
/نقد شفاهي فيلمهاي اكران/خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما گفت: «پستچي سه بار در نميزند» به منطق دراماتيك خودش وفادار باقي نميماند چرا كه فيلم جز در يك سوم پاياني، توانسته بود قرار خود با مخاطب را تثبيت كند و توقع واقعيتگرايي از آن وجود نداشت.
نگاهی به یک فیلم...
حیف از عصیانی که حذفش کردند!
عصیان درونی فیلم "پستچی سه بار در نمیزند" با حذف یک سکانس کلیدی از بین رفته و فیلم نسبت به نسخه جشنواره محافظهکارانه شده است.
پستچی سه بار در نمیزند" فیلم بهتری بود زمانی که در جشنواره دیدیمش. فیلمی خوشساخت با داستانی پرداخته، تاثیرگذار و فکر شده و اکنون خوشساخت بودنش همچنان برجاست اما دیگر صرفا یک داستان است که تعریف کردنش فقط سرگرممان میکند و نه چیزی بیش از آن، عصیان درونیاش را با حذف یک سکانس از آن ربودهاند و در یک کلام خاصیتش را گرفته اند. چراییاش را نمیدانم.
/نقد شفاهي فيلمهاي اكران/...
شهبازي: «پستچي...» شخصيتهاي امروزي را به ملاقات با تاريخ ميبرد
«رامتين شهبازي» عضو شوراي مركزي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران، در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد فيلم «پستچي سه بار در نميزند» ساخته حسن فتحي، گفت:پستچي سه بار در نميزند»، دومين تجربه «حسن فتحي»، تجربه تازهاي در سينماي ايران محسوب ميشود.
وي در ادامه افزود: «حسن فتحي» با تكيه بر عناصر داستان گويي ايراني پيشنهادهايي را در زمينه سينماي تريلر مطرح ميكند كه ميتواند براي علاقهمندان سينما، جذاب باشد.
حسن فتحي نويسنده و كارگردان فيلم «پستچي سه بار در نميزند» گفت: تعلق خاطري كه در آثارم به تاريخ دارم حالت موضعي، ستايشآميز يا نبش قبر ندارد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فتحي كه شب گذشته 25 مردادماه در جلسهي نمايش و نقد و بررسي فيلم جديدش «پستچي سه بار در نميزند» در فرهنگسراي هنر سخن ميگفت، با بيان اين مطلب ادامه داد: با اين دغدغه به سراغ تاريخ ميروم كه فكر ميكنم هستي امروز ما به شدت متأثر از فرايندهاي تاريخي است. بنابراين انكار تاريخ مثل انكار سايه ما كه همواره پشت سر ماست، امري ناممكن است.
/نقد شفاهي فيلمهاي اكران/
خرازيها: «پستچي...» به خيالپردازيهاي مورد علاقه مخاطب نزديك است
خبرگزاري فارس: «شهرام خرازيها» گفت: نگاه حسن فتحي در «پستچي سه بار در نميزند» به تاريخ ايران شخصيتر است و در اين فيلم نگاه او به آدمهايي كه در تاريخ بيرون آمدند، در قياس با مجموعههاي پيشين او، آميختگي بيشتري با خيالپردازيهاي مورد علاقه مخاطب دارد.
باران كوثري» و «علي نصيريان»، بازيهاي اغراقآلودي از خود به نمايش گذاشتهاند و از ديگر همكاران خود عقب ماندهاند، تفاوت چنداني بين «علي نصيريان»(پستچي سه بار در نميزند) با «علي نصيريان» كه در فيلمهاي تاريخي ديدهايم مشهود نيست اما «باران كوثري» از پس ايفاي نقش يك تينايجر عاصي امروزي برنيامده است و بسيار هيستريك ظاهر شده است.
باران سینما - پریا پرنوری:
پستچی سه بار در نمیزند سبک جدید و ایدهای خوب را در بر دارد ولی آنچنان که بایدها و شایدها از ان انتظار دارند نتواسته به پرداخت خوبی برسد و پر از تناقضها و بیمعلولیهاست، پر از تصاویر و قطعههای کاذب دیالوگهای بیمعنا که بود و نبودشان در پیشبرد فیلم بیتاثیر است....
باقی در ادامه مطلب روی سر تیتر کلیک کنید
/نقد شفاهي فيلمهاي اكران/
سلطانمحمدي: فتحي در «پستچي سه بار...» حركتي رو به جلو دارد
خبرگزاري فارس: «حسين سلطانمحمدي» با بيان اين كه «حسن فتحي» در «پستچي سه بار در نميزند» حركتي رو به جلو دارد، گفت: درك داستان اين فيلم سخت است و كاش فيلم با بيان سادهاي كار ميشد تا قابل فهم باشد.
وي در ادامه افزود: يكي از نقاط مثبت «پستچي سه بار در نميزند» اين است كه از سينماي عامهپسند عبور كرده است و مخاطب را وادار به فكر كردن ميكند، اما اگر از داستاني سادهتر استفاده ميشد، قابل فهمتر بود.
وي درباره فروش اين فيلم گفت: گرچه باز هم تأكيد ميكنم در صورت استفاده از يك روايت سادهتر، تماشاگر بهتر با فيلم ارتباط برقرار ميكرد اما استقبال از اين فيلم مطلوب است.
وحدت و کثرت در تکثر زمان و توحد مکان
نقدی بر «پستچی سه بار در نمیزند»
باران سینما - فیلم «پستچی سه بار در نمیزند» از چهارشنبه هفتهی گذشته – 7 مرداد 1388 – و در گروه سینمایی آفریقا به روی پردهی سینماها رفته است.
«پستچی سه بار در نمیزند» داستان پسری است که دختری را در خانهای خارج از شهر برای انتقام از پدر دختر گروگان میگیرد و ...
در نقدی که بر «پستچی ...» در زمان جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر نوشتم، به نوع ساختار فیلم اشاره کردم و اکنون این ساختار را گستردهتر مورد بررسی قرار میدهم.
«پستچی...» از لحاظ نوع روایت داستان، مانند داستانهای هزار و یک شب است و داستان یک خانه سه طبقه را در طول زمان و به صورت پیچ در پیچ روایت میکند که هر اتفاقی موجب اتفاق دیگر میشود. حسن فتحی با استفاده از این نوع روایت و با توجه به صحبت خودش که این فیلم را در ژانر «جنایی، فلسفی، معمایی» قرار داده به سمت فلسفه هم رفته است.
نگاهی بر فیلم «پستچی سه بار در نمی زند» ساخته «حسن فتحی»
روایتی از تاریخ ،خشونت ،زنان ،کودکان ومردان
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: در فیلم «پستچی سه بار در نمی زند» با تاریخی مواجهه هستیم که در آن مردان بی رحم، خود خواه و خونریزند و زنان و کودکان قربانیان تاریخ هستند .
فیلم در بستری تاریخی ومعاصراتفاق می افتد خانه ای که در فیلم وجود دارد سه طبقه دارد. در طبقه اول شاهد قصه ای معاصر هستیم درگیری مرد جوان با بازی محمد رضا فروتن» و دختر دزدیده شده با بازی «باران کوثری» که در آن جامعه معاصر به چالش کشیده می شود.
ادامه ی نقد در خبر کامل...
"پستچی سه بار در نمیزند"؛ روایت تاریخ معاصر با چاشنی دلهره
دومین فیلم سینمایی حسن فتحی تجربهای تازه در کارنامه کارگردانی است که بیشتر به واسطه مجموعههای تلویزیونی به چهره شناختهشده مخاطبان تبدیل شده است؛ "پستچی سه بار در نمیزند" درامی تاریخی با چاشنی دلهره است.
به گزارش خبرنگار مهر، "پستچی سه بار در نمیزند" پس از "ازدواج به سبک ایرانی" اولین تجربه فیلمسازی حسن فتحی نسبت به تصویری که از این کارگردان داریم نزدیک تر است. فیلم را میتوان ادامه مسیری دانست که فتحی مدتها است در تلویزیون دنبال میکند. آمیزهای از تاریخ، قصهگویی و تعلیق.
نشانی آنچه او در "پستچی سه بار در نمیزند" به سراغش رفته در "شب دهم" و "پهلوانان نمیمیرند" به طور مشخص وجود داشته و حتی در تئاتر تلویزیونی "تله موش" هم دیده شده است. "پستچی سه بار در نمیزند" تجربه پخته فیلمساز در گونهای است که با وجود جذابیتها در سینمای ایران به آن بیمهری میشود.
خوابی که بد تعبیر شد
رحیم عبدالرحیمزاده: آن چه امروز در ایران تحت عنوان تئاتر تجربی شناخته میشود، موقعیتی بسیار حساس و دشوار را از سر میگذارند، حساس از آن رو که بسیاری به غلط یا درست آگاهانه و یا ناآگاهانه خود را داعیهدار و پرچمدار آن میشناسند و دشوار از آن رو که هنوز این شکل از تئاتر نه تعریف، نه معیار و نه جایگاه خاصی نزد مخاطب ایرانی یافته است .
نخستین جلسه کانون نمایش فیلم خانه فرهنگ شهید اندرزگو که هفته گذشته به نمایش فیلم خون بازی ساخته رخشان بنی اعتماد اختصاص داشت با استقبال علاقمندان و تماشاگران روبه رو شد.
به گزارش ايلنادر این جلسه که با حضور بهزاد صدیقی و رسول نظرزاده به عنوان منتقد حضور داشتند، این فیلم از منظر و رویکرد شهری مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
بازی نور در شب
نقدی بر نمایش «سگ سکوت»
باران سینما – میلاد قزللو: سرانجام نمایش «سگ سکوت» پس از دو هفته تاخیر و دیرکرد، 16 تیر در سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت و خوشبختانه دیگر به تعویق نیفتاد، حتی به خاطر آلودگی هوا.
«سگ سکوت» داستان مردی به نام عطا را روایت میکند که پس از سالها به خانهاش باز میگردد و اتفاقاتی بعد از حضورش در آن خانه روی میدهد.
این نمایش در ژانر وحشت، فانتزی و سوررئال قرار گرفته و در زمانی به طول 90 دقیقه اجرا میشود.
درباره تازهترين مستند رخشان بنياعتماد؛ ما نيمي از جمعيت ايرانيم
مستندي ويژه دوران گذار
آخرين كار رخشان بنياعتماد، «ما نيمي از جمعيت ايرانيم» يك مستند گزارشگر درباره مطالبات زنان ايراني در انتخابات رياستجمهوري دهم است و بيش از هر چيز مرا به ياد يك شعر از زني شاعر مياندازد:
زن از پا افتاد/ مرد هرگز او را ياري نكرد/ زن گريست/ و اشكهايش به رودخانهاي بدل گشت/ مرد در آبهاي آن رودخانه به شنا پرداخت/ زن در آستانه غرق شدن بود/ مرد منتظر ماند تا ديگران به ياري زن بشتابند/ زن بعدها/ شنا كردن را آموخت/ مرد انديشيد آب بس كمعمق بوده است/ زن از گريستن باز ايستاد و خنديدن آغاز كرد...
سوم خرداد در سینما/
سینمای ایران دین خود را به حماسه آزادی خرمشهر ادا نکرده است
سهم سینمای ایران از ثبت خاطره سالهای دفاع مقدس کم نیست و میتوان گفت سینمای ایران در حفظ یادگارهای جنگ موفق بوده است. گرچه در این میان بخش کمی به خرمشهر و حماسه بزرگ آزادسازی آن اختصاص دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، تصویر حماسه بزرگ آزادسازی خرمشهر در سینمای ایران محدود است. اگرچه سینماگران ایرانی در فیلمهای مختلف در قالب قصههای متفاوت یاد و خاطره خرمشهر را گرامی داشتهاند. با این همه سهم سینمای ایران از این ماجرا که وجوه داستانی پررنگ دارد، میتواند بیش از این باشد.
تصویری که محمدحسین لطیفی در "روز سوم" از خرمشهر ارائه میدهد، سیمای شهری است که تا مرز مرگ و نابودی پیش میرود اما زنده میماند. همانطور که سمیره (باران کوثری) با وجود مشکلات نجات پیدا و خاطره خرمشهر را حفظ میکند. خرمشهر در "روز سوم" نماد عشق و زندگی است. استفاده از فلاشبک برای روایت قصه در دورانی که شهر آرام و خرم بوده تفاوت زندگی در زمان صلح و جنگ را به تصویر میکشد.
اگر درویش در فیلمهایش با نمایش صحنههای عظیم جنگی، خشونت و هولناکی جنگ را به تصویر میکشد، لطیفی نقش انسان را در دل جنگ برجسته میکند. او روی روابط شخصیتها تمرکز کرده و از طریق نمایش رنج آنان سرنوشت خرمشهر را به تصویر میکشد. شهری که زنده بوده و با شروع جنگ علایم و نشانههای حیات در آن رنگ میبازد. سمیره نماد وطن است. در نگاهی کلی نماد ایران است و در نگاهی دیگر نماد خرمشهر، شهری که از دل خون و آتش دوباره زنده میشود.
پولدارترین بازیگران سینمای ایران
وطن امروز در گزارشی به معرفی پولدارترین بازیگران سینمایی کشور پرداخت.
در این گزارش با اشاره به اینکه در سال 86 رضا عطاران، محمدرضا گلزار، نیوشا ضیغمی، باران کوثری، امین حیایی، اکبر عبدی و مهناز افشار به عنوان ستارههای پولساز اکران 86 شناخته شدند، مینویسد: برای گفتن اینکه مهران مدیری نفر اول این فهرست است، نیازی به عملیات ریاضی و آماری آنچنانی نیست چون هر دو فیلمی که از او اکران شد فروش خیره کنندهای داشتند. اتفاقا میشود گفت خیلیها فقط برای دیدن «مهران مدیری» با آن گریم و لحن متفاوت به دیدن «همیشه پای یک زن در میان است» رفتند و بازی روان و شیرینش بود که مخاطب را به سالنهای نمایش دهنده «دایره زنگی» کشاند.
سینماگران در تلویزیون/
زنگ خطر برای سینما به صدا درآمده است
تولید انبوه فیلمها و مجموعهها در شبکههای مختلف زمینه فعالیت کارگردانها و تهیهکنندگان سینما را در تلویزیون فراهم کرده، اما به نظر میرسد این کوچ دستهجمعی نتیجهای جز نحیف شدن پیکره رنجور سینمای ایران ندارد.
در این سالها شرایط فیلم و مجموعهسازی آن قدر مطلوب بوده که حتی کارگردانهای سختگیری که برای کار در تلویزیون اما و اگر داشتند حاضر شدند در این عرصه بخت آزمایی کنند. حالا دیگر کمتر بازیگر و کارگردانی را میتوان نام برد که سابقه فعالیت در تلویزیون را نداشته باشد. کیانوش عیاری، ابراهیم حاتمیکیا ، کمال تبریزی ، مهدی فخیمزاده، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن، باران کوثری، سیروس الوند ... در این فضا فرصت همکاری با پروژههای تلویزیونی را به دست آوردند.
فیلم در فیلمهای ایرانی/
پشت صحنه سینمای ایران همیشه برای فیلمسازان جذاب است
مرور فیلم در فیلمهای سینمای ایران در چند سال اخیر نشان میدهد توجه پررنگ فیلمسازان به این مضمون در یک مسیر تدریجی اتفاق افتاده است.
"توفیق اجباری" محمدحسین لطیفی که از کمدیهای پرفروش بود، نگاهی کاریکاتوروار به حاشیههای زندگی یک بازیگر ستاره سینما با بازی محمدرضا گلزار دارد. این فیلم برخلاف داعیهای که دارد به جای واقعیت، حاشیههای زرد این موقعیت را دستچین کرده تا بتواند مخاطب عام را با لایههای سطحی این موقعیت همراه کند.
کلاه قرمزی رفیق بچه گی های دیروز و ... امروز یاد اور بچه گی ها
باران مــــــا - باور این که من 5-6 ساله حال نزدیک 20 سال سن دارم ولی هنوز کلاه قرمزی همان کلاه قرمزی است ادم را به این حسرت وا می داد که کاش من هم عروسک بودم
عروسک های محبو ب و دوست داشتنی که شاید امروز هم به همان اندازه با ما دوست باشند
ولی انگار کلاه قرمزی هم با ما بزرگ شده و دیگر ان کلاه قرمزی 7 ساله نیست که می خواست به مدرسه برود و حال او هم در 20 سالگی است
این گفته را از جهت میگویم که دیگر کلاه قرمزی نتوانست با کودکان رابطه صمیمی برقرار کند و هنوز هم عزیز دل ما بود با او خندیدم با حرف هایش گیج شدیم و گاهی از غصه هایش نالیدیم
کلاه قرمزی؛ ورژن ۸۸
باران مــــا - عروسک محبوب و دوستداشتنی دههی هفتاد تلویزیون و سینمای ایران، پس از 15 سال دوباره به تلویزیون بازگشت. کلاهقرمزی که در دههی هفتاد و در یک برنامهی تلویزیونی به کودکان آن زمان ایران معرفی شده بود، پس از حضور در فیلم سینمایی «کلاهقرمزی و پسرخاله» به محبوبترین عروسک ایران تبدیل شد و این فیلم را نیز به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران معرفی کرد. پس از این موفقیت، از کلاهقرمزی تا سال 1381 خبری نبود تا با فیلم «کلاهقرمزی و سروناز» به سینما بازگشت و در نوروز 1388، کلاهقرمزی به تلویزیون آمد و خاطرات کودکان اوایل دههی هفتاد دوباره زنده شد.
کلاهقرمزی، این بار هم با پسرخاله، گیگیلی و یک عروسک جدید به نام پسرعمهزا همراه با آقای مجری و باران کوثری، به عنوان کودک دیروز و جوان امروز، به خانههای مردم آمد. «کلاهقرمزی 88»
فیلم <كتونی سفید> كه این روزها اكران شده است، دو بازیگر حرفهای دارد، <حسین یاری> و <باران كوثری> در كنار ۵۰ بازیگر بومی.
«کتونی سفید» پس از یک سال از اکران در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، از 24 بهمن 1387 در سینماهای تهران اکران شد.
کتونی سفید، داستان آموزگاری را روایت میکند که وارد یکی از شهرهای جنوبی میشود و برایش اتفاقاتی میافتد.
کتونی سفید فیلمی است بسیار بسیار معمولی است و چیز تازهای در داستان، کارگردانی و بازیگری ندارد.
شاید هیچ چیز ازرده تر کتتده تر از این حرف نباشه که شنیده شد
باران کوثری بعد سیمرغ تو انتخاباش دقیق تر شده
پس کو خوب ما چرا نمی بینیم
باران کوثری قبل سیمرغ با صاحب دلان و خون بازی و روز سوم و باران کوثری بعد سیمرغ با توفیق اجباریو دایره زنگی و کتونی سفید(فیلم های دیده شده تا امروز)
تصویری از بیپولی دههی هشتاد
بیپولی
باران ما – بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - حمید نعمتالله، سرانجام بعد پنج سال، دومین فیلمش را ساخت. «بیپولی».
«بیپولی» داستان زوج جوانی را روایت میکند که دچار مشکلات مالی میشوند.
حمید نعمتالله در دومین فیلم خود باز هم به سراغ دنیای جوانان رفته است. جوانانی که دو سوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند و انتظار دارند که کارگردانان به مشکلات آنها توجه کنند.
تا سه نشه، بازی نشه
پستچی سه بار در نمیزند
باران ما – بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - فیلم «پستچی سه بار در نمیزند» فیلمی در ژانر وحشت است. عدد 3 در این فیلم کاربرد فراوانی دارد و در حقیقت بیشتر داستان بر اساس عدد سه میگردد. سه طبقه، سه دوره، سه داستان، سه شانس و سه تیله.
پستچی سه بار در نمیزند، داستان دختر جوانی است که توسط مردی در خانهای در حومهی شهر گروگان گرفته میشود و ...
باران ما - فیلم میزاک به کارگردانی حسینعلی لیالستانی، روز پنجشنبه 17 بهمن 1387 ساعت 16 در سالن اصلی سینما آفریقا در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر اکران شد.
«آخرین دعوت» بدخط بود
باران ما - سریال «آخرین دعوت» پس از دههی اول محرم از شبکه 2 پخش شد. سریالی که قبل از پخش آن، اشتیاق زیادی برای دیدنش وجود داشت اما...
آخرین دعوت داستان یوسف زمانیفر، استاد دانشگاهی است که نمایندهی مجلس بوده است. او در سفری که به یکی از شهرهای غربی کشور میکند، دچار سانحه شده و مجروح میشود و به کما میرود و بعد از به هوش آمدن، متوجه میشود که در عصری دیگر زندگی میکند؛ در سال 60 هجری و واقعهی عاشورا در شرف وقوع است.

ظهور نسلی تازه در سینمای دفاع مقدس ایران

تولید فیلمهای "اتوبوس شب"، "اخراجیها"، "مثل یک قصه"، "روز سوم" و "فرزند خاک" در سالهای اخیر به نظر میرسد موجی جدید به وجود آمده و خونی تازه در رگهای سینمای دفاع مقدس به جریان انداخته است.
به گزارش خبرنگار مهر، این موج جدا از به حرکت درآوردن چرخ سینمای دفاع مقدس در بخش تولید، میتواند پیوند مخاطب را با این فیلمها محکمتر کند. این مهمترین عاملی است که سینمای جنگ در این مقطع به آن نیاز دارد. در سالهای اخیر با فاصله گرفتن سینماگران رونقدهنده سینمای جنگ از این عرصه، سینمای دفاع مقدس به حاشیه رفت.
مشکلاتی که برای نمایش فیلمهای مرحوم رسول ملاقلیپور پیش میآمد و بیتوجهی به مسائل تولید و اکران این فیلمها که دامن فیلم ناتمام "زنگی و رومی" به کارگردانی ناصر تقوایی را هم گرفت، اغلب کارگردانهایی را که زمانی تمایل داشتند در این حوزه کار کنند، به فیلمسازی درباره جنگ بیعلاقه کرد.
در این سالها سینمای دفاع مقدس و فیلمسازی درباره جنگ به عرصهای بدل شد که برخی از طریق آزمون و خطا در آن خود را فیلمساز معرفی کردند. در اوج ناامیدی از پا گرفتن دوباره سینمای دفاع مقدس و شرایطی که عدهای گمان میکردند این سینما مثل سینمای کودک دیگر زنده نمیشود، با حمایت دولت از تولید فیلمهای جنگی جریانی تازه در سینمای دفاع مقدس به وجود آمد.
اکران این آثار در جشنواره بیست و پنجم فجر نشان داد سینمای دفاع مقدس هنوز پتانسیلی بالا برای تولید آثار متفاوت دارد. حتی اگر کارگردانهای صاحبنام این سینما دلمشغولیهایی دیگر یافته باشند. نمیتوان گفت همه فیلمهایی که در این مقطع به نمایش درآمدند موجه و قابل دفاع هستند، اما تنوع آنها خبر از تغییر نگاه تکبعدی به این آثار دارد.
"اخراجیها" یک دهه پس از کمدی موفق و محبوب کمال تبریزی "لیلی با من است" ساخته شد. مسعود دهنمکی در اولین فیلم خود شخصیتها و روابطی تازه به سینمای دفاع مقدس آورد. شخصیتهای اصلی فیلم لمپنهای جنوب شهر بودند که به آدمهای جنگ ارتباط نداشتند. جنس شوخیها و نوع روابط آنها هم که فیلمفارسی را تداعی میکرد برای مخاطب تازگی و جذابیت داشت.
با این شرایط پیشبینی اینکه "اخراجیها" در اکران عمومی با اقبال مواجه شود چندان سخت نبود. گرچه فیلم با نمونههای آرمانی فیلم جنگی در سینمای ایران تفاوت زیاد دارد، اما مهمترین امتیاز آن آشتی دادن مردم با این ژانر است. هر چند بخش عمده جذابیت فیلم ربطی به جنگ ندارد و به عادت و سلیقه مخاطب عام و تعلق خاطرش به شوخیهای کلامی برمیگردد.
"مثل یک قصه" اولین فیلم سینمایی خسرو سینایی مولفههای آثار وی را دارد، اما تلاشی است برای تجربه فضاهای تازه. فیلم به دلیل نوع نگاه کارگردان، ریتم آرام و ساختار روایی خاص برای مخاطب عام جذابیت نداشت و بدون اکران وارد شبکه خانگی شد. حضور آرش معیریان با "آنکه دریا میرود" در این عرصه هم اتفاقی غریب بود که سرنوشتی مشابه فیلم سینایی پیدا کرد.
"روز سوم" محمدحسین لطیفی درامی عاشقانه بود که در سینمای جنگ نمونه نداشت و لطیفی از جذابیتهای مثلثی عاشقانه به خوبی استفاده کرد. فیلم نسل ناآشنا با جنگ را با سینمای دفاع مقدس پیوند میدهد و حضور ستارگان، فضای عاشقانه، تاکید بر مایههای ملودرام و اشاره به جنبههای ملیگرایانه در قصه، "روز سوم" را به تجربهای تازه در سینمای دفاع مقدس تبدیل میکند.
"پاداش سکوت" همه جذابیت خود را از قصه احمد دهقان میگیرد. قصهای تکاندهنده که موقعیتی خاص را ترسیم میکند. فیلم ایجاز قصه را ندارد و در خلق واقعهای هولناک که همه انرژی قصه از آن است ناتوان نشان میدهد. با این همه "پاداش سکوت" زمینه پیوند سینمای دفاع مقدس و ادبیات این حوزه را فراهم میکند و راهی میگشاید تا جسارت ادبیات جنگ وارد سینما شود.
جسارت "پاداش سکوت" در "اتوبوس شب" و "فرزند خاک" هم دیده میشود. "اتوبوس شب" کیومرث پوراحمد از دوستی دو ملت ایران و عراق صگحبت و ریشههای مشترک مردم درگیر جنگ را به آنها یادآوری میکند. ساخت چنین فیلمی حاصل شرایط جامعه امروز است و میتوان گفت در سالهای جنگ یا پس از آن جامعه آمادگی پذیرش چنین موضوعهایی را نداشت.
"فرزند خاک" محمدعلی باشهآهنگر مختصات جامعه امروز را به جنگ و آدمهایش پیوند میزند و موضوعی تکاندهنده را مطرح میکند. فیلم به واسطه موضوع متفاوتش یک اثر پیشرو در سینمای دفاع مقدس محسوب میشود و خود را اثری معرفی میکند که جای خالی آن مدتها در سینمای جنگ حس میشد.
میتوان با استناد به فیلمهایی که در این سالها در سینمای دفاع مقدس ساخته شدهاند نوید شروع یک دوران تازه را در این گونه داد. اما پا گرفتن این جریان و طول عمر آن به حمایت نهادهای فرهنگی وابسته است. این حمایتها باید همه آنها را که میخواهند در ثبت تاریخ جنگ سهم داشته باشند شامل شود. نمیتوان با محروم ساختن برخی از تولید فیلم جنگی به رونق آن امیدوار بود