخته شد و فیلمی که در مدیوم سینما به تصویر کشیده شده بسیار شبیه هم شدهاند. بهنظر میآید پریسا بختآور هنوز نتوانسته است خود را از مدیوم تلویزیون جدا کند.
«دایره زنگی» اگرچه ریتم تندی دارد اما این ریتم تند هیچ کمکی به فیلم نمیکند. همچنان که دوربین که بهنظر روی دست کار شده و شتابی که در نوع گفتار و حرکات بازیگران و کاراکترهای فیلم وجود دارد و... هیچکدام نقش مثبتی در فیلم ندارند، چه آنکه «دایره زنگی» هنوز تحت تأثیر نگاه تلویزیونی پریسا بختآور است.
«دایره زنگی» چند باری عملا به اتمام میرسد اما انگار کارگردان با سماجت دوست دارد سرانجام همه خانوادهها و آدمها را نشان دهد و همین به فیلم ضربه میزند.
بازیگری:
فیلم «چهارشنبهسوری» را یادتان هست؟ فیلم بازيگران مطرح محدودی داشت، اما توانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند و تأثیرگذار باشد. نمیدانم اصغر فرهادی که نگارش فیلمنامه را برعهده داشته، در نگارش نقشها تا چه اندازه به این جمع بازیگران نظر داشته؛ اما بهنظر میآید که نقش نیلوفر خوشخلق يا اکرم محمدی يا بسیاری دیگر از بازیگران را هر بازیگر دیگری نیز میتوانست بازی کند.
اما وقتی به جمع بازیگران نگاه میکنيم اکثرا چهرههای شناخته شده سینما و تلویزیون هستند که نقش خود را مطابق همان روال همیشگی که داشتهاند اینبار در «دایره زنگی» هم تکرار کردهاند.
مثلا میتوان به مهران مدیری اشاره کرد که در ایام نوروز سریال پرمخاطبی را هم روی آنتن داشت و وقتی در «دایره زنگی» برای اولینبار مقابل دوربین میآید از همان اولین لحظه حضورش خنده و استقبال تماشاگران را به دنبال دارد، یا همچنان که باران کوثری اصلا نمیتواند نقش یک دختر فراری و کلاهبردار را بازی کند.
و دست آخر اینکه مشخص نشد «دایره زنگی» چه بار معنایی در فیلم دارد؟
نقد: آناهید موسسیان
نگاهی به «دایره زنگی»
کاش ...

همهچیز بستگی دارد به اینکه با چه سطح توقعی به دیدن این فیلم رفته باشیم. به عنوان فیلم اول کارگردانش فیلم بدی نیست (بختآور پیشتر در سریال من یک مستاجرم استعداد خودش را تا حدی نشان داده بود)، به عنوان فیلمنامهای از اصغر فرهادی چندان رضایتبخش نیست (در جاهطلبانه بودن فیلمنامه شکی نیست)، به عنوان فیلمی کمدی آنقدر خندهدار نیست (سالنها پر است ولی در سانسی که من بودم همه به لبخند قناعت میکردند)، و به عنوان فیلمی اجتماعی با بقیه فیلمهای پرفروش تفاوتهای قابل توجهی دارد و ابداً سادهانگارانه نیست (کافیست به تصویری توجه کنید که از نیروی انتظامی ارائه میدهد). برخی شخصیتها تقریباً بلاتکلیفاند (یک نمونه اکرم محمدی) [بگذریم که شاید شایعه کوتاهشدنِ دقایقی از فیلم در این قضیه دخیل باشد]. فیلمبرداری پورصمدی بهطرز غافلگیرکنندهای ضعیف است (نمونه: صحنه تعقیب قوطی آدامس در جوی آب و آن تکانهای غیرقابل توجیه!)؛ اتالوناژ نیز بهقدری اشکال دارد که هر صحنه فیلم تقریباً به یک رنگ است! بازیها عموماً تلویزیونی (به معنی پرتاکید و با میمیک کنترلنشده) است؛ مدیری و شریفینیا همان چیزی را ارائه میدهند که از آنها انتظار میرود (این بهترین چیزیست که میتوانم راجع بهشان بگویم!)؛ گوهر خیراندیش کم مانده در چنین نقشی کلیشه شود؛ در عوض بازی اميد روحانی (گرچه برخی آن را نپسندیدهاند) بهنظرم انرژی خوبی دارد، بهخصوص در صحنههای پرتنش (نکته خوب بازی او این است که جدی بازی میکند).
اما برجستهترین ویژگی فیلم بازی باران کوثریست. باران این فرصت را به فیلم (و فیلمنامه) میدهد که در فیلمی چنین پر از پرسوناژهای تیپیک، شخصیتی بسیار پیچیده و جذاب به وجود بیاورد؛ دختری که به همه دروغ میگوید ولی صحنه به صحنه قضاوت ما را درباره خودش تغییر میدهد؛ هم در مقام یک دختر خیابانی قابل باور است، و هم یک دختر خیابانی تیپیک نیست (در صحنه اتوبوس بهشكل جذابی بلیت اتوبوس دختربچه را نمیگیرد)؛ هم معصوم است، هم عشوهگر، و کاملاً متفاوت از تصویریست که در «صاحبدلان» و «خونبازی» از او دیده بودیم. وقتی نقشهای مختلف او را در این سالها (هم در فیلمها و هم در صحنه تئاتر) کنار هم قرار میدهیم، مطمئن میشویم که او یک پدیده جالب توجه است. حتی اضافهشدنِ آن دیالوگ تحمیلی در صحنه پایانی (در صحنه اتاق کنترل ترافیک) از سوی ممیزی نیز نمیتواند تصویر جذاب باران را که پس از این همه کارهای (بهلحاظ اخلاقِ رسمی) بد، توی اتوبوس مینشیند کنار پنجره و به بیرون زل میزند پاک کند. احساسات پیچیدهای که در چهره او هست با تصوير عموماً تیپیک فیلم در تعارض است.
کاش فیلم میتوانست بیش از یک شخصیت جذاب و پیچیده ارائه دهد؛ کاش فیلم خودش را اینجور در ژانر کمیک زندانی نمیکرد؛ کاش ...
نقد: مجید اسلامی
منبع: وبلاگ «هفت و نیم»، سینت
مسابقه طلایی دایره زنگی
نگاهی به فیلم «دایره زنگی»
کمدی واقعیت

از همان آغاز فیلم که تصویر کارشناس هواشناسی بر صفحه تلویزیون نقش میبندد و وضعیت آب و هوا را ناپایدار پیشبینی میکند ناخودآگاه این حس به بيننده القا میگردد که با فیلمی نامتعارف همراه با فضاهایی ناپایدار رو به رو گشته است و البته این حس خیلی زود با مشاهده هوای طوفانی و قضیه دزدیده شدن ماشین تقویت میشود. حضور مرد مالباخته در ماشین خانوادهای که قرار است در سکانسهای آتی فیلم به صورت کاملتر معرفی گردند و اصلا خودشان مسبب یافتن ماشین به یغما رفته شوند، افکار تماشاگر را به سمت تماشای ملودرامی خانوادگی منحرف میکند و حضور پسرک شرور (حامد بهداد) و ماجرای بستن کراوات نیز این ظن را قوت میبخشد اما با پايان تیتراژ جذاب فیلم، که حرکت رقصان بستهی آدامسی (همراه با موسیقی بر اساس تم شوشتری) را در داخل جوی آب به تصویر میکشد، تصادف به وقوع پیوسته و حضور شخصیت شیرین (باران کوثری) افکار بیننده را آنچنان منحرف میسازد که وقایع ابتدایی فیلم را به هیچ میانگارد و مشتاقانه ادامه ماجرا را دنبال میکند. ماجرایی که هر بار با ورود شخصیتهای متعدد و داستانکهای مختلف رنگ و بویی تازه به خود میگیرد تا جایی که این پرسش در ذهن تماشاگر تداعی میشود که حلقه ارتباط این همه ماجرای ریز و درشت چگونه شکل خواهد گرفت.
و البته مهمترین ویژگی «دایره زنگی» را میبایست در همین بکر و غیرقابل پیشبینی بودن اجزای آن جستجو کرد بطوریکه هر بار با ورود شخصیتی جدید، اتفاقی جدید شکل میگیرد و فیلم وارد فضایی دیگر میگردد. اصغر فرهادی در مقام نویسنده فیلمنامه، مجموعه متنوع از شخصيتهای واقعی پیرامونمان را آن چنان ریزبینانه رصد کرده و در فیلمنامهاش مطرح ساخته که مشاهده لحظاتی کوتاه از هر کدام از آنها، مجموعهای از اطلاعات را در اختیار بیننده قرار میدهد. به عنوان نمونه نگاه کنید به شخصیت سرهنگ که با همان تک جملهی ((من آرزومه تو زندان بمیرم!)) تصویری کامل از درونیات این شخص نمایانده میشود.
با وجود قوت فیلمنامه، بیانصافی است که نقش کارگردانی اثر را کمرنگ جلوه داده و همه موفقیت فیلم را به پای اصغر فرهادی بنویسیم. پریسا بختآور، کارگردانی که مجموعههای تلویزیونی نسبتاً موفق «یادداشتهای کودکی»، «پشت کنکوریها» و «من یک مستاجرم» را در کارنامه دارد، موفق گشته است از پس هدایت انبوهی از بازیگران و نابازیگران فیلم برآمده و در اولین تجربهی کارگردانیاش در عرصه سینما نمره قبولی دریافت کند. این مساله بخصوص زمانی پررنگ میشود که مشاهده میکنیم برخی از بازیگران فیلم از جمله بهاره رهنما، صابر ابر، باران کوثری، حامد بهداد، نیما شاهرخشاهی، مهران مدیری، و حتی امید روحانی در قالبی کاملاً باورپذیر ظاهر گشته بطوریکه میتوان انتظار داشت که مسیر حرفهایشان دچار تغییرات مثبت شده و آینده درخشانتری در عرصه بازیگری در انتظارشان باشد.
ویژگی دیگر فیلم در این است که علاوه بر شوخیهای کلامی، بر طنز موقعیت نیز تکیه کرده و از این طریق خنده بیشتری از تماشاگرش طلب میکند. به عنوان مثال میتوان به ادغام صحنه گشودن در با فیلم به نمایش در آمده در تلویزیون و يا سکانس یافتن پیژامه در اتوموبیل زن همسایه (بهاره رهنما) و از همه مهمتر نمایش فیلم کوتاه پسر همسایه (نیما شاهرخشاهی) اشاره کرد که بیش از آن که به خلاقیت بازیگران متکی باشند، بر فیلمنامه حساب شده و محکم اثر اشاره دارند.
با این همه بزرگترین امتیاز دایره زنگی را میبایست در نمایش بیکم و کاست واقعیات و آسیبهای اجتماعی قلمداد کرد. پسری که بدون هیچ شناختی فریفته دختری میشود که آشکارا یک بزهکار اجتماعی است، آدمهایی که ناآگاهانه دلبسته پدیدهای به نام ماهواره گشته و يا ناشیانه از آن تبری میجویند، همسرانی که به دیده تردید به یکدیگر مینگرند، همسایگانی که از حال و روز یکدیگر بیخبرند و ... همه و همه نمایشگر جامعهای آشفته و بینظم است که چنان اسیر روزمرگی گشته که از درک صحیح واقعیات عاجز مینماید. در واقع آن مجتمع مسکونی را میتوان مدلی کوچک از جامعه شهری قلمداد کرد که میکوشد در عین آشفتگی، بیاعتمادی و سلب مسئولیت از خویشتن، راه خویش را یافته و بیتوجه به سایرین، تنها خود و نزدیکانش را به ساحل نجات رهنمون سازد. مسالهای که اصغر فرهادی پیشتر در سه فیلم سینماییاش و البته در سریال به یادماندنی «داستان یک شهر» نیز به آن تاکید ورزیده و شناخت عميق و کامل خود را نسبت به مناسبات و پدیدههای اجتماعی به رخ کشیده بود.
با این وجود کاش فیلم با همان نمای قرار گرفتن سر شیرین بر روی شیشه اتوبوس پایان میگرفت و قضیه نچسب و نه چندان باورکردنی تعقیب اتوبوس حامل دخترک توسط نیروهای پلیس، افزوده نمیگشت تا پایانبندی فیلم نیز چندان از دایره واقعیات خارج نگردد.
در عین حال دایره زنگی، به شدت يادآور یکی از محبوبترین کمدیهای دهه شصت سینمای ایران، «اجارهنشینها» است. آن جا که شخصیتهای پر تعداد واحدهای مختلف یک مجتمع مسکونی بر سر موضوعی چون نصب دیش ماهواره با یکدیگر دچار تضاد و کشمکش میگردند، بیاختیار ياد عباس آقا سوپر گوشت اجارهنشینها و ساکنین آپارتمانش میافتیم و از اینکه در اواسط دهه هشتاد، فیلمی از سینمای ایران ياد و خاطره آن اثر برجسته از داریوش مهرجویی را در یادها زنده میکند به خودمان میبالیم!
حقیقت این است که در طول این سالها آنقدر فیلمهای سطحی و کم مایهای را به اسم کمدی به خورد تماشاگر بیچاره دادهاند که باید به وی حق داد با مشاهده دایره زنگی ذوق کند و از خود بیخود گردد. در عین حال باید به آن دسته از مخاطبان سینما نیز حق داد که با تماشای همان کمدیهای نازل، ذائقهشان آنقدر تنزل پیدا کرده است که کمدی نسبتاً تلخ دایره زنگی چندان به مذاقشان خوش نیاید!
نقد: فرهاد خالدار
منبع: سینت
نگاهی به مجنون لیلی، دایره زنگی، مرد هزار چهره، قرارگاه مسکونی
روز از نو
وقتی حامد بهداد جعبه عتیقه دست به دست گشته روز ولنتاین به دست کنار اتوبان ایستاد و خواند که «خدا چرا ؟؟؟!!!!»، دو سکانس نفسگیر را در مجنون لیلی پشت سر گذاشته بودیم. و حالا قاسم جعفری چنان یقه احساسمان را گرفته که میخ فصل خودکشی بهداد شدهایم و قطرهای اشک هم احیانا در پنهان از گوشه چشممان سرازیر شده است ...
قاسم جعفری در مجنون لیلی به خوبی از پس اجرای داستان اپیزودیک فیلم برآمده است و با وجود اینکه به دام احساساتگرایی صرف نمیافتد، اما تماشاگر را بشدت با خود همراه کرده است. مجنون لیلی یکدست است و خوش ساخت. و این برای یک فیلم بدنهای پرفروش کافی است و محترم.
بهداد مثل همیشه اینبار هم آسی دیگر از تواناییهایش رو میکند. کافی است فصل اجرای شرطبندی را بخاطر بیاورید. و یا بازی چند دقیقهایاش در «دایره زنگی» را.
....................................
دایره زنگی غافلگیرم کرد. با توجه به حضور اصغر فرهادی به عنوان فیلمنامهنویس و مشاور کارگردان فکر نمیکردم با فیلمی اینچنین ستایشآمیز مواجه باشم. فیلمنامه فرهادی همانند شهر زیبا و چهارشنبه سوری (البته منهای حضور مانی حقیقی) محکم و سرشار از جزئیات فکر شده است. و پریسا بختآور هم به عنوان اولین حضور سینمایی از پس چنین کار شلوغ و پربازیگر به خوبی برآمده است.
بازی همه بازیگران خوب است. کسی کم نگذاشته و البته تلاش مهران مدیری، باران کوثری، حامد بهداد و بهاره رهنما قابل تحسین است.
اما نمیتوان از نقش هایده صفییاری در مقام تدوینگر به راحتی گذشت. ریتم و ضرباهنگ یکدست فیلم مدیون قدرت و توانایی اوست. کسی که تجربههای اینچنین مثل «آژانس شیشهای»، «ارتفاع پست» و «چهارشنبه سوری» در کارنامه دارد.
«دایره زنگی» اگر در بخش مسابقه جشنواره بیست و ششم فیلم فجر شرکت میکرد حداقل شایسته حضور در جمع کاندیداهای بهترین فیلم به انتخاب تماشاگران، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین بود. حقی که به راحتی از این فیلم دریغ شد.
....................................
مهران مدیری و پیمان قاسم خانی و گروهش کاری کردند کارستان تا جایی که «مرد هزار چهره» با فاصلهای بسیار زیاد در صدر بهترین سریالهای نوروزی سال 1387 قرار گرفت. و این برای یک سریال از یک چهره باسابقه کافی است. اما صحبت در رابطه با ارجاعهای سیاسی اجتماعی فرهنگی فیلمنامه بماند به وقتش.
....................................
وقتی ارژنگ امیرفضلی و مهران غفوریان به ترتیب و در میانه راه از گروه سازنده «قرارگاه مسکونی» جدا میشوند، از جواد رضویان و گروه بازیگرانش انتظاری نبود که با فیلمنامه آبکی و یک خطی سریال از این بهتر بتوانند کنار بیایند!
نقد: احمد شاهوند
منبع: سینت