
خسرو شكيبايي با داشتن هفت فيلم آمادهي اكران و به نمايش درنيامده، همچنان بر پردهي سينماهاي ايران، خاطرهساز خواهد بود.
«شب» به كارگرداني رسول صدر عاملي از جمله اين فيلمهاست كه سال گذشته در جشنوارهي بيست و ششم فيلم فجر حضور داشت.
شكيبايي دراين فيلم در كنار عزتالله انتظامي و امين حيايي كه سه نسل بازيگري را شكل ميدهند؛ ايفاگرنقش صاحب يك زائرسراي قديمي در مشهد است كه اتاقي را در اختيار گروهباني كه يك مجرم سابقهدار را به همراه دارد قرار ميدهد و ..
«دلشكسته» ديگر فيلم آمادهي اكران اين هنرمند است كه در بخش ميهمان جشنواره بيست و ششم به نمايش درآمد.
او در اين فيلم كه اولين ساخته بلند علي رويين تن است؛ نقش پدر دختر دانشجويي به نام «نفس» را بازي ميكند كه دچار تحول ميشود.
شهاب حسيني، بيتا بادران، محمود پاكنيت، رضا رويگري و فريبا كوثري ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
«نسكافه داغ داغ» ساخته علي قوي تن كه قرار است عيد فطر اكران شود؛ از ديگر فيلمهاي به نمايش درنيامده است كه در سال 85 آنرا بازي كرده است.
اين فيلم موزيكال درباره دختر جواني بنام نيكتا(يكتا ناصر) است كه علاقهزيادي به گويندگي برنامههاي عروسكي دارد، اما همسرش با اين كار مخالف است. او با كمك استاد خود آقاي بندري كه نقش آنرا خسرو شكيبايي بازي ميكند؛ راه تازهاي براي حل اين مشكل پيدا ميكنند.
اما شكيبايي در جلد سوم ستارهها بنام « ستاره بود» به كارگرداني فريدون جيراني هم حضور داشته كه تنها در بخش ميهمان جشنواره بيست و چهارفيلم فجردر سال 84 به نمايش درآمده است.
او دريكي از نقشهاي اصلي اين فيلم نقش «سرايدار» يكي از تماشاخانههاي قديم تهران را بازي ميكند. در خلاصه داستان فيلم آمده است: شخصي بارها خبرنگار روزنامه تماس ميگيرد و ميگويد يكي از ستارههاي قديمي سينماي ايران بنام
«روحانگيز» مرده و جنازهاش در اتاقي متروك بهجا مانده است. رها به هواي اينكه ستاره مرده همان روحانگيز سامينژاد هنرپيشه دختر لراست با عجله خود را به آن مكان يعني تئاتر پارس ميرساند و ...
انديشه فولادوند، امين حيايي،مرتضي احمدي، داريوش اسدزاده، مهين بزرگي و فهيمه راستگار ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
درفيلم سينمايي «دوشيزه باران» بهكارگرداني محمدعلي سليمانتاش هم شكيبايي حضور داشته كه هنوز بهنمايش در نيامده است.
اين فيلم به تهيهكنندگي جهانگير كوثري درباره پسري بهنام سام است كه در سال آخر دانشگاه و در حال ارايه پاياننامه است. او خانمي را ميبيند كه بعدا متوجه ميشود؛ آناهيتا دختر كوروش كبير است كه در قالبهاي مختلف با روحش مواجه ميشود.
جمشيد مشايخي، رامتين خداپناهي، اميرحسين مدرس، مارال فرجاد، چكامه چمنماه، فخرالدين صديق شريف، شيوا خنياگر، مهران رجبي، زهره صبور فكور وانوشيروان ارجمند ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
خسرو شكيبايي اخيرا هم در فيلم ديگري به تهيهكنندگي جهانگير كوثري بنام «حيران» حضور پيدا كرد.
اين فيلم به كارگرداني شاليزه عارفپور و بازي باران كوثري و مهرداد صديقيان احتمالا در جشنواره فيلم فجر امسال به نمايش درخواهد آيد.
«حيران» به روايت قصه دختري روستايي به نام ماهي ميپردازد. او با جوان مهاجر افغاني با نام «حيران» آشنا ميشود و با وجود مخالفتهاي خانواده با او ازدواج ميكند، پيوندي كه پيامدهاي بسياري را بهدنبال دارد.
شكيبايي در فيلم «دايناسور» پرويز شيخطادي هم در كاركتري طنز ظاهر شده و نقش هنرمند سرشناسي را به نام خوشنويس دارد كه تصميم ميگيرد؛ چك بيمحل تهيهكنندهاش را با زور اسلحه از بانك نقد كند. او در اين فيلم در كنار جهانگير الماسي، رويا افشار و شقايق فراهاني به ايفاي نقش پرداخته است كه احتمالا اين فيلم هم در جشنواره بيست و هفتم حضور خواهد داشت.
به گزارش ايسنا، خسرو شكيبايي كه بازيهاي درخشاني او در مجموعههاي «خانه سبز»،«روزي روزگاري» و «مدرس» همچنان خاطرهساز است؛ يك سريال نيز آماده پخش دارد.
«آشيانه سيمرغ» به كارگرداني شهرام اسدي كه به زندگي شيخ بهايي از 12 سالگي تا فوتش ميپردازد، شكيبايي مقطعي از زندگي او را بازي كرده است.
عزتالله انتظامي، علي نصيريان، علي دهكردي، فاطمه گودرزي، بشير هاشمپور، رحيم نوروزي، رويا تيموريان، سعيد نيكپور، انوشيروان ارجمند، لادن مستوفي، مهدي فقيه، چنگيز وثوقي، جعفر دهقان، شهاب حسيني و حميد پگاه ديگر بازيگران اين مجموعه هستند.
گزارش: ایسنا
گزارش ايسنا از وداع با خسرو خاطرهها
خسرو شكيبايي در رديف 144 قطعهي هنرمندان آرام گرفت

خسرو شكيبايي بازيگر خاطرههاي «هامون»، «مدرس»، «خانه سبز»، «روزي روزگاري» ظهر امروز در رديف 144 شماره 24 قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) براي هميشه آرام گرفت.
در حاليكه مراسم تشييع پيكر خسرو شكيبايي از صبح امروز خيل عظيمي از مردم را به تالار وحدت كشاند، به دليل ازدحام، برنامه فقط 45 دقيقه با سخنراني صفارهرندي و ايرج راد در تالار وحدت همراه شد و سپس هنرمندان با همراهي مردم، خسرو شكيبايي را به سمت آرامگاه ابدياش در قطعه هنرمندان بردند، كه پيش از اين، علياصغر گرمسيري، منوچهر نوذري، غلامحسين نقشينه، جلال مقدم، جمشيد اسماعيلي خاني، رقيه چهره آزاد، جهانگير فروهر، محمدعلي فردين، رضا سعيدي، نعمتالله گرجي، ايران دفتري،، منوچهر حامدي، علي حاتمي،جميله شيخي، يدالله شيراندامي، رضا ژيان، اسماعيل داورفر و داود اسدي در آنجا آرام گرفته بودند.
درحاليكه ازدحام جمعيت در بهشت زهرا (س) هم ادامه داشت؛ اما بخشي از سخنرانيها در قطعه هنرمندان انجام شد.
محمدرضا جعفري جلوه معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با ابراز تاسف فراوان از درگذشت اين هنرمند ارزشمند گفت: خسرو شكيبايي در واقع صاحب مرام بود و در برابر ارزشهاي ايراني و اسلامي متواضع بود. هنرش هيچگاه مايهاي براي تفاخر نبود؛ او همان كيمياي سعادت ديروز، امروز و فرداي ماست خدايش رحمت كند كه جايش سبز است.
او تاكيد كرد: خسرو شكيبايي يكي از ثمرات تئاتر، تلويزيون و سينماي كشور در سه دهه حيات بعد از انقلاب بود.
سيروس الوند كارگردان سينما هم به جمعيت فراواني كه خسرو شكيبايي را تا قطعه هنرمندان بدرقه كرد، اشاره داشت و افزود: شكوه امروز درخور و شايسته خسرو شكيبايي است. او از بازيگراني است كه در دهه 60 وارد سينما شد و از بازيگران فرهيخته ديگري مانند پرويز پرستويي و رضا كيانيان دعوت كرد تا در سينما كار كنند و با اين كار اعتباري براي سينما كسب كرد.
اين كارگردان با بيان اينكه خسرو شكيبايي با آثارش زنده است، ادامه داد: به جوانان اميد دارم و آرزومندم كه جاي او پر شود.
سپس پرويز پرستويي كه از ساعات اوليه امروز مسئول اداره كردن اين مراسم را برعهده داشت، گفت: به نيابت از همه هنرمندان از خسرو شكيبايي ميگويم و به نيابت از همه به عموم مردم ايران تسليت ميگويم؛ چرا كه روز درگذشت او نتوانستم به خانوادهاش تسليت بگويم.
او خطاب به خسرو شكيبايي گفت: بدان هستي و در قلب همه مردم ايران حضور داري، خسرو جان مرا ببخش كه نتوانستم با تو خداحافظي كنم و بدون اينكه تو را ببينم رفتي. اما ميدانم تو نرفتهاي و هميشه پيش ما هستي.
امين تارخ نيز با تسليت گويي به حاضران در مراسم؛ گفت: شكيبايي هنرمند بزرگي بود و حضور گرم مردم اين نكته را ثابت ميكند.
به گزارش ايسنا، همچنين مراسم در تالار وحدت به دليل ازدحام بيش از حد جمعيت مختصر برگزار شد؛ ساعت 9:15 دقيقه با تلاوت كلام الله مجيد آغاز شد و تا 9:45 دقيقه هم به پايان رسيد.
محمد حسين صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني با بيان اينكه تصوير روشني از خسرو شكيبايي در ذهن جامعه ما نقش بسته و جاودانه خواهد ماند اظهار داشت: هنرمندان دو دسته هستند؛ يكي آنهايي كه از هنر حيثيت ميگيرند و ديگر آنان كه به هنر حيثيت ميدهند. خسرو شكيبايي از جمله هنرمنداني بود كه به جريان هنري حيثيت بخشيد.
وي كه از جلسه هيات دولت در اين مراسم حاضر شده بود سلام رئيس جمهور را به هنرمندان ابلاغ كرد.
ايرج راد كارگردان و بازيگر تئاتر هم در سخناني با بيان اينكه يكي از پديدههاي بازيگري از ميان ما رفت، تصريح كرد:خسروشكيبايي از افتخارات اين مملكت بود و بايد براي بهدست آوردن هنرمندي مثل او سالهاي سال صبر كرد.
وي ادامه داد: شكيبايي 50 سال به هنر كشور خدمت كرد تا به اينجا رسيد، او توان خودش را در تئاتر اثبات كرد تا به سينما آمد و در آنجا هم هنرآفرين بود.
پويا شكيبايي فرزند اين هنرمند هم خطاب به جمعيت زياد حاضر در تالار وحدت، گفت: اين وسعت جمعيت را كه ميبينم حس ميكنم، پدر اينجاست و خوشحال هست كه اينجا آمديد و ميبينم چقدر مهربانيد و همه شما پدرم را دوست داشتيد.
به گزارش ايسنا، پرويز پرستويي كه مديريت و اجراي اين مراسم را برعهده داشت؛ قبل از شروع برنامه بارها از حاضران خواست كه اجازه بدهند آمبولانس حامل پيكر خسرو شكيبايي وارد محوطه تالار وحدت شود و اظهار داشت: خسرو اينجا ايستاده و اجازه دهيد وارد شود؛ او متعلق به شماست و راه را برايش باز كنيد.
وي در بخش ديگري از اين برنامه همچنين گفت: مسعود كيميايي، عزتالله انتظامي ، ژاله علو هم اينجا هستند و دوست داشتيم كه صحبت كنند؛ اما نميتوانيم و به خاطر كثرت جمعيت ناچاريم مراسم را مختصر تمام كنيم.
در ادامه حسين بختياري از دوستان صميمي شكيبايي نيز در بخشي از اين مراسم به ياد شكيبايي ترانه «نوبهار دل» را اجرا كرد.
در ميان مردم؛ هنرمندان و مسئولان هم بودند. بهمن فرمان آرا، محمد مهدي عسگرپور، عزت الله انتظامي، حبيب رضايي، سيروس ابراهيم زاده، مسعود كيميايي، همايون اسعديان، امير شهاب رضويان، مجيد رجبي معمار، هادي مرزبان، تورج منصوري، رويا تيموريان، مسعود رايگان، رضا پورحسين، كامران ملكي، منوچهر شاهسواري، اميررضا خادم و مهندس جعفريجلوه ، سعيد راد، جهانگير الماسي، محمدرضا فروتن، ايمانيخوشخو، سيروس الوند، قطبالدين صادقي، مرتضي احمدي، اميرحسين مدرس، اسماعيل خلج، مهتاب كرامتي، سياوش طهمورث و... از حاضران بودند.
در حاشيه:
*ازدحام جمعيت؛ باعث بسته شد خيابانهاي اطراف تالار وحدت از جمله خيابان حافظ شده بود.
* پروين سليماني، اصغر بيچاره و عزتالله انتظامي از هنرمندان حاضر در اين مراسم بودند كه به دليل ازدحام جمعيت؛ وضعيت حالي نامناسبي پيدا كردند و از مراسم خارج شدند.
*جايگاه ويژهاي براي هنرمندان درنظر گرفته شده بود كه با هجوم جمعيت هنرمندان از آن جايگاه خارج شدند.
*** بدليل فشار بيش از حد جمعيت؛ خيمهاي كه بر بالاي مزار خسرو شكيبايي نصب شده بود فرو ريخت و تنها داربست آهني آن باقي ماند.
به گزارش ايسنا، خسرو شكيبايي پس از سالها نقشآفريني در سينماي ايران، جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكتهي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت.
گزارش: ایسنا


با زمزمهي ترانهي نوبهار دل
مردم خسرو شكيبايي سينماي ايران را تشييع كردند

مردم ايران صبح امروز 30 تير ماه 1387 به تالار وحدت آمدند و باشكوه خسرو شكيبايي بازيگر سينماي ايران را به قطعه هنرمندان بدرقه كردند.
اين مراسم كه به دليل ازدحام بيش از حد جمعيت مختصر برگزار شد؛ ساعت 9:15 دقيقه با تلاوت كلام الله مجيد آغاز شد و تا 9:45 دقيقه هم به پايان رسيد.
محمد حسين صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني با بيان اينكه تصوير روشني از خسرو شكيبايي در ذهن جامعه ما نقش بسته و جاودانه خواهد ماند اظهار داشت: هنرمندان دو دسته هستند؛ يكي آنهايي كه از هنر حيثيت ميگيرند و ديگر آنان كه به هنر حيثيت ميدهند. خسرو شكيبايي از جمله هنرمنداني بود كه به جريان هنري حيثيت بخشيد.
وي كه از جلسه هيات دولت در اين مراسم حاضر شده بود سلام رئيس جمهور را به هنرمندان ابلاغ كرد.
ايرج راد كارگردان و بازيگر تئاتر هم در سخناني با بيان اينكه يكي از پديدههاي بازيگري از ميان ما رفت، تصريح كرد:خسروشكيبايي از افتخارات اين مملكت بود و بايد براي بهدست آوردن هنرمندي مثل او سالهاي سال صبر كرد.
وي ادامه داد: شكيبايي 50 سال به هنر كشور خدمت كرد تا به اينجا رسيد، او توان خودش را در تئاتر اثبات كرد تا به سينما آمد و در آنجا هم هنرآفرين بود.
پويا شكيبايي فرزند اين هنرمند هم خطاب به جمعيت زياد حاضر در تالار وحدت، گفت: اين وسعت جمعيت را كه ميبينم حس ميكنم، پدر اينجاست و خوشحال هست كه اينجا آمديد و ميبينم چقدر مهربانيد و همه شما پدرم را دوست داشتيد.
به گزارش ايسنا، پرويز پرستويي كه مديريت و اجراي اين مراسم را برعهده داشت؛ قبل از شروع برنامه بارها از حاضران خواست كه اجازه بدهند آمبولانس حامل پيكر خسرو شكيبايي وارد محوطه تالار وحدت شود و اظهار داشت: خسرو اينجا ايستاده و اجازه دهيد وارد شود؛ او متعلق به شماست و راه را برايش باز كنيد.
وي در بخش ديگري از اين برنامه همچنين گفت: مسعود كيميايي، عزتالله انتظامي ، ژاله علو هم اينجا هستند و دوست داشتيم كه صحبت كنند؛ اما نميتوانيم و به خاطر كثرت جمعيت ناچاريم مراسم را مختصر تمام كنيم.
در ادامه حسين بختياري از دوستان صميمي شكيبايي نيز در بخشي از اين مراسم به ياد شكيبايي ترانه «نوبهار دل» را اجرا كرد.
در ميان مردم هنرمندان و مسئولان هم بودند؛ بهمن فرمان آرا، محمد مهدي عسگرپور، عزت الله انتظامي، حبيب رضايي، سيروس ابراهيم زاده، مسعود كيميايي، همايون اسعديان، امير شهاب رضويان، مجيد رجبي معمار، هادي مرزبان، تورج منصوري، رويا تيموريان، مسعود رايگان، رضا پورحسين، كامران ملكي، منوچهر شاهسواري، اميررضا خادم و مهندس جعفريجلوه اشاره كرد.
*ازدحام جمعيت؛ باعث بسته شد خيابانهاي اطراف تالار وحدت از جمله خيابان حافظ شده بود.
* پروين سليماني، اصغر بيچاره و عزتالله انتظامي از هنرمندان حاضر در اين مراسم بودند كه به دليل ازدحام جمعيت؛ وضعيت حالي نامناسبي پيدا كردند و از مراسم خارج شدند.
*جايگاه ويژهاي براي هنرمندان درنظر گرفته شده بود كه با هجوم جمعيت هنرمندان از آن جايگاه خارج شدند.
گفتني است: هماكنون مراسم تشييع از تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) در حال انجام است كه گزارش آن متعاقبا ارسال ميشود.
گزارش: ایسنا

خسرو شکیبایی:
من بدون مردم، مُردهام
اگر مهرجویی نبود، همچنان گم و ناپیدا مانده بودم

خسرو شکیبایی میگفت: «مردم بدون من، همیشه مردماند؛ من اما بدون مردم، مُردهام.»
این بازیگر سینما و تئاتر ایران در گفتوگویی سالها قبل دربارهی تماشاگران فیلمهایش این جملات را مطرح کرد و گفته بود: «ما ماحصل نیروی ذهنی و خاطرات عزیز مردم هستیم. هنر بدون مردم مثل درخت بدون ریشه است بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ.»
*** از روزهای آغاز به کار برای تئاتر و سینما و کمکاری این روزها
مگر حالا کم کارم؟ اگر شما در پی پاسخی کتابی و قراردادی باشید خب البته اولین بار در تاریخ فلان و در کجا برروی صحنه یا جلوی دوربین سینما رفتم. اما راستش را بخواهید بازیگری گوشهایی همیشگی از زندگی من است، نوعی نوستالژی با غم غربتی آسمانی به طور حتم اگر دوران خاطرات گریز پای کودکی نبود، هرگز هیچ خاطرهایی باقی نمیماند و انسان بدون خاطره نمیتواند عشق و سپس عرفان را دریابد. هنر بازیگری، هنر زیبا زندگی کردن است تا آنجا که انگار در زندگی روزمره بازی میکنم و در فیلمها و نمایشها خود زندگی.
*** از چگونگی فعالیت پس از انقلاب
هر انقلابی یک شروع و یک آغاز است، انگار انقلاب آمده بود تا پلی میان گذشته و آینده بزند در این میان تمام هستی و بودن و شدن ما متعلق به آینده شد حالا هم همان آینده زودرس است و من از این زود رسیدن خوشحالم، به هر حال بعد از انقلاب رنگین کمانی عمیق در زندگی بازیگریم رخ داد و در این منحنی اسامی زیادی از کارهایم برجسته شد.
*** آدمهایی که در زندگی هنری سهم داشتند
من مخلص اولین آموزگاری هستم که مرا خواندن و نوشتن آموخت. ناگفته پیداست که سرنوشت هر آدمی از همان اولین حرف از حروف الفبا برمیگردد، من هرگز مغرور و مسرور به قدرت فردی خود نبوده و نیستم. من خلاصه و چکیده انرژی حس و هوای خالصانه و صادقانه اطرافیان و دوستان خود هستم حرفهای من، هوای مهربانی و عطر درست آنها را دارد و همیشه من معنای ناله لحظههای آنها هستم همین همیشه به یاد آموزگاران عمر طی شده و معلمهای باقی عمرم هستم.
*** درباره اولین کار با داریوش مهرجویی
بارها و بارها از او گفته و میگویم که هر بار به پردههای بکر از اعماق وجود او میرسم دوست من! برروی زمین به این بزرگی چیزی نیست مگر مملویی از انسان و در انسان چیزی بزرگ نیست. من جزیره کوچکی بودم مهرجویی از کرانهایی مرا دید که چشم هر کاشفی به آن سو بینا نبود شاید هم که لولویی نداشت و ما پنداشتیم که نوراعلی نور بود به هر حال اگر مهرجویی نبود با آنسوی این روزگار روز مرگی، همچنان گم و ناپیدا مانده بودم.
*** درباره «سارا»
بحث در مورد نکات فنی و حرفهای و هنری فیلم «سارا» از ما ساخته نیست، از آن همه فن حریفان بازار نقد و بحث و گفتگوهای فنی و حرفهای باید پرسید. اما در مورد بازیگری من در فیلم «سارا» باید عرض کنم که اصل برای من بازیگریست. اصل پیداکردن دورنیترین لایههای انسان در این مرداب انسانی حالا چرا به نظر شما گشتاسب نقشی منفی داشته یک سوال مطرح میشود. « جدا از تلقی من از بازیگری و نقش» گشتاسب در پی نفی و انفعال چه اندیشه و کاری بوده است؟ منکر چه بود؟ در پی چه؟ محصولی از دسترنج دروغ و بدی بود که به زعم شما منفی شد یا هست اگر خوب به او کارها و حرفهایش نگاهی دیگر بیندازیم، میبینم که او هم آدم است آدمی که تقدیر او را تنها گذاشته است او نماد یک انسان درگیر با خود و پیرامون خودش است. ما بارها شاهد لبریختگی انسان وآشفتگی درونی او هستیم در ضمن از کجا معلوم که ما «خسروشکیبایی» همچون به خلوت میرود، آن روی سکه خودش را آشکار نکند مگر «خسروشکیبایی» همیشه خوب است و همیشه عاشق، صادق و دوست داشتنی است. شاید گشتاسب بینقاب ترین شکل از خود، خود من باشد درگیر، حساس، شایسته دوست داشتن و اندکی تلخ، تلخ چون لحظات بی امان درد و تنهایی و سرشار از سوءتفاهم.
*** اولین کار در سینما یا تئاتر
هرگز در میان «تنها» تنها نبودهام، حتی در خلوت، خوبی آب و گل آدمی به همین است که میل گرویدن به هم فکر، به دوست، به همسایه و رفیق و عزیز دارد.
*** «پری» و یک دید تازه در سینما به مذهب و هنر و عارف روشنفکر
عارف روشنفکر؟ عارف کجا و روشنفکر کجا؟اگرچه وقتی که به روشنی برسی فکر عرفان محض میشود اگرچه وقتی گرویده به نور خالص خیره شود، روان همان صافی درون میشود پس معنا در وقت و موسوم و داشتن آن است و لاغیر چه صاحب آن دیده و دل میتواند هم عارف باشد، هم عامی... هم دارا باشد هم ندار... هم تو باشی و هم او... هم داداشی، هم پری... اگرچه نمیتوانم من باشم چرا که من رها از دایره تکرارم... من هم اویم... پس من نه منم. *** رابطه هنر با مردم ما حصل نیروی ذهنی و خاطرات عزیز مردم هستیم. هنر بدون مردم مثل درخت بدون ریشه است بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ.
*** آنچه به آن عاشقی و دوست داری
ماه، ماه نقرهایی... فروغ نجیب و انسان پر از اعتماد، سهراب گم شده در درون زمان و فردا و گاه قدم زدن در کوچهای که به خانه پدری میرسد به مادر آی مادر! *** ترجیح بین سینما، تئاتر، تلویزیون تئاتر یک راه، تلویزیون یک خانه، سینما یک نشانه است . سه راه... سه خواهر... سه برادر... سه دولت... سه پرستار هر پرستار تیمارگر روح جمعی مردمان.
*** دربارهی مردم و تماشاگران آثارت
مردم بدون من، همیشه مردمند؛ من اما بدون مردم، مردهام.
*** هامون
کامل نوشتهام و کاملتر گفتهام . فکر میکنم هیچ نقطه تاریکی با سایه روشنی از شخص و شخصیت هامون برای اهل نظر باقی نگذاشتهام، اما در یک کلام خیلی ساده عرض میکنم که هامون فلسفیترین کتابی است که هنوز از بوئیدن آن صاحب کلیدهای تازه و تازهتری از گلستان و دریا و نور میشوم...
پینوشت: این مصاحبهی در هفتهنامهی سینما ویدئو در تیر ماه سال 74 چاپ شده است.
گزارش: ایسنا

پيكر خسرو شكيبايي بازيگر سينما و تئاتر ايران روز يكشنبه 30 تيرماه به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) بدرقه خواهد شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق اعلام خانهي سينما اين مراسم راس ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت برگزار ميشود.
خسرو شكيبايي پس از سالها نقشآفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكتهي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت.
اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سالها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دورهي جشنواره فجر گرفت، سالها بعد به خاطره فيلم
«كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود.
انتهاي پيام
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، «خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت. | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، ستاد ويژه خاكسپاري پيكر «خسرو شكيبايي» در «خانه سينما» تشكيل شده است. | |||
| |||
|
«حسينعلي فلاح حقگو ليانستاني» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد آخرين وضعيت پروژه «ميزاك» گفت: تدوين فيلم بهسرعت توسط «سپيده عبدالوهاب» تمام شد و ما پس از پايان تدوين بلافاصله كار صداگذاري فيلم را آغاز كرديم و «محمدرضا دلپاك» مشغول انجام اين كار است. | |||
همزمان با بيستمين سالروز حادثه انفجار هواپيماي ايراني توسط ناو آمريكايي در خليج فارس ، بيش از 60 هنرمند سينماي ايران روز گذشته به انگيزه گراميداشت ياد و خاطره شهداي اين حادثه در منطقه حاضر شدند.
پرويز پرستويي، باران كوثري، محمدرضا شرفالدين، مهتاب كرامتي، مرتضي سرهنگي، پرويز شيخ طادي، سيروس الوند، انسيه شاهحسيني، حسن پورشيرازي، جهانگير الماسي، رويا تيموريان، حسين ترابي، نگار جواهريان، داوود رسوليان، مدير عامل و مدير روابط عمومي هما از جمله افرادي كه عصر ديروز وارد فرودگاه بندرعباس شدند و به ديدار خانوادههايي كه بستگانشان در اين حادثه به شهادت رسيدند، رفتند.
تيم مستندسازي، همراه هنرمندان از مراحل حضور آنها در منطقه سقوط هواپيماي ايراني و نيز ديدار با خانواده شهدا گزارشهاي مستند توليد ميكنند و عوامل برنامه 2 قدم مانده به صبح نيز كه در اين سفر همراه هنرمندان هستند، گزارشهاي ويژهاي را تهيه و پخش خواهند كرد.
| |||
|
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، مؤسسه رسانههاي تصويري معاونت امور سينمايي قصد دارد در حركتي تازه، مجموعهاي از فيلمهاي كارگردانان و بازيگران مطرح سينماي ايران را منتشر كند. | |||


طراح:
امید منوچهری
*****
اختصاصی:
باران ما - تازههای باران
تحلیل گزارش تولید فارابی/
ریزش مبهم فیلمهای دارای پروانه ساخت
مقایسه آمار 79 فیلم دارای پروانه ساخت در حال تولید و پیشتولید تا اول خرداد و 76 فیلم دارای پروانه ساخت در حال تولید و پیشتولید تا اول تیر نشان میدهد در فاصله این یک ماه (همچون ماه گذشته) چند پروژه به سرنوشت نامعلوم دچار شدهاند.
در آخرین گزارش فارابی از تولید سینمای ایران تا اول تیر 76 فیلم دارای پروانه ساخت در مراحل تولید و پیشتولید هستند که وضعیت فیلمها به این ترتیب است: 11 فیلم آماده نمایش، هفت فیلم در مرحله صداگذاری، 10 فیلم در مرحله تدوین، 10 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 38 فیلم در مرحله پیشتولید که از این تعداد پیشتولید 20 فیلم آغاز شده است.
مقایسه این فهرست با فهرست اعلام شده تولید سینمای ایران تا اول خرداد میتواند روند تولید و پیشتولید سینما را در فاصله این یکماه اخیر مشخص کند. در فهرست ماه گذشته از 79 فیلم حاضر در مرحله تولید و پیشتولید شش فیلم آماده نمایش، شش فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، 12 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 41 فیلم در مرحله پیشتولید بودند.
نکتهای که همچنان آمار رسمی اعلام شده را مبهم جلوه میدهد، ریزش تعداد فیلمهایی است که در مرحله پیشتولید هستند و این کاستی با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. با توجه به اینکه همه فیلمهای مرحله پیشتولید دارای پروانه ساخت هستند و ذکر این نکته که در عرض این یکماه تنها دو فیلم مجوز ساخت گرفتهاند، به نظر میآید آمار فیلمهای این بخش باید روندی صعودی داشته باشد.
اسامی اعلام شده تا اول تیرماه را با فهرست فیلمهایی که تا اول خرداد در مراحل مختلف تولید بسر میبردند، مقایسه میکنیم.
مرحله آماده نمایش:
"محافظ"، "دلداده" (در مرحله تدوین بوده)، "10 رقمی"، "دعوت"، "حیران"، "یک اشتباه کوچولو"، "کتاب قانون" (در مرحله صداگذاری بوده)، "چهره به چهره" (در مرحله صداگذاری بوده)، "نیلوفر" (در مرحله تدوین بوده)، "نامزد آمریکایی من" (در مرحله صداگذاری بوده) و "چشمک".
با توجه به اینکه از فهرست شش فیلمی که خردادماه آماده نمایش بودند، تنها یک فیلم (10 رقمی) اکران شده، در واقع به فیلمهای آماده نمایش پنج فیلم جدید اضافه شده که ماه گذشته در مراحلی چون تدوین و صداگذاری بودهاند.
مرحله صداگذاری:
"پاتو زمین نذار" (در مرحله تدوین بوده)، "تلخ و شیرین"، "سوپراستار" (در مرحله تدوین بوده)، "میزاک" (در مرحله تدوین بوده)، "یک وجب از آسمان"، "صندلی خالی" و "عیار 14" (در مرحله تدوین بوده).
از فهرست شش فیلمی که خردادماه در مرحله صداگذاری بودند، سه فیلم همچنان در مرحله صداگذاری بسر میبرند و سه فیلم دیگر به فهرست آثار آماده نمایش ملحق شدهاند. همچنین چهار فیلم از فهرست آثار در حال تدوین در ماه خرداد وارد مرحله صداگذاری شدهاند.
مرحله تدوین:
"صداها"، "فرزند صبح"، "زادبوم" (در مرحله فیلمبرداری بوده)، "پنالتی"، "هفت و پنج دقیقه"، "پوسته"، "تاکسی نارنجی"، "آن سوی رودخانه"، "پاداش" و "دو خواهر" (در مرحله فیلمبرداری بوده).
از فهرست 14 فیلمی که خردادماه در مرحله تدوین بوده، چهار فیلم وارد مرحله صداگذاری شده و 10 فیلم همچنان در مرحله تدوین بسر میبرند. همچنین به این فهرست دو فیلم جدید وارد شده که ماه گذشته در مرحله فیلمبرداری بودند.
مرحله فیلمبرداری:
"چارچنگولی"، "کودک و فرشته"، "پسر تهرانی"، "درباره الی"، "امشب شب مهتابه" (در فهرست قبل نبوده)، "لالایی"، "ملک سلیمان"، "وقتی همه خوابیم"، "دوزخ، برزخ، بهشت" و "بیپولی".
از فهرست 12 فیلمی که خردادماه در مرحله فیلمبرداری بودند، 9 فیلم پس از یکماه همچنان در حال فیلمبرداری هستند. دو فیلم وارد مرحله تدوین شده، فیلمبرداری یک فیلم (نطفه شوم) متوقف شده (از این فهرست هم حذف شده) و یک فیلم تازهوارد (امشب شب مهتابه) به این فهرست اضافه شده است. به این ترتیب تنها یک فیلم به چرخه تولید سینمای ایران وارد شده است.

بیپولی
به این ترتیب با توجه به آمار اعلام شده باید این یک فیلم از تعداد 41 فیلمی که ماه گذشته در مرحله پیشتولید بودند کم شود و با توجه به اینکه ماه گذشته تنها دو پروانه ساخت برای "بیست" و "یک بازی ساده" صادر شده، فیلمهای مرحله پیشتولید سینمای ایران تا اول تیر باید به تعداد 42 عنوان برسد.
اما در آمار اعلامشده فارابی این آثار شامل 38 فیلم است. این اختلاف چهار فیلمی (ماه گذشته در 18 عنوان فیلم اختلاف آماری وجود داشت) و کم شدن تعداد فیلمهایی را که با وجود داشتن پروانه ساخت هنوز وارد مرحله تولید نشدهاند، چگونه میتوان تحلیل و توجیه کرد؟
گزارش: خبرگزاری مهر
ساداتیان در گفتگو با مهر:
"دایره زنگی" در آمریکا و کانادا روی پرده میرود
تهیهکننده فیلم سینمایی "دایره زنگی" از اکران نخستین ساخته بلند پریسا بختآور در کشورهای آمریکا و کانادا در آینده نزدیک خبر داد.
سیدجمال ساداتیان به خبرنگار مهر گفت: از 10 روز دیگر اکران عمومی "دایره زنگی" همزمان در آمریکا و کانادا آغاز میشود. قرار است فیلم در ایالتهایی نظیر کالیفرنیا و شهرهایی که ایرانیان در آن ساکن هستند به نمایش درآید و قصد داریم آن را در کشورهای اروپایی نیز اکران کنیم. اما این کار پس از اکران در آمریکای شمالی انجام خواهیم داد.
فیلم سینمایی "دایره زنگی" اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. فروش "دایره زنگی" در زمان اکران در تهران و شهرستانها از مرز یک میلیارد تومان گذشت.
گفتوگو: خبرگزاری مهر
آتش بس ، اخراجی ها ، توفیق اجباری ، دایره زنگی

با اتمام اکران فیلم دایره زنگی و فروش بالای یک میلیارد آن، تعداد فیلمهای سینمای ایران که به فروش یک میلیارد رسیده اند به عدد 4 رسید. در زیر به این نکته می پردازیم که این 4 فیلم چه ویژگی هایی داشته اند که در گیشه موفق بوده اند.
1) در نگاه اول می بینیم که در هر 4 فیلم عنصر طنز نقش پررنگی دارد و در ساختار هر کدام به نوعی از این عنصر استفاده شده است. البته بعضی زیاد و بعضی کم. از نظر ساختاری می توان وجود طنز در هر کدام را به این ترتیب بیان کرد: اخراجی ها ، توفیق اجباری ، دایره زنگی ، آتش بس.
اخراجی ها:
اخراجی ها فیلمی سراسر طنز است به طوری که می توان دلیل اصلی فروش بالای آن را طنز زیاد آن دانست و نه موضوع جالب آن و نه عوامل فیلم. درست است که موضوع فیلم جالب است و واقعاً نو و بدیع که به گونه ای جدید و کاملاً متفاوت به مسأله جنگ تحمیلی و نحوه ورود کاراکترهای فیلم به جبهه پرداخته ولی دلیل اصلی فروش بالای آن را باید طنز موجود در فیلم دانست و نه موضوع آن.
قسمت اعظم دیالوگ های فیلم را صحبت های طنز آمیز تشکیل می دهند که بخشی از آن را می شود در همین جک های اس ام اسی یافت. می توان گفت که این میزان طنز برای یک فیلم زیاد است و در استفاده از این مقوله افراط شده است به طوری که به عنوان مثال در مورد نقش اکبر عبدی و امین حیایی و ارژنگ امیرفضلی فقط از دیالوگ ها و رفتارهای طنز استفاده شده و آنها در طول فیلم تقریباً هیچ چیز جدی ندارند که این نمی تواند چندان مطلوب باشد. البته فیلم سکانس های زیبایی از نظر بازیگری و کارگردانی دارد مانند سکانس ورود تانک به بیمارستان، سکانسی که از بالا تنبیه سربازان دیده می شود و سکانس پریدن رزمنده روی نارنجک. ولی در کل باید پذیرفت که طنز موجود در فیلم و فیلمنامه مهمترین ویژگی فیلم در جذب تماشاگر بوده و نه ارزش هنری فیلم و بار معنایی آن.
توفیق اجباری:
در مورد توفیق اجباری می توان گفت که این مقدار کم شده ولی باز هم نقش اساسی دارد. در این فیلم هم بازیگرانی مثل رضا عطاران و احمد پورمخبر تقریباً سراسر طنز هستند. احمد پورمخبر نقش زیادی در فیلم ندارد و طنز فیلم را رضا عطاران به دوش می کشد و این سبب شده که نویسنده طنزش را تا حدودی منحصر به او کند و همین مسأله کمک شایانی کرده تا افراط در استفاده از طنز انجام نگیرد. همچنین استفاده از موضوعاتی که متعلق به حال هستند مثل کارت سوخت، لهجه افغانی ، تیترهای روزنامه ها و چند مورد دیگر به بهتر شدن فیلم کمک کرده ولی نویسنده می توانست از این عناصر بهتر بهره گیرد. در یک نگاه اجمالی فیلمنامه توفیق اجباری را نمی توان فیلمنامه خوبی دانست. در چند مورد اتفاقاتی می افتد که هیچ پیش زمینه ای برای وقوع آن وجود ندارد و بدون مقدمه آن اتفاق رخ می دهد و یا حادث شدن آن خیلی بعید به نظر می رسد مانند حظور لیدا در سفارتخانه بدون هیچ دلیلی، مواجه شدن رضا با دختر چت کننده در خیابان و نحوه صحبت کردن دختر و اینکه او صدای رضا را هنگام چت تشخیص نداده، سیم سیم فارسی را روان صحبت می کند و می گوید که فرهنگ فارسی را یادش نرفته ولی نمی داند که اینجا پسر و دختر مجرد نمی توانن در یک خانه باشند و مسائلی از این قبیل که زیاد هستند. تمامی اینها باعث شده که فیلمنامه توفیق اجباری فیلمنامه ای ضعیف تلقی شود و برای فروش آن به دنبال مسائل دیگری بود.
دایره زنگی:
دایره زنگی فیلمی است که طنز را در خود جای داده ولی نمی توان آن را در دسته فیلمهای طنز جای داد هر چند بازیگران معروف طنز ایران در این فیلم حضور دارند. دایره زنگی فیلمی است که به مسائل اجتماعی می پردازد و فیلمی اجتماعی است که از طنز در وجود خود استفاده کرده. در این فیلم نیز مهران مدیری و محمدرضا شریفی نیا هر از چندی خنده ای بر لب های بیننده می نشانند ولی این خنده در سراسر فیلم دیده نمی شود و مقطعی است و سریع از بین می رود. همچنین باید توجه داشت که همین خنده هم معمولاً با دیالوگ ها و رفتارهای جدی حاصل می شود. در بحث درباره دایره زنگی می توان از فیلمنامه خوب اصغر فرهادی به عنوان یکی از ویژگی های خوب این فیلم یاد کرد که قسمت زیادی از فروش فیلم به خاطر همین فیلمنامه است. فیلمنامه ای که تقریباً هیچ چیز بی دلیلی در آن اتفاق نمی افتد و همه رخدادها با هم در ارتباط هستند و دیگر آن مسکل توفیق اجباری را ندارد. به هر کس به اندازه نیاز توجه شده و کسی از قلم نیفتاده است. امتیاز مهم فیلم غافلگیر کردن تماشاگر است به طوری که عده زیادی به همین دلیل فیلم را دو بار دیدند.
آتش بس:
آتش بس کمترین میزان طنز را در بین این 4 فیلم دارد ولی باز هم در خور توجه. نقش داراب از لحاظ شخصیتی کاملاً طنز است و اکثر دیالوگ های دوست یوسف نیز همین طور. در مورد دو نقش اصلی این طنز وجود دارد ولی کرنگ است و زیاد جلوه نمی کند. گویا بازیگران در ادای این طنز موفق نبوده اند. در کل منظور این است که عنصر خنده زیاد در این فیلم به چشم نمی خورد حتی اگر بازیگران سعی در خنداندن تماشاگر داشته باشند. یکی دیگر از دلایل فروش این فیلم را می توان فمنیست بودن آن دانست که در تمام فیلمهای تهمینه میلانی به خوبی دیده می شود. زن بر مرد پیروز است و این برتری در اغلب قسمتهای فیلم دیده می شود. به عنوان مثال در آتش بس پشیمانی بازیگر مرد دیده می شود ولی پشیمانی بازیگر زن نه و این در حالی است که در سکانس سفر رفتن زن، او با رضایت تمام و خوشحالی جدا می شود ولی بازیگر مرد نمی تواند این دوری و جدایی را تحمل کند و وابستگی مرد به زن و عدم وابستگی زن به مرد را نشان می دهد. این خود باعث شد که عده بیشماری از زنان برای تماشای این برتری به سالن های سینما بروند.
2) از دید دیگر می توان بازیگران فیلمها را دلیل فروش آنها دانست.
اخراجی ها:
اخراجی ها از تعداد زیادی بازیگر نامی سود می برد که هر کدام می توانند به تنهایی یک فیلم را پیش ببرند. اکبر عبدی پس از مدتها در فیلمی ایفای نقش می کند که این مسأله جاذب تماشاگر به سالن سینماست. البته مسائل پیش آمده در جشنواره فجر بیست و پنجم و جنجال سازی مسعود ده نمکی به ویژه در مراسم اختتامیه نیز بسیار به فروش اخراجی ها کمک کرد.
دایره زنگی:
دایره زنگی نیز از چنین مزیتی استفاده کرده و حدود 15 بازیگر سرشناس سینما را در خود جای داده که طبعاً این تعداد بازیگر سرشناس هر تماشاگری را به سوی خود می کشد. اولین فیلم سینمایی مهران مدیری، بازی باران کوثری و صابر ابر بلافاصله پس از کسب تندیس جشن خانه سینما، شایعه حضور هدیه تهرانی که حتی در جلسه فیلنامه خوانی گروهی هم شرکت داشته و همچنین موضوع فیلم که ماهواره است، از دلایلی بودند که از اوایل فیلمبرداری، این فیلم در صدر اخبار قرار گرفت و مردم برای تماشای آن لحظه شماری می کردند و با اکران آن به سینماها هجوم بردند.
توفیق اجباری و آتش بس:
در مورد توفیق اجباری و آتش بس به راحتی می توان به پدیده محمدرضا گلزار اشاره کرد که شاید دلیل اصلی فروش بالای این دو فیلم قرار گرفتن نام محمدرضا گلزار در لیست بازیگران و تصویر وی روی پوسترهای تبلیغاتی فیلم ( همانند صحنه ای که تصویر گلزار روی بیلبوردهای شهر تهران دیده می شود ) باشد. در چند سال اخیر محمدرضا گلزار و مهناز افشار بارها در کنار هم قرار گرفته اند و هر بار نیز فروش خوبی برای فیلم به همراه داشته اند. محمدرضا گلزار را می توان یکی از سوپراستارهای حال حاضر سینمای ایران نامید. سوپراستار بدان معنا که حضورش در فیلمی می تواند تضمین فروش آن فیلم باشد. اما باید اشاره کرد که قدرت بازیگری او در حد و اندازه های یک بازیگر خوب نیست و همین تضمین فروش و نیز سیمای خوش و محبوبیت زیاد است که باعث شده او همواره نقش اول فیلمهایی باشد که به قصد موفقیت در گیشه ساخته می شوند. مهناز افشار نیز به همین صورت است با این تفاوت که او محبوبیت گلزار را ندارد ولی گذر زمان نشان داده که حضور این دو در یک فیلم به فروش آن کمک شایانی کرده است که یک نمونه آن نیز آتش بس تهمینه میلانی است. توفیق اجباری نیز از حضور محمدرضا گلزار بهره مند است و فیلم نیز در مورد زندگی او ساخته شده است. مهناز افشار دیگر در این فیلم نیست و این بار باران کوثری نقش مقابل گلزار را بازی کرده است. او که در این چند سال اخیر به خاطر بازی های زیبایش به محبوبیت زیادی دست یافته گزینه مناسب تری نسبت به افشار برای فروش بالا بود که همین طور هم شد. البته اکثراً معتقدند که کوثری نباید در این فیلم بازی می کرد چون توفیق اجباری در حد و اندازه های او نبود. شایان ذکر است که در مورد توفیق اجباری نباید از رضا عطاران گذشت. کسی که در این مدت بازی های خوبی در فیلم های طنز ارائه داده است و در این فیلم نیز خیلی خوب بازی می کند.
بازیگران زیر در دو فیلم از این چهار فیلم حضور داشته اند و تنها بازیگران دو میلیاردی سینمای ایران هستند.
محمدرضا گلزار ( آتش بس ، توفیق اجباری )
محمدرضا شریفی نیا ( اخراجی ها ، دایره زنگی )
امین حیایی (اخراجی ها ، دایره زنگی )
باران کوثری (توفیق اجباری ، دایره زنگی )
بهاره رهنما (توفیق اجباری ، دایره زنگی )
نگار فروزنده (اخراجی ها ، دایره زنگی )
نیوشا ضیغمی (اخراجی ها ، توفیق اجباری )
نیلوفر خوش خلق (آتش بس ، دایره زنگی )
منبع سینما فردا
گزارش :
باران ما - امید منوچهری : دیروز رفته بودم موزه ی سینما برای دیدن آثار خانم بنی اعتماد و مهم تر از اون دیدن باران . اما کو باران ما ؟
هر چی این ور اون ورو گشتم پیداش نکردم که نکردم .
مستند "این فیلم ها رو به کی نشون می دین ؟" برای سانس 4 تا 6 داشت شروع می شد . فیلمو دیدم . فیلم عجیبی بود . درباره ی یک شهرک دور افتاده بود که یک سری مردم فقیر در اون زندگی می کردند و خانم بنی اعتماد هم با دوربین
به خانه ی هر کدام از آن ها می رفت تا از وضعیت زندگیشون فیلم بگیره .
بعد کم کم خانه های این شهرکو خراب می کنند و مردم آن جا با کمک مالی هر کدام خانه ی دیگری برای خود اجاره می کنند و از آون جا می رن و وضعیت زندگیشون بهبود پیدا می کند .
فیلم که تموم شد اومدم بیرون و دوباره شروع کردم گشتن . بعد از کلی پرسش متوجه شدم که باران برای جلسه ی به خانه ی سینما رفته و رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری هم در آمریکا به سر می
برند .
خیلی ناراحت شدم از این که باران و خانم بنی اعتماد حضور نداستند . ولی به جاش کس دیگریو دیدم . پگاه آهنگرانی . اومده بود برای دبدن آثار .
سانس بعدی یعنی 6 تا 8 سه مستند "آخرین دیدار با ایران دفتری" ، "تمرکز" و "زیر پوست شهر" رو نمایش می دادند .
رفتم تو سالن و در ردیف اول نشستم . پگاه هم در چند صندلی اون ور تر نشسته بود .
از این سه مستند مستند آخری یعنی "زیر پوست شهر " خیلی به دلم نشست . این مستند درباره ی اعتیاد جوانان بود . کسانی که هنوز دهنشون بوی شیر می ده و رفتند سراغ سیگار و حتی مواد مخدر .
فیلم های جالبی بود .
جای همه ی شما خالی بود ..............
امید منوچهری
12 تیر ماه 1387
.jpg)
محسن آزرم/ كریم نیكونظر: «باران كوثری» و «نگار جواهریان» هر دو از یك نسل هستند؛ نسلی كه چند سالی است در سینما میدرخشد و توانسته در میان هیاهو و جنجال و نادیده گرفته شدنها جای خودش را باز كند. هر دو این بازیگران فیلمها، سریالها و تئاترهای مختلفی در كارنامه دارند كه هم با استقبال عمومی مواجه شده و هم بین منتقدان طرفدار پیدا كرده؛ آثاری كه تواناییهای آنها را در بازی در نقشهای متفاوت نشان داده است. خودشان معتقدند كه همیشه میخواهند تجربه كنند و دنبال هیجان میگردند. هر دو برای انتخابهایشان وسواسهایی دارند و این از خوششانسی ماست كه نسل تازه سینما برای این كار این قدر سختگیر است و تن به هر كاری در سینما نمیدهد. گفتوگوی ما با «باران كوثری» و «نگار جواهریان»درباره اوضاع سینما، شرایط بازیگران و حق انتخاب آنها بود؛ اینكه تا چه زمانی میتوانند تجربه كنند، هیجان زده شوند و تنها در فیلمهای خوب بازی كنند
.فیلمهای روی پرده را دیدهاید؟ «تیغ زن»، «زنها فرشتهاند» و
...خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
اهالي سينماي ايران به همراه جمعي از خانوادهي شهداي حادثهي انفجار هواپيماي ايرباس توسط ناو آمريكايي، ساعاتي قبل همزمان با سالگرد اين حادثه با پرواز كبوتران به ياد كودكان شهيد اين سانحه و گلافشاني، بيستمين سالروز اين حادثه را گرامي داشتند و خواستار حمايت از ساخت آثاري با اين موضوع در سينما شدند.
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در اين مراسم كه امروز 12 تير ماه با حضور مسوولان كشوري همراه بود، پس از قرائت بيانيهي خانهي سينما توسط پرويز پرستويي ،هنرمندان و سينماگران حاضر به سخنراني پرداختند.
علي نصيريان به روان پاك شهدايي كه در اين واقعه جانشان را از دست دادند سلام و درود فرستاد و گفت: بايد خطاب به آنهايي كه داد آزادي و عدالتخواهي ميدهند اعلام كرد كه در اين قرن و هزاره چهطور هشدار و جنگ همينطور ادامه پيدا ميكند. واقعيت اين است كه اين فجايع هرروزه هست كساني كه ميخواهند برروي كرهي اين زمين حاكميت داشته باشند يادشان نرود ملتها بايد به حساب بيايند چون اين ملتها به هوشياري رسيدند.
جهانگير الماسي هم در سخناني گفت: مفتخرم كه در چنين مراسمي حضور دارم براي زنده نگهداشتن ياد افرادي كه در واقع زنده نگهداشتن هويت انساني ماست.
او در ادامه اظهار اميدواري كرد: اين مراسم فتح بابي باشد كه صلح را به جاي جنگ مطرح كنيم.
مرتضي سرهنگي، سعيد راد و انسيه شاهحسيني نيز در بخشي از اين مراسم در سخناني ياد شهداي اين حادثه را گرامي داشتند.
رويا تيموريان هم گفت: ما بعد از 20 سال به اينجا آمديم تا به جهان اعلام كنيم كه نه تنها اين حادثه را فراموش نكردهايم بلكه اين لكه ننگ پررنگتر شده است و پيشنهادم اين است كه نهادها و ارگانهاي دولتي به سينماي ايران كمك كنند تا در مقابل اين فجايع انساني كه در كشورمان اتفاق ميافتد آثاري ساخته شود، به هرحال ما نيروهاي متخصص را براي ساخت آثار داريم اما از لحاظ اقتصادي دچار مشكل هستيم.
او اظهار اميدواري كرد هرچه زودتر شرايط ساخت چنين آثاري فراهم شود و گفت: احساسم اين است كه نام بزرگان و شهدايي كه در اين آبها خفتهاند نگهبان اين خليج هميشه فارس است.
حسين ترابي هم به نامهي حبيب احمدزاده به گروه ضدجنگ آمريكايي دربارهي اين حادثه اشاره كرد و گفت: تمام كارهاي فرهنگي ما در ايران تكنفره است. حبيب احمدزاده كار بسيار بزرگي كرد و از خلبانهاي ايران هم خواهش ميكنم كه اينكار را بكنند.
وي ادامه داد: شايد برخي فكر كنند ما جنگطلب هستيم و آنطرف هم در آمريكا عدهاي خواستار صلح بدون دخالت دولتها هستند. به هرحال اينكار كه دوستان درخانهي سينما كردند پيغام جديدي است كه در دنيا مطرح خواهد شد.
سيروس الوند هم به دغدغهي هميشگياش براي ساخت چنين فيلمي اشاره كرد و گفت: نميدانم چرا در اين سالها نسبت به اين قضيه بيتفاوت بوديم و سكوت كرديم، به هرحال من يك كار تلويزيوني انجام دادم اما براي اين اتفاق آثار نمايشي بيشتري بايد ساخته شود.
باران كوثري هم گفت: صلح نه فقط در ايران بلكه در تمام دنيا بايد برقرار شود تا در دنيا شاهد هيچ جنگي نباشيم.
نگار جواهريان هم ادامه داد: ما آمدهايم ياد و خاطرهي اين شهدا را گرامي بداريم و اميدوارم ديگر شاهد اين اتفاقات نباشيم.
مهتاب كرامتي نيز اظهار اميدواري كرد: همهي ما در زمينهي كاري كه داريم بتوانيم شرايطي را فراهم كنيم كه كودكان در آن لبخند بزنند.
استاندار بندرعباس هم گفت: اميدوارم سال آينده در بيستويكمين سالروز هنرمندان عزيز با دست پر در اين نقطه حضور پيدا كنند و آن روز در نقاط مختلف دنيا اين حادثه انعكاس بيشتري داشته باشد.
فرمانده يكم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در اين برنامه سخنراني داشت و دكتر حسامي مديرعامل هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران هم در سخناني از هنرمندان كه اين همايش را به صورت خودجوش فراهم كردند تشكر كرد.
***
به گزارش خبرنگار ايسنا، در بيانيه خانه سينما به مناسبت سالگرد اين حادثه آمده است: «در تقويم ملتها روزهايي نوشته شده كه يادآور رويدادهاي تلخ و شيرين در زندگي آنهاست.
وقتي مردم ايران در ميان صفحههاي تقويم خود به روز 12 تير ماه ميرسد لحظه لحظه آن حادثه جانكاه در برابر چشمانشان جان ميگيرد.
روزي كه هواپيماي مسافربري ايرباس روي آبهاي خليج فارس هدف ناو امريكايي وينسنت قرار گرفت و 290 مسافر بيگناه را به كام مرگ كشيد با سينماگران ايران امروز در بيستمين سالگرد اين فاجعه آمده ايم تا در ميان امواج داغدار خليج فارس ياد عزيزان را گراميبداريم كه قلبهاي كوچشان هرگز گرماي رسيدن به خانه را احساس نكرد.
ما امروز در كنار شنهاي داغ خليج فارس چشم به اعماق آبهايي دوخته ايم كه پاره تن 290 مسافر را در دل خود جاي داده است ما امروز در كنار يكديگر گوش جان به شادي ناتمام 66 كودك سپرده ايم كه فرشتههاي پاك اين پرواز بوده اند.
جهانيان ميدانند كه اين موشك از ناوي شليك شد كه براي پشتيباني از حكومت فاشيستي صدام چهره زيباي مرگهاي حاوي ما ايرانيان چنگ انداخته بود.
ما سينما گران ايران همصدا با وجدانهاي بيدار جهان ميپرسيم چگونه ميتوان به كاپيتان ويل راجرد كه دست به اين قتل عام هوايي زده است مدال شجاعت داد و آن را به سينه اش سنجاق كرد ما امروز به نيابت از ملت بزرگ ايران دركنار اين درياي لاجوردي رنگ ايستاده ايم تا به جهانيان ياد آور شويم.
تاريخ كهنسال ايران شاهد شكست دشمنان زانو زدهاي است كه در كنار شمشيرهاي شكسته خود قرنها است كه زير خاك ما مدفون شده است.
ما هنرمندان سينما ايران، هر سال به مسافران هوايي اير باس كه روي آبهاي گرم خليج فارس جان دادند از سوي همهي صلح دوستان جهان ادعاي احترام ميكنيم و به كساني كه چشم طمع و تجاوز به اين خاك نجيب را دارند ميگوييم كه يك بار ديگر تاريخ جنگهاي ايران را بخوانند به يقين حرفهايي از اين تاريخ به آنان خواهد گفت كه چه سرنوشتي انتظارشان را ميكشد.»
انتهاي پيام
نصيريان، الوند، الماسي، سرهنگي، راد، تيموريان، شيخطادي
سينماگران ايراني در خليج فارس شعار صلح سردادند
خبرگزاري فارس: جمعي از هنرمندان سينماي ايران در گراميداشت ياد قربانيان هواپيماي ايرباس ايراني ضمن تقبيح جنگطلبي استكبار جهاني شعار صلح سر دادند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، صبح امروز طي سفر دريايي كه هنرمندان براي حضور يافتن در مراسم بزرگداشت واقعه سقوط هواپيماي ايرباس داشتند،برخي از آنها نسبت به اين واقعه اظهاراتي بيان داشتند.
* نصيريان: مردم دنيا و ملتها بايد به هشياري و مبارزه برسند
«علي نصيريان» هنرمند پيشكسوت با بيان اين مطلب كه كساني را كه در ظاهر داد عدالتخواهي و آزادي سر ميدهند را نفرين ميكند،اظهار داشت: در اين قرن و هزاره چطور شاهد كشتار ، بيعدالتي و جنگ هستيم و چطور بشريت اجازه چنين كاري را ميدهد.
وي ادامه داد: سن من اجازه ميدهد كه شاهد جنگ جهاني دوم، بمباران هيروشيما و درگيري ملتها باشم. همينطور شاهد مستندهايي كه از قتل عام زنان و كودكان در جنگ هيروشيما ساخته شد. امروز هم فجايع جنگ عراق، افغانستان و ايران نشان ميدهند كه فاجعه هر روز هست و تمام ناشدني است.
نصيريان تاكيد كرد: مردم دنيا و ملتها بايد به هشياري و مبارزه برسند. اين فجايع و جنايتها حاصلي براي به زانو درآوردن و به سلطه در آوردن مردم دنيا نخواهد بود. هم اكنون در سراسر دنيا مردم به مقاومت مشغول هستند تا استكبار جهاني به اهداف خود نرسد.
* الماسي: بايد شعار صلح را جايگزين شعار جنگ كنيم
«جهانگير الماسي» نيز با بيان اين مطلب كه زنده نگه داشتن ياد شهداي سقوط هواپيماي ايرباس، زنده نگهداشتن هويت انساني است، گفت: هم اكنون كه ما در كنار هم جمع شدهايم، جنگ و جنايت در دنيا اتفاق ميافتد و كساني در حال شهيد شدن هستند. ما بايد از عالم بشريت طلب صلح كنيم و درخواست كنيم كه زرادخانههاي دنيا تعطيل شوند. جهان، جهان گرسنگان است و همه بودجهها صرف زرادخانهها ميشوند. ما بايد شعار صلح را جايگزين شعار جنگ كنيم.
* سرهنگي: در فاجعه ايرباس، شاهد ساعتي بودم كه در دست يك شهيد همچنان كار ميكرد
«مرتضي سرهنگي» نويسنده، نيز به بيان خاطرهاي در اين باره پرداخت و گفت زماني كه اين اتفاق افتاد من روزنامهنگاري جوان بودم و اولين جايي كه براي گزارش رفتم سردخانههايي بود كه جنازههاي اين شهدا را در آن گذاشته بودند. اين پيكرها با لايه نازكي يخ بسته بودند و شاهد ساعتي بودم كه در دست يك شهيد همچنان كار ميكرد.
* سعيد راد: فرزندان ايران در برابر بوقهاي تبليغاتي دنيا مقاومت ميكنند
«سعيد راد» همچنين اظهار داشت: فرزندان خانواده شهدا، شير زنان و شير مردان ايراني هستند و جايي خواهند ايستاد كه بتوانند در مقابل بوقهاي بزرگ تبليغاتي دنيا مقاومت كنند. ما ملت صلحطلبي هستيم، با جوانانهاي خود ايستادهايم و هيچ وقت در مقابل حقوقمان كوتاه نخواهيم آمد.
* تيموريان: ارگانهاي دولتي از سينما براي وقايعنگاري اين اتفاق حمايت كنند
«رويا تيموريان» افزود: ما بعد از 20 سال به اين منطقه آمديم كه به دنيا ثابت كنيم كه پس از گذشت اين سالها اين واقعه را فراموش نكردهايم. اين لكه ننگيني بر پيشاني قدرتهاي دنيا است و هر روز هم پررنگتر ميشود.
وي پيشنهاد كرد ارگانهاي دولتي از سينما براي وقايعنگاري اين اتفاق حمايت كنند و گفت: در اين زمينه ميتوان فيلمهاي خوبي ساخت چرا كه ما كارگردانهاي خوبي داريم كه ميتوانند با حمايت مسئولان فيلمهاي خوبي براي نسلهاي بعد توليد كنند.
* ترابي: ايران هميشه طرفدار صلح بوده است
«حسين ترابي» فيلمنامهنويس نيز از حبيب احمدزاده تشكر كرد و گفت: ملت ايران ملت صلحطلبي است و هميشه طرفدار صلح بوده است. بسياري از مردم دنيا هم كه دولتهاي جنايتكاري دارند، از اين موضوع خوشحال نيستند و حركت آقاي پرستويي پيغامي جديد به دنيا داد.
* شاهحسيني: در مصيبتهايي كه به ما وارد ميشود، قد ميكشيم
«انسيه شاهحسيني» نيز گفت: ملتي كه ميخواهد در مقابل ظلم بايستد، طبيعي است كه برخورد ظالمانهاي با آن ملت صورت گرفته است. نسل ما نسل عاشورا است و در مصيبتهايي كه به ما وارد ميشود، قد ميكشيم. نسل فرزندان شهدا هستند كه ميتوانند در مقابل ظلم مقاومت كنند. آنها محكوم به پيروزي هستند.
* پرويز شيخطادي: اين حركت خودجوش، خرسندكننده است
همچنين «پرويز شيخطادي» در ادامه گفت: اين كه اين تشكيلات به صورت خودجوش فعاليت كرده، بسيار حركت خرسندكنندهاي است و اين اتفاق مرا زنده كرد و روحيه ديگري به من داد.
* الوند: همسرم مهماندار همان هواپيما بود
«سيروس الوند» نيز در اين باره گفت: همسر من كه حالا ديگر بازنشسته شده،20 سال پيش همزمان با اين اتفاق مهماندار همين هواپيما بود كه به دليل بارداري نتوانست با اين هواپيما پرواز كند. او در اين واقعه همكارانش و دوستانش را از دست داد. از آن زمان است كه دلم ميخواست در اين زمينه كاري كنم و فيلمي در اين باره بسازم كه در نهايت تلهفيلمي را ساختم كه قرار است امروز از صدا و سيما پخش شود.
انتهاي پيام/
با تشکر از خبر گزاری فارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران فيلم «آخرين ديدار با ايران دفتري» در سومين نشست هفته فرهنگي باغ فردوس پس از نمايش مستندهاي رخشان بني اعتماد، نقد و بررسي شد.
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، فرهاد شريفي كه در اين مستند همراه با ايران دفتري حضور داشته است در ابتداي نشست با بر شمردن خاطراتي از اين مستند گفت : انگار حاضر شدن در مقابل دوربين براي ايران دفتري سخت بود. او دوست داشت مردم همان ذهنيت قبلي را از او داشته باشند و نمي خواست آن تصوير آخر را عوض کند.
او اظهار کرد: ايران دفتري در پايان فيلمبرداري اين مستند به رخشان بنياعتماد گفت «شما خيلي به موقع اين فيلم را ساختيد.» او مي گفت من اين فيلم را نخواهم ديد و همين طور هم شد چهل روز بعد زماني که فيلم در حال تدوين بود ايران دفتري درگذشت.
شريفي با اشاره به اين که پس از مرگ ايران دفتري، دکترها و پرستاران و مسؤول غسالخانه به راحتي ايران دفتري را مي شناختند ادامه داد: همه او را به نام مادر قيصر ميشناختند. او پس از مرگش هدايا و و کل يادگاري و لوح تقديرش را به من سپرد و اين لوح تقديرها را به نام من امضا کرده است.
سحر عصر آزاد -منتقد- نيز در اين نشست با بيان اين که زنان فيلمهاي رخشان بني اعتماد شخصيت هايي هستند که همگي در ذهن ما ماندهاند گفت: رخشان بني اعتماد در مستند «آخرين ديدار با ايران دفتري» از بخشهايي مهم و تاثيرگذار صحبت کرده است و جزئياتي را مطرح کرده است که نقطه نظر و ديد جذاب رخشان بني اعتماد که به عنوان يک کارگردان به دنبال تصوير وجوه پنهان زده است را نشان مي دهد.
او ادامه داد : بني اعتماد در اين مستند تئاتري بودن ايران دفتري و سابقه او در روي صحنه تئاتررا به خوبي بازگو مي کند.
بني اعتماد به مخاطب نشان ميدهد که ايران دفتري بيشتر وامدار تئاتر است.
در نشست نقد وبررسي فيلم «آخرين ديدار با ايران دفتري»عنوان شد در اين فيلم در واقع پرترهاي از هم نسلان ايران دفتري تصوير شده است و پرداختن به او صرفاً بهانه اي براي تصوير نسلي است که سال ها دور از صحنه است و اين نکته پيام اصلي فيلم است که رخشان بني اعتماد آگاهانه به آن پرداخته است.
در پايان هادي آفريده كه اجراي جلسه را برعهده داشت از حاضرين در سالن خواست به پاس احترام و به ياد ايران دفتري يک دقيقه قيام و سکوت کنند.
پيش از اين اعلام شده بود در اين نشست به جاي رخشان بني اعتماد كه در خارج از كشور حضور دارد باران كوثري به همراه زاون قوكاسيان حضور خواهند داشت كه هيچكدام حاضر نبودند.
انتهاي پيام
خبرگزاري دانشجويان ايران - بندرعباس
همزمان با گذشت بيست سال از فاجعهي حمله ناب آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايرباس، خانه سينما بيانيهاي را صادر كرد و هنرمندان با حضور در بندرعباس با گلباران درياي نيلگون خليج فارس ياد شهداي اين حادثه را گرامي داشتند.
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به گزارش سرويس سينمايي ايسنا در بيانيه خانه سينما كه صبح امروز ـ12 تير ماه ـ همزمان با حضور هنرمندان در محل اين حادثه توسط پرويز پرستويي قرائت شد، آمده است: «در تقويم ملتها روزهايي نوشته شده كه يادآور رويدادهاي تلخ و شيرين در زندگي آنهاست.
وقتي مردم ايران در ميان صفحههاي تقويم خود به روز 12 تير ماه ميرسد لحظه لحظه آن حادثه جانكاه در برابر چشمانشان جان ميگيرد.
روزي كه هواپيماي مسافربري ايرباس روي آبهاي خليج فارس هدف ناو امريكايي وينسنت قرار گرفت و 290 مسافر بيگناه را به كام مرگ كشيد با سينماگران ايران امروز در بيستمين سالگرد اين فاجعه آمده ايم تا در ميان امواج داغدار خليج فارس ياد عزيزان را گراميبداريم كه قلبهاي كوچشان هرگز گرماي رسيدن به خانه را احساس نكرد.
ما امروز در كنار شنهاي داغ خليج فارس چشم به اعماق آبهايي دوخته ايم كه پاره تن 290 مسافر را در دل خود جاي داده است ما امروز در كنار يكديگر گوش جان به شادي ناتمام 66 كودك سپرده ايم كه فرشتههاي پاك اين پرواز بوده اند.
جهانيان ميدانند كه اين موشك از ناوي شليك شد كه براي پشتيباني از حكومت فاشيستي صدام چهره زيباي مرگهاي حاوي ما ايرانيان چنگ انداخته بود.
ما سينما گران ايران همصدا با وجدانهاي بيدار جهان ميپرسيم چگونه ميتوان به كاپيتان ويل راجرد كه دست به اين قتل عام هوايي زده است مدال شجاعت داد و آن را به سينه اش سنجاق كرد ما امروز به نيابت از ملت بزرگ ايران دركنار اين درياي لاجوردي رنگ ايستاده ايم تا به جهانيان ياد آور شويم.
تاريخ كهنسال ايران شاهد شكست دشمنان زانو زدهاي است كه در كنار شمشيرهاي شكسته خود قرنها است كه زير خاك ما مدفون شده است.
ما هنرمندان سينما ايران، هر سال به مسافران هوايي اير باس كه روي آبهاي گرم خليج فارس جان دادند از سوي همهي صلح دوستان جهان ادعاي احترام ميكنيم و به كساني كه چشم طمع و تجاوز به اين خاك نجيب را دارند ميگوييم كه يك بار ديگر تاريخ جنگهاي ايران را بخوانند به يقين حرفهايي از اين تاريخ به آنان خواهد گفت كه چه سرنوشتي انتظارشان را ميكشد.»
گفتني است در ساعت 3 و 30 دقيقه بامداد پنجشنبه 13 تيرماه قرار است از طريق شبكه پرستيوي ارتباط مستقيمي از مقابل خليجفارس با گروه ضدجنگ در شهر «ريچموند» ايالت ويرجونيا آمريكا برقرار و اين بيانيه خانه سينما قرائت شود.
انتهاي پيام
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
جمعي از هنرمندان سينماي ايران در بيستمين سالروز حادثهي انفجار هواپيماي ايراني توسط ناو آمريكايي در خليج فارس، شامگاه گذشته يازدهم تيرماه در بندرعباس به ديدار تعدادي از خانوادههاي شهداي اين حادثه رفتند.
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، در اين ديدار علي نصيريان بازيگر پيشكسوت عرصهي سينما و تئاتر ايران گفت: قصد ما يادآوري خاطرهي افرادي است كه در اين حادثه جان خود را از دست دادند.
پرويز پرستويي هم با بيان اينكه هنرمندان به دعوت هيچ مقام و مسوولي به بندرعباس نيامدهاند، اين حركت را يك حركت برآمده از دل دانست و تصريح كرد: ما خيلي جدا از هم نيستيم و جزو يك خانواده هستيم؛ از اين رو با حركت امسال اهالي سينما قصد داشتيم با خانوادههاي شهداي اين حادثه ابراز همدردي و حس خود را منتقل كنيم.
وي با اشاره به حادثهي سقوط ايرباس گفت: اين واقعه با گذشت زمان كمرنگ شد و آنطور كه بايد و شايد به آن توجه نشد؛ بنابراين كمتر ديده شد.
مهتاب كرامتي ديگر بازيگر حاضر در اين ديدار نيز با خانوادههاي شهداي اين حادثه ابراز همدردي كرد.
محمدرضا شرفالدين رييس انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس هم با تأكيد بر اينكه ايران كشوري مدافع صلح است و مردم آن هيچ خصومتي با كسي ندارند، ادامه داد: در اين واقعه احساس بشريت جريحهدار شد . آمريكاي جنايتكار در هر كجاي دنيا جنايت كرده است و اين اتفاق هم جنايت ديگري در كارنامهي ننگين اوست.
بنابر اين گزارش در سفر دو روزهي هنرمندان به بندرعباس شب گذشته شهردار اين شهر نيز در ضيافت شامي با آنان ديدار كرد.
شهردار بندرعباس به هنرمندان خوشامد گفت و افزود: مطمئنا اين حركت خودجوش انجام شده و طي آن عمق فاجعه نشان داده ميشود.
وي گفت: عمق جنايتي را كه جنايتكاران در خليجفارس انجام دادند شما به عنوان هنرمندان متعهد ميتوانيد نشان بدهيد.
دكتر حسامي مديرعامل هواپيمايي جمهوري اسلامي هم با اشاره به حادثهي دردناك 12 تيرماه از هنرمندان و پيشكسوتان عرصهي سينما براي گراميداشت ياد شهداي اين حادثه قدرداني كرد و در ادامه تشكر ويژهاي از حبيب احمدزاده به عنوان باني برنامه انجام داد.
او به حادثهي اتفاق افتاده اشاره و تأكيد كرد: ننگينترين عمليات ناو جنگي اين است كه عمليات غيرنظامي انجام بدهد.
در ادامه مهندس صادقي معاون عمراني استاندار هرمزگان به نمايندگي از استاندار به هنرمندان خيرمقدم گفت.
به گزارش ايسنا، مهتاب كرامتي، رويا تيموريان، نگار جواهريان، مرتضي سرهنگي، حبيب احمدزاده، انسيه شاهحسيني، پرويز شيخطادي، سيروس الوند، باران كوثري، حسين ترابي و جهانگير الماسي از هنرمندان حاضر در اين ديدار بودند.
همچنين امروز و تا ساعاتي ديگر رأس ساعت 10:30 هنرمندان و مسوولان در آبهاي خليجفارس و در بيستمين سالروز اين حادثهي دلخراش ياد شهدا را گرامي ميدارند.
گزارش كامل اين برنامه متعاقبا ارسال ميشود
به مناسبت گراميداشت شهداي سقوط هواپيماي ايرباس صورت گرفت؛
ورود هنرمندان سينما به بندرعباس
در آستانه فرا رسيدن بيست و يكمين سالگرد سقوط هواپيماي ايرباس ،بيش از چهل هنرمند عرصه سينما،براي گراميداشت اين واقعه به بندرعباس رفتند.
علي نصيريان،پرويز پرستويي،حبيب احمدزاده، جهانگير الماسي، حسن پورشيرازي ،سعيد راد،مهتاب كرامتي،باران كوثري،نگار جواهريان،سيروس الوند،انسيه شاهحسيني،محمدرضا شرفالدين،حميد آخوندي،رويا تيموريان،مرتضي سرهنگي،حسين ترابي،محسن خانجهاني، داوود رسوليان،حسين همايونفر،پژمان لشگريپور و جمعي از اهالي رسانه براي شركت در مراسم گراميداشت شهيدان واقعه سقوط هواپيماي ايرباس به بندرعباس سفر كردند.
براساس اين گزارش،صبح امروز اين هنرمندان در فرودگاه بينالمللي بندرعباس با استقبال استاندار هرمزگان و جمعي از مديران فرهنگي استان روبرو شدند.
بنابه گزارش فارس،اين هنرمندان ساعاتي ديگر به ملاقات خانواده شهداي استان هرمزگان خواهند رفت.
هنرمندان سينماي كشورمان فردا، راس ساعت 30/10همزمان با سقوط هواپيماي ايرباس،ياد و خاطره شهداي اين واقعه را گرامي ميدارند.
منبع: خبرگزاری فارس
76 فیلم دو سال اخیر دارای پروانه ساخت هستند؛
گزارش فارابی از چرخه تولید و نمایش تا پایان بهار 87
تا اول تیر ماه سال جاری، 76 فیلم سینمایی (که در سالهای 86 و 87 از اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفهای معاونت امور سینمایی وزارت ارشاد پروانه ساخت دریافت کردهاند) در مراحل تولید و پیش از تولید سینمای ایران قرار دارند.
به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، بر اساس گزارش واحد پشتیبانی تولید این بنیاد , از میان آثار امسال، 11 فیلم آماده نمایش شده، 7 فیلم در مرحله صداگذاری، 10 فیلم در مرحله تدوین، 10فیلم در مرحله فیلمبرداری و 38 فیلم در مرحله پیش از تولید (پیش تولید 20 فیلم آغاز شده) هستند.
فیلمهای "محافظ" ساخته محمد جواد کاسه ساز ، "دلداده" ساخته قدرت الله صلح میرزایی ، "ده رقمی" ساخته همایون اسعدیان ، "دعوت" ساخته ابراهیم حاتمی کیا , "حیران" ساخته شالیزه عارف پور ، "یک اشتباه کوچولو" ساخته محسن دامادی، "کتاب قانون" ساخته سید مازیار میری ، "چهره به چهره" ساخته علی ژکان ، "نیلوفر" ساخته سابین ژمایل ، "نامزد آمریکایی من" ساخته داود توحیدپرست و "چشمک" ساخته جهانگیر جهانگیری آماده نمایش شدهاند.
در مرحله صداگذاری نیز فیلمهای "پاتو زمین نذار" ساخته ایرج قادری ، "خروس جنگی (تلخ و شیرین)" ساخته مسعود اطیابی ، "سوپر استار" از تهمینه میلانی ،"می زاک" از حسین علی لیالستانی ، "یک وجب از آسمان" ساخته علی وزیریان، "صندلی خالی" از سامان استرکی، "عیار 14" از پرویز شهبازی قرار دارند.
"صداها" ساخته فرزاد موتمن ، "فرزند صبح" ساخته بهروز افخمی ، "لاک پشتها" (زادبوم) ساخته ابوالحسن داودی، "پنالتی" از انسیه شاهحسینی ، "هفت و پنج دقیقه" از محمدمهدی عسگرپور ، "پوسته" از مصطفی آلاحمد، "تاکسی نارنجی" از ابراهیم وحیدزاده ،"آنسوی رودخانه" از عباس احمدیمطلق، "پاداش" از کمال تبریزی و "دو خواهر" از اصغر بانکی در مرحله تدوین به سر میبرند.
فیلمهای مرحله فیلمبرداری نیز عبارتند از:
"چهار چنگولی" از سعید سهیلی، "کودک و فرشته" از مسعود نقاشزاده ،"پسر تهرانی" از کاظم راست گفتار، "درباره الی" از اصغر فرهادی ، "امشب شب مهتابه" ازمحمد هادی کریمی "لالایی" ساخته منیژه حکمت ، "ملک سلیمان" از شهریار بحرانی ، "وقتی همه خوابیم" از بهرام بیضایی ، "دوزخ, برزخ بهشت" از بیژن میرباقری و "بی پولی" از حمید نعمت الله.
سایر فیلمهای این فهرست (38 عنوان) در مرحله پیش از تولید به سر میبرند که از این تعداد پیش تولید 20 فیلم آغاز شده است.
گزارش: خبرگزاری فارس
رخشان بنی اعتماد
نمايش آثاري از «رخشان بنياعتماد» در موزه سينما
خبرگزاري فارس:«اين فيلم ها رو به كي نشون ميدين؟ »، «آخرين ديدار با ايران دفتري »، «تمركز » و «زير پوست شهر» از ساختههاي «رخشان بنياعتماد» در سومين روز از هفته فرهنگي باغ فردوس نمايش داده ميشود.

ه گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن دوستداران موزه سينما اين مستندها در روز سه شنبه 11 تيرماه نمايش داده مي شوند و پس از نمايش فيلم جلسه نقد و بررسي با حضور باران كوثري و ... برگزار ميشود.
براين اساس، همچنين مستند زير پوست باران (شاليزه عارف پور) كه درباره باران كوثري و رخشان بني اعتماد ساخته شده است نيز در روز سه شنبه در بخش آزاد هفته فرهنگي باغ فردوس نمايش داده ميشود.
مستندهاي رخشان بني اعتماد در سانس هاي 16 تا 18 و 18 تا 20 نمايش داده مي شود و جلسه نقد و بررسي در ساعت 20 برگزار ميشود.
انتهاي پيام/ش
فيلم : اين فيلم هارو به کي نشون مي دين ؟
نام فيلم : آخرين ديدار با "ايران دفتري"
نام فيلم : تمرکز
نام فيلم : زير پوست شهر
سانس نمايش فيلم اين فيلم هارو به کي نشون مي دين ؟ : سه شنبه 18 - 16
سانس نمايش فيلم آخرين ديدار با "ايران دفتري" : سه شنبه 20 - 18
سانس نمايش فيلم تمرکز : سه شنبه 20 - 18
سانس نمايش فيلم زير پوست شهر : سه شنبه 20 - ۱۸
ادرس : نشانی : خیابان ولیعصر ، نرسیده به میدان تجریش ، باغ فردوس
تلفن : 22723535
پست الکترونیکی : info@cinemamusum.ir
بهار سینمای ایران-8: ترینها/
پرکار، پرفروش و پرخبرترینهای سینمای ایران
مرور ترینهای سینمایی فصل بهار این نکته را برجسته میکند که سینمای ایران با وجود همه مسائل مبتلابه همچنان زنده و سرپاست و به حیات خود هر چند با اگر و اماهای بسیار ادامه میدهد.
هشتمین و آخرین بخش از مرور شمایل سینمای ایران در فصل بهار به "ترینها"ی این حیطه اختصاص پیدا کرده است. قرار گرفتن هر کلمهای قبل از پسوند "ترین" میتواند وجهی خاص از سینما را دربر بگیرد و این مطلب به مهمترین ترکیبهای ساخته شده با این پسوند میپردازد.
سینمای ایران در سه ماه اول سال هر چند با ماجرا و مسائل مختلف و خاص دست به گریبان بود و به نوعی صحبت از احتضار هنر هفتم و شرایط اورژانس آن به میان آمد، اما مرور فعالیتهای به نسبت پررونق این حیطه نشان میدهد که سینمای ایران هنوز زنده و سرپاست و به حیات خود هر چند با اگر و اماهای بسیار ادامه میدهد.
پرکارترین، کمکارترین
پرکارترین و کمکارترینهای سینمای ایران هر چند در رشتهها و تخصصهای مختلف قابل بررسی هستند، ولی تمرکز بر فعالیتهای بازیگران در فیلمهای اکرانی فصل بهار میتواند جذابیت خاص خود را داشته باشد.
از یازده فیلم اکران شده در فصل بهار تمرکز بر فعالیتهای بازیگران سینمای ایران منجر به برجسته شدن فعالیت یک زوج بازیگری میشود که در این فصل دو فیلم را همزمان روی اکران داشتند. حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی دو بازیگری هستند که با فیلمهای "تلافی" و "قرنطینه" توانستند عنوان زوج قهرمان اول و پرکار فصل را به خود اختصاص دهند.
هر چند گودرزی جز این دو فیلم در "مجنون لیلی" و "انعکاس" نیز حضور در نقشهای مکمل و پررنگ را تجربه و با چهار فیلم عنوان پرکارترین بازیگر فصل را از آن خود کرد. در ردههای بعد این فهرست بازیگرانی با دو فیلم حضور دارند که از آن جمله میتوان به نیکی کریمی با "زن دوم" و "زنها فرشتهاند"، رضا عطاران با "قرنطینه" و "تیغزن"، محمدرضا شریفینیا با "دایره زنگی" و "زنها فرشتهاند"، رضا رویگری با "قرنطینه" و "مجنون لیلی" و بیتا سحرخیز با "همخانه" و "انعکاس" اشاره کرد.
پرفروشترین، کمفروشترین
از یازده فیلم اکران شده در سه ماه اول سال "دایره زنگی" نه تنها با فروش بالای یک میلیارد تومان پرفروشترین فیلم فصل لقب گرفت بلکه توانست به فهرست کمشمار فیلمهای پرفروش سینمای ایران در چند سال اخیر نیز راه پیدا کند. این فیلم پس از 82 روز نمایش 800/686/121/1 تومان فروخت که با توجه به مولفههای مخاطبپسند موجود در فیلم در کنار ویژگیهای فیلمنامه تلاش کرده از نگاه صرف به گیشه پرهیز کند که در این امر کاملاً موفق نبوده است.
کمفروشترین فیلم ایرانی اکران شده از دو وجه قابل بررسی است. دو فیلم کمفروش این فصل هر دو به طور ناگهانی و با کمترین اطلاعرسانی به نمایش درآمدند و این وجه طبیعتاً تأثیر خاص خود را در کمفروشی آنها بجا گذاشته است. "پابرهنه در بهشت" پس از 27 روز نمایش 000/765/15 تومان فروش کرد و خیلی زود جای خود را با اکران بعد عوض کرد.
اما فیلم کودکانه و تلفیقی "روزی که حسنی مرد شد" شرایطی به مراتب بدتر داشت و پس از 39 روز نمایش با فروش کل 800/368/4 تومان در واقع اصلاً دیده نشد. آن هم در شرایطی که به واسطه برگزاری جشنواره فیلم کودک بازار آسیبشناسی این گونه سینمایی داغ است و کارشناسان، سینماگران و مخاطبان از به نمایش درنیامدن فیلمهای کودک گلهمند هستند. نحوه برخورد با این فیلم خود جوابگویی چرایی وضعیت نابسامان سینمای کودک بخصوص در این مقطع زمانی است.
از میان چهار فیلم خارجی به نمایش درآمده در فصل بهار شامل "سیکو"، "1408"، "مرد حصیری" و "ابناء بشر"، فیلم اخیر با 000/434 تومان عنوان کمفروشترین و "مرد حصیری" با 000/760/5 تومان عنوان پرفروشترین فیلم خارجی فصل را به خود اختصاص دادند. ضمن اشاره به این نکته که فیلمهای خارجی معمولاً در یک تکسانس و آن هم در چند سینمای محدود و انگشتشمار به نمایش درمیآیند.
پرخبرترین، کمخبرترین
به گزارش مهر ، عنوان پرخبرترین فیلم در حال اکران از میان یازده فیلم به نمایش درآمده را به سختی میتوان به یک فیلم خاص اعطا کرد. چرا که معمولاً فیلمهای روی اکران با خبرهای هفتگی، گزارش فروش، گفتگو با عوامل و ... در معرض خبررسانی قرار میگیرند و همین نکته انگشت گذاشتن روی یک فیلم خاص را مشکل میکند. هر چند در این میان "دایره زنگی" به واسطه طولانی شدن زمان اکران، فروش بالا و همچنین تخلف یک سینما با نمایش آن، در معرض اخبار بیشتر قرار گرفت.
ناخواسته عنوان کمخبرترین فیلم هم به آثاری تعلق میگیرد که با کمترین خبررسانی و به طور ناگهانی اکران شدند و حتی کار به گفتگو با عوامل این فیلمها هم نکشید. "روزی که حسنی مرد شد" تا حدی مصداق همین عنوان است که شاید حتی نام کارگردانان این فیلم هم در ذهن مخاطب باقی نمانده باشد و بعید به نظر نمیرسد که مخاطب عام از اکران این فیلم اطلاعی نداشته باشد.
اما از میان پروژههای در حال تولید سینمای ایران لقب پرخبرترین به فیلم "اخراجیها 2" تعلق میگیرد که هنوز کلید نخورده، به طور متوسط هر هفته خبری از آغاز، پیشتولید، بازیگران احتمالی و ... آن در صدر اخبار قرار گرفت. هر چند از زمان آغاز ساخت دو پروژه "درباره الی" و "بیپولی" نیز این دو فیلم نیز به واسطه عکسهای منتشر شده از روند پیشرفت فیلم در معرض خبررسانی گسترده در رسانههای مختلف قرار گرفتند.
خبرسازترین بازیگر در "مجنون لیلی"
اما در این میان شاید پرداختن به خبرسازترین بازیگر در عرصه سینمای ایران که در این ایام یک فیلم پرفروش بر اکران سینماها و یک فیلم هم در حال ساخت داشت، به نظر لازم بیاید. محمدرضا گلزار که "مجنون لیلی" را بر اکران سینماها داشت، در سه ماه اول سال تنها در یک پروژه حضور پیدا کرد به نام "دو خواهر" که با سوژهای باب روز همچنان در اصفهان در حال فیلمبرداری است.
در این ایام شنیدهها از دستمزد این بازیگر جوان و چهره فیلمهای گیشهپسند برای آخرین پروژه سینماییاش حاشیههایی را رقم زد و حتی رقم 70 میلیون تومان دستمزد هم بر سر زبانها افتاد که همراه با خود موجهایی را در میان بازیگران مختلف به همراه داشت و خود به خود این خبر را برجستهتر کرد.
با گسترش این خبر برخی بحث ممنوعالکار شدن این بازیگر را مطرح کردند که با توجه به دستمزد اخیر، این بازیگر در طول سال اجازه بازی در بیش از یک فیلم را ندارد. با توجه به شنیدهها و ذکر اینکه این بازیگر جوان با توجه به پرکاری هر سال، در سال جدید فقط در همان یک پروژه اشاره شده بازی دارد، میتوان احتمال صحت برخی از این شنیدهها را مورد توجه قرار داد.
گزارش: خبرگزاری مهر
بهار سینمای ایران ـ7: اکران/
گردش اقتصادی سینما بر مدار تکرار و فیلمهای گیشهپسند
مرور فیلمهای اکران فصل بهار 87 و آمار فروش این آثار نشان میدهد در این فصل چرخه اقتصاد سینمای ایران گردشی مناسب داشته، ولی همچنان بر بستر مسیرهای آشنای گیشهپسند حرکت کرده است.
هفتمین بخش از مرور تصویر سینمای ایران در سه ماه نخست سال 87 دربرگیرنده نگاهی اجمالی به فیلمهای اکران شده در گروههای پنجگانه سینمایی، آمار فروش، تحلیلی بر مضمون، مخاطبشناسی و میزان فروش این آثار است.
نگاهی به مضامین فیلمهای اکران نوروزی این وجه را برجسته میکند که این آثار ترکیبی متعادل بودند از نگاه به گیشه با یک عاشقانه جوانپسند، یک درام عاشقانه، یک کمدی شلوغ و فیلم غیرگیشهای برگزیده جشنواره فجر بیست و ششم. به این ترکیب با کمی تأخیر یک فیلم مفهومی نامتعارف اضافه شد که در یک نگاه کلی اکران اول بهار را موجه جلوه میدهد.
سینماهای تهران فصل بهار را در حالی آغاز کردند که تا روزهای پایانی سال گروه سینمای عصر جدید هیچ فیلمی را به عنوان پنجمین اکران بهار معرفی نکرد و به نمایش همان آثاری که پس از جشنواره فجر اکران کرده بود، ادامه داد. اما با توجه به قابل پیشبینی بودن گیشه خوب "دایره زنگی"، این سینما از فرصت به دست آمده استفاده کرد و مرتکب یک تخلف سینمایی شد.
سینما عصر جدید در ایام تعطیل با سر در فیلم "ملودی" اقدام به نمایش "دایره زنگی" کرد که پس از اطلاع، از این کار منع و ملزم به نمایش "پابرهنه در بهشت" شد. آنهم با استناد به این قانون که یک فیلم نمیتواند در دو سینمای سرگروه به نمایش دربیاید و "دایره زنگی" در گروه سینمایی قدس در حال نمایش بود.
اکران اول بهار:
اکران نوروزی سینماها در سال 87 از چهارشنبه 29 اسفند با نمایش "دایره زنگی" پریسا بختآور در گروه سینمایی قدس، "مجنون لیلی" قاسم جعفری در گروه آفریقا، "زن دوم" سیروس الوند در گروه آزادی و "به همین سادگی" در گروه استقلال آغاز شد. همانطور که اشاره شد "پابرهنه در بهشت" بهرام توکلی از چهارشنبه 28 فروردین در گروه عصر جدید به اکران درآمد.
مضمون: این ترکیب از جهت تنوع مضمونی و توجه به گونههای سینمایی تا حدی از ورطه یکسویگی خارج شده و به سلایق گروههای سنی و تفکرات مختلف توجه داشت. حضور چهرههای محبوب طنز تلویزیونی و سینما در کنار قصهای فاخرتر از فیلم در "دایره زنگی"، یک کمدی عاشقانه گیشهپسند با حضور بازیگران چهره سینما در "مجنون لیلی"، یک ملودرام عاشقانه بر محور ارزشگذاری به یک عشق ممنوع با حضور چهرههای برجسته سینما در "زن دوم" و در نهایت یک قصه نامتعارف و آرام درباره یک زن خانهدار ایرانی که قهرمانی تازه در فیلمهاست، این ترکیب را موجه جلوه میدهد.
در این میان "پابرهنه ..." هر چند از بازیگرانی شناختهشده در عرصه سینما و تئاتر بهره برده ولی قصه خاص و فضاسازی ساختارشکن که بر کلیه وجوه تکنیکی فیلم همچون فیلمبرداری، تدوین و ... تأثیر گذاشته از عواملی هستند که اولین ساخته بهرام توکلی را یک فیلم خاص و تجربی جلوه داده و اهمیت حضور آن را در اکران اول بهار بیشتر میکنند.
* از وجه توجه به حضور فیلمسازان جوان و حرفهای و پیشکسوت در کنار هم نیز میتوان اکران اول بهار را مورد توجه قرار داد. "دایره زنگی" و "پابرهنه ..." اولین، "به همین سادگی" و "مجنون لیلی" پنجمین و "زن دوم" نوزدهمین فیلم کارگردانان این آثار محسوب میشوند که ترکیبی مناسب از حضور جوانان و حرفهایها را در کنار هم ثبت کرده است.
فروش: فیلمهای اول اکران بهار در گیشه و فروش نیز حضوری موفق داشتند. "دایره زنگی" در دو هفته اول نمایش با فروش 370 میلیون تومان صدرنشین بود و پس از آن "مجنون لیلی" با 360، "زن دوم" با 130 و "به همین سادگی" با 50 میلیون تومان رده بندی جدول فروش را به خود اختصاص دادند.
در این میان با پر فروش شدن "دایره زنگی" اکران این فیلم تا 22 خرداد ادامه پیدا کرد و پس از 82 روز نمایش 800/686/121/1 تومان فروش کرد. به این ترتیب این فیلم با این رقم فروش به عضویت باشگاه فیلمهای یک میلیارد تومانی درآمد و در کنار "توفیق اجباری"، "اخراجیها" و "آتش بس" قرار گرفت که از سالهای قبل در این فهرست جای گرفتهاند.
"مجنون لیلی" اول خرداد جای خود را به اکران دوم بهار داد و پس از 55 روز نمایش 600/658/600 تومان فروش کرد. "زن دوم" 25 اردیبهشت جای خود را به اکران دوم بهار داد و پس از 81 روز نمایش 500/615/404 تومان فروش کرد. "به همین سادگی" از یازدهم اردیبهشت جای خود را به اکران جدید داد ولی به جهت رشد فروش در همین مقطع، به اکران بدون سینمای سرگروه ادامه داد و پس از 84 روز نمایش 800/789/191 تومان فروش کرد.
همانطور که اشاره شد اکران "پابرهنه ..." دیرتر از بقیه فیلمهای اکران اول و از 28 فروردین آغاز شد و 25 اردیبهشت جای خود را به اکران جدید داد. این فیلم پس از 27 روز نمایش 000/765/15 تومان فروش کرد.
اکران دوم بهار:
اکران دوم بهار با نمایش "تیغزن" علیرضا داودنژاد در گروه سینمایی قدس، "زنها فرشتهاند" شهرام شاهحسینی در گروه آفریقا، "همخانه" مهرداد فرید در گروه آزادی، "تلافی" سعید اسدی در گروه استقلال و "قرنطینه" منوچهر هادی در گروه عصر جدید پی گرفته شد. ضمن اشاره به این نکته که فیلمهای این گروه با توجه به میزان فروش اکران نوروزی، با تأخیر نسبت به هم به نمایش درآمدند.
مضمون: یک نگاه کلی به این آثار نشان میدهد که تنوع موجود در نگاه به مضامین و سلایق مختلف در اکران دوم بهار کمتر به چشم میخورد و حاکمیت با عاشقانههای جوانانه و کمدیهای سطحی و گیشهپسند است. "تیغزن" با نگاهی سهلالوصول به قصه و کمدی و حضور بازیگران چهره طنز تلویزیونی، "زنها..." با حضور بازیگران چهره سینما در قالب یک کمدی سطحی، "تلافی" و "قرنطینه" با حضور یک زوج تکراری بازیگری که با رویکرد عامهپسند به عشقهای دم دستی، چکیده اکران دوم بهار هستند.
این ترکیب حاصل نگاه یکسویه به انتخاب فیلمهای اکران دوم بهار است که تنها گیشه را با ترفندهای آشنا و تکراری نشانه رفتهاند. در این میان تنها فیلم "همخانه" از این جریان عمومی خارج مانده و هر چند یک زوج جوان را محور قرار داده، ولی تازگی نگاه و زاویهای که برای رویکرد خود انتخاب کرده بعلاوه فاصله گرفتن آگاهانه از جذابیتهای گیشهای، آن را متفاوت و واجد ارزش میکند.
* از وجه توجه به حضور فیلمسازان جوان و حرفهای و پیشکسوت در کنار هم نیز میتوان اکران دوم بهار را مورد توجه قرار داد. "قرنطینه" اولین، "زنها ..." و "همخانه" دومین، "تلافی" هفتمین و "تیغ زن" شانزدهمین فیلم کارگردانان این آثار محسوب میشوند که به نسبت ترکیبی مناسب از حضور جوانان و حرفهایها را در کنار هم ثبت کرده است.
فروش: "تیغزن" با توجه به گیشه خوب "دایره زنگی" دیرتر از چهار فیلم دیگر به اکران درآمد. این فیلم از چهارشنبه 22 خرداد اکران شد و پس از 10 روز نمایش 000/100/102 تومان فروش کرده است. "زنها فرشتهاند" از اول خرداد اکران شد و پس از پس از 28 روز نمایش 000/000/381 تومان فروش کرده است.
"همخانه" از 25 اردیبهشت به نمایش درآمد و پس از 28 روز نمایش 400/684/43 تومان فروش کرده است. "قرنطینه" نیز که از 25 اردیبهشت اکران شده پس از 28 روز نمایش 300/533/146 تومان فروخته است. اکران این چهار فیلم تا پایان خرداد و فصل بهار همچنان در چهار گروه سینمایی ادامه دارد.
در میان پنج فیلم اکران دوم بهار با توجه به افت فروش "تلافی" جای خود را به تنها فیلم اکران سوم بهار داد. "تلافی" که از یازدهم اردیبهشت اکران شده بود پس از 39 روز نمایش 000/468/184 تومان فروخت. این فیلم از 23 خرداد جای خود را به اکران جدید داد.
ذکر این نکته در اکران دوم بهار ضروری است که فیلم کودکانه و انمیشن تلفیقی "روزی که حسنی مرد شد" کیانوش و کورش دالوند از یازدهم اردیبهشت بدون اطلاعرسانی در چند سینمای محدود اکران شد و پس از 39 روز نمایش با فروش کل 800/368/4 تومان با اکران خداحافظی کرد.
اکران سوم بهار:
در اکران سوم بهار تنها یک فیلم حضور دارد که این نکته نشاندهنده فروش خوب فیلمها در چهار گروه سینمایی است که در عرض سه ماه با حفظ کف فروش، تنها دو فیلم به نمایش درآوردهاند. "انعکاس" رضا کریمی تنها فیلم اکران سوم بهار در گروه سینمایی استقلال است که از 23 خرداد به نمایش درآمده و هنوز به اکران ادامه میدهد.
مضمون: این فیلم را هم میتوان در راستای آثار عاشقانه با حضور بازیگران چهره و جوان سینمای ایران محسوب کرد که این بار کلافی در هم پیچیده از روابط را در خود جای میدهد و مضمون و مناسباتی حساس و شبهه برانگیز را محور قرار داده است.
فروش: "انعکاس" چهارمین فیلم کارگردانش است که پس از 13 روز نمایش 000/000/73 تومان فروش داشته است.
گزارش: خبرگزاری مهر
بهارسینمای ایران ـ 6 :گفتهها/
انتقاد، پیشنهاد و اعترافهای سینمایی فصل بهار
انتقادها، پیشنهادها، اعترافها و نقد و تحلیلهای مقطعی مسئولان، سینماگران، بازیگران و ... از مهمترین اظهار نظرهای سینمای ایران در بهار 87 بودند.
ششمین مرور شمایل سینمای ایران در بهار 87 اختصاص یافته به اظهار نظرهای خاص، تعیینکننده و گاه جالب مسئولین و سینماگران و اهالی هنر هفتم که میتواند در نوع خود جالب و تأمل برانگیز باشد.
در این بازخوانی هم وجه تأثیرگذاری این اظهار نظرها و بازتاب آنها در رسانهها و مجامع تخصصی مورد توجه قرار گرفته و هم جایگاه آنها در این مقطع که تا حدی از زمان انعکاس و انتشار این حرفها گذشته و ... طبعاً این نکته میتواند کاربردی بودن آنها را در تحلیل امروز مورد توجه قرار دهد.
* محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی فروردینماه به مناسبت آغاز سال نو در جمع کارکنان وزارت ارشاد سال 87 را سال شکوفایی فرهنگی در کشور دانست و از عزم این وزارتخانه برای ارائه ویترینی از بهترین خدمات و شایستهترین اقدامهای فرهنگی هنری خبر داد.
وی با اشاره به "سنتوری" و جلوگیری از اکران آن گفت: دوستان ما بحق جلو اکران فیلم را گرفتند. اگر منصفانه بنشینیم و آن را در دادگاه وجدان ملی و دینی مرور کنیم، حتی یک نکته مثبت در فیلم دیده نمیشود. این فیلم هر بدی را درون خود جا داده، از اتهام به خدا و دین تا اتهام به مردم و ایرانیان و تحقیر هموطنان و سیاهنمایی در جامعهای که هر روز در حال پیشرفت و ترقی است.
وزیر ارشاد افزود: چه توجیهی دارد حتی اجازه دهیم این فیلمی تولید شود؟ اگر جلو فیلمی گرفته شود یعنی هر فیلمی شبیه آن نباید ساخته شود. ما با کسی دشمنی و با برادر عزیز هنرمندی که در کارنامه خود کارهای شایسته هم ارائه کرده خصومت نداریم. ما میگوییم خصومت واقعی با آن هنرمند را کسانی دارند که میخواهند او را خلاصه کنند در یک اثری که اتفاقاً بدترین کار اوست.
صفار هرندی همچنین اردیبهشتماه در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) درباره وضعیت سینمای ایران گفت: در دولت قبل موج فیلمهای دختر و پسری راه افتاده و مضامین خانوادگی و اخلاقی از این هنر دور شده بود که بخشی از آن سلبی بود و باید جلو آن گرفته میشد.
وی ادامه داد: در دولت نهم وارث فیلمهایی بودیم که در جریان ساخت آن نبودیم و به تدریج که وارد دورهای شدیم که تأثیر ما در این سینما بیشتر شد، مجوز اکران و ساخت دادیم. در جشنواره فیلم سال گذشته هیئت داوران فیلمهایی مسئلهدار را به جشنواره راه ندادند و فیلمهایی خوب و سالم چون "آواز گنجشکها"، "فرزند خاک"، "به همین سادگی" و از این دست به نمایش درآمد.
وزیر ارشاد خردادماه با تأکید بر لزوم ساخت آثاری درباره خرمشهر و انتقاد از اینکه تا به حال کار جدی در این زمینه انجام نشده گفت: ما همیشه خرمشهر مظلوم و اشغالشده را تصویر کردیم، ولی به حماسه آزادی آن توجه نکردیم. در حالی که چنین اتفاقی را در دنیا سردست میگیرند. اما ما هنوز موفق نشدیم یک تصویر درست از آزادسازی خرمشهر به نمایش بگذاریم.
صفار هرندی همچنین خردادماه در تجدید میثاق اهالی فرهنگ و هنر با آرمانهای امام خمینی (ره) در آستانه سالگرد ارتحال امام گفت: پیش از انقلاب ظلمی مضاعف به حوزه فرهنگ و هنر شد و تصویری که از هنرمند و هنر ارائه میشد دلآزار بود. امام آمدند و تعریفی از فرهنگ و هنر در نسبت با اعتقادات دینی و هویت ملی ملت ایران ترسیم کردند.
* مجید مجیدی روزهای پایانی سال گذشته پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامهنگاران مسلمان با قرائت متنی به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد کرد و همراه با این اظهار نظر موجی به راه انداخت.
او اردیبهشتماه در نخستین کمپ فیلم کوتاه ایران از شرایط فعلی سینما انتقاد کرد و گفت: چراغ سینمای ایران در جشنوارههای بزرگ و کوچک خاموش شده و این نشان میدهد سینمای ما دیگر جذابیت لازم را ندارد. سینمای هنری و مستقل ما رو به افول است؛ سینمایی که میگفتیم صدای پای ابتذال از آن شنیده میشود، امروز ابتذال را با تمام هیبت حس میکند.
وی در ادامه از سینمای دهه 60 و70 ایران به عنوان مهمترین دهههای تعیینکننده نام برد و افزود: دهه 60 دوره سینمای نوین ایران و دهه 70 اوج سینمای دهه 60 بود. اما دهه 80 دهه افول کامل برای سینمای ایران است. تنها چیزی که میتواند به این سینما روح تازه بدمد، شما سینماگران جوان هستید.
مجیدی همچنین پس از عیادت از اصغر شاهوردی صدابردار حادثهدیده سینمای ایران گفت: اتفاقی که برای شاهوردی پیش آمده برای خانواده سینما افتاده و ممکن است روزی برای هر یک از ما هم پیش بیاید. وظیفه انسانی ما حکم میکند از کسی که دچار حادثه شده وهمچنین خانوادهاش حمایت کنیم.
وی ادامه داد: این حمایتها باید در هر دو وجه مالی و معنوی صورت بگیرد. عیادت و سر زدن به وی نیز میتواند در روحیه صدابردار برجسته سینمای ایران و خانواده وی موثر واقع شود. دیدار ما از شاهوردی تأثیری ویژه بر روحیه وی و خانوادهاش داشت. با توجه به اینکه روند بهبودی نسبی وی به کندی پیش میرود، قطعاً این دیدارها میتواند به حال وی موثر واقع شود.
* محمود اربابی مدیر کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفهای معاونت سینمایی وزارت ارشاد اردیبهشتماه درباره خروجی نداشتن جلسات هفتگی پروانه ساخت و شایعه برگزار نشدن این جلسات گفت: از ابتدای سال با حضور اعضا سه جلسه برگزار شده اما با توجه به پروژههایی که در دست داریم، خروجی خاصی نداشتیم.
وی همچنین درباره برنامههای خاص شورای نظارت و ارزشیابی در سال جدید گفت: قصد داریم امسال مدیریت اکران را سامان دهیم. متأسفانه با فقدان مدیریت مناسب در این حوزه هماکنون برخی فیلمها زیر سایه آثار دیگر قرار میگیرند و نمیتوانند اکران مناسب داشته باشند. امیدواریم با این برنامه و سیاستهای جدید تنوعی در اکران فیلمها ایجاد کنیم تا حق هیچ فیلمی ضایع نشود.
* ابراهیم حاتمیکیا که با فعالیتهای اخیرش در مرکز توجه قرار گرفته اردیبهشتماه با حضور در برنامه "45 دقیقه" شبکه خبر از اکران تازهترین فیلم سینمایی خود "دعوت" در تابستان خبر داد. این فیلمساز در صحبتهایش به حاشیههای فیلم سینمایی "دعوت" مهر تأیید زد و حذف اپیزود دانشجو از این فیلم را با بازی پژمان بازغی و لیلا اوتادی در طی تدوین پذیرفت.
وی درباره سرنوشت "به رنگ ارغوان" هم گفت: این فیلم به کودکی میماند که حالا نیازمند آغوش پرستار است. من خودم سه چهار سال پیش جلو نمایش "به رنگ ارغوان" را گرفتم و در واقع توقیف فیلم خودخواسته بود. اما در حال حاضر به نظرم نباید مشکلی باشد. سعه صدر مسئولان میتواند آن را را از محاق درآورد تا در کارنامه من فیلم توقیفی یا اکران نشده نباشد.
* جعفر پناهی که قصد داشت سال 87 جدیدترین پروژه سینمایی خود را بسازد با طولانی شدن زمان صدور پروانه ساخت از تولید "بازگشت" انصراف داد. این فیلم که اقتباسی از یکی از داستانهای کوتاه کتاب "من قاتل پسرتان هستم" احمد دهقان با نویسندگی مشترک شادمهر راستین است، قرار بود با حمایت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس ساخته شود که محقق نشد.
پناهی در بخشی از نامه انصراف خود نوشت: همواره دلم میخواست فیلمی درباره جنگ بسازم. دغدغه همه این سالها و یکسال و نیم کار شد فیلمنامه "بازگشت" درباره جوانان گمنام ایرانی و آنها که بیهیچ چشمداشت برای دفاع از میهنشان به جبههها رفتند. چون نمیخواهم شرایط روحی به وجود آمده در فضای کیفی فیلم تأثیر بگذارد مجبورم دست از ساختن آن بردارم.
پناهی پس از عیادت از اصغر شاهوردی صدابردار حادثهدیده سینمای ایران گفت: واقعیت این است که بروز چنین اتفاقاتی در سینما اجتنابناپذیر است؛ هر چند ما دوست نداریم و اگر واقعبینانه نگاه کنیم ممکن است سر صحنه یا پشت صحنه چنین اتفاقاتی بیفتد و مشکلاتی برای دستاندرکاران سینما ایجاد کند.
وی در ادامه افزود: در مرحله اول این وظیفه صنف است که تمام پیشبینیهای لازم را انجام دهد و بهتراست برنامههایی برای واکنش به موقع در زمان بروز چنین مشکلاتی در نظر گرفته شود. پیشبینی بیمه برای اعضا، صندوق ازکارافتادگی و پیگیری مراحل درمان نمونه این برنامههاست که میتواند در این شرایط بار سنگین مشکلات خانوادههای افراد آسیبدیده را سبکتر کند.
* سامان سالور که با "ترانه تنهایی تهران" تنها نماینده ایران در جشنواره شصت و یکم کن بود، فروردین بدون محافظهکاری وضع سینمای ایران را ترسیم کرد و گفت: طنزهای 90 شبی روی سردر سینماها آمده و با اوضاع بد سینما به نظر میرسد مرگ سینمای ایران در راه باشد. در سینمای کنونی جز چند فیلمفارسی، چند بازیگر و تهیهکننده مشخص چیز قابل توجه نیست.
وی ادامه داد: بین فیلمسازی و آهنفروشی چندان تفاوت نیست. سینماگران ما برای انتخاب فیلم متفاوت و استاندارد در زمان اکران با مشکل مواجهند. در این چند سال هیچ فیلم ایرانی در کن نبوده و رفتن به کن برای سینماگران ما آرزو شده است. بسیاری از سینماگران برای گذران روزگار در تلویزیون کار میکنند و فیلمسازان جوان آنقدر حمایت نمیشوند که مجبورند فیلم گیشه بسازند.
* رضا ناجی بازیگر برگزیده جشنواره برلین برای حضور در فیلم "آواز گنجشکها"، پس از گرفتن خرس نقرهای گفتگوهای متعددی انجام داد که همه در جهت نحوه ارتباط گرفتن با شترمرغ و چگونگی نزدیک شدن به نقش کریم یک کارگر مزرعه پرورش شترمرغ بود.
ناجی در همان مقطع درباره کارهایی که در دست دارد گفت: میخواهم انتخاب درست داشته باشم و پیگیر فیلمی هستم که پیام خوب داشته باشد تا دوباره بازی خوب ارائه دهم. یک تلهفیلم پیشنهاد شد که قبول نکردم و دوست ندارم در مجموعهها و فیلمهای تلویزیونی کار کنم. یک کار سینمایی هم از حبیب رضایی به عنوان بازیگردان پیشنهاد شده که هنوز آن را مطالعه نکردهام.
* داود رشیدی رئیس انجمن بازیگران سینما در واکنش به خبر دستمزد 70 میلیونی یکی از بازیگران جوان سینما برای جدیدترین پروژه خود گفت: اگر بالا بردن دستمزد این بازیگر صحت داشته باشد، باید بگویم او خیلی دور برداشته و کارش غلط است. البته من شک دارم چنین چیزی صحت داشته باشد، شاید سنگی انداخته یا چون نخواسته نقش را بازی کند آن را مطرح کرده است.
* حجت ـ ف عامل اصلی قاچاق "سنتوری" اردیبهشتماه با حضور در رادیو در حد صدا شناخته شد و به جرم خود اعتراف کرد. او در دفاعیاتش گفت: از ابتدا سینمای ایران و فیلمهای مهرجویی را از "گاو" دنبال میکردم. حتی دلیل انتخاب شغلم نیز علاقه به فرهنگ و سینما بود. "سنتوری" تنها فیلم غیرمجاز بود که در محل کارم پیدا شد و از غیرقانونی بودن فروش آن خبر نداشتم.
عامل اصلی قاچاق "سنتوری" افزود: عده زیادی به این دلیل دستگیر شدند اما از آنجا که تعداد فیلمهای من بیش از سایرین بود به عنوان متهم اصلی شناخته شدم. در صورتی که خود من هم این فیلم را از طریق فرد دیگری تهیه میکردم ولی چون نتوانستم او را معرفی کنم، متهم اصلی شدم!
* سیدجمال ساداتیان تهیهکننده "دایره زنگی" پس از فروش 800 میلیونی فیلمش در اظهار نظری جالب گفت: حضور این تعداد بازیگر هزینه فیلم را دوبرابر یک فیلم معمولی کرده است. اما پارامتر اول ما از این حضور جذب مخاطب نبود بلکه قصد داشتیم قصه را به سرانجام برسانیم. در این فیلم تخصص و حرفه بازیگران باعث شده کاراکترها ملموستر شوند.
* علیرضا دهقان مجری اخبار ورزشی صدا و سیما در حالی به نمایندگی مجلس انتخاب شد که توانست بیشترین میزان رأی را به خود اختصاص دهد. دهقان از حوزه انتخابیه ایذه و باغملک تنها با یک نامزد دیگر رقابت کرد و در نهایت با کسب 97 هزار رأی از 140 هزار رأی اخذ شده، رکودی جالب توجه را ثبت کرد.
حرفهای تبلیغاتی این مجری / نماینده مجلس پیش از برگزاری انتخابات حاصل تعاملی جالب بین این دو وجه او بود. دهقان گفت: ما باید مثل یک تیم فوتبال عمل کنیم. اگر مردم مرا انتخاب کنند تا به عنوان فوروارد به تنهایی گل بزنم (نیازهای آنها را برطرف کنم)، کافی نیست. بلکه تمامی این تیم باید یکدل و یکرنگ باشند تا من با پاسهای آنها بتوانم گل بزنم.
* محمدرضا فروتن بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر درباره بازی در نقش بهرام در "زن دوم" گفت: "با این شیوهای که جامعه ما در پیش گرفته این ترس وجود دارد که به ساخت فیلمهای "زن سوم" و "زن چهارم" هم برسیم. با وجود علاقهای که به رمان "زن دوم" داشتم، فیلمنامه و نقش بهرام را خیلی دوست نداشتم زیرا با گره داستان مشکل داشتم و آن را به زندگی خودم تعمیم میدادم.
* محمدعلی طالبی پس از دریافت پروانه نمایش فیلم "دیوار" گفت 70 درصد فیلمهای ایرانی قابل دیدن نیستند. وی درباره امنیت شغلی سینماگران هم گفت: امنیت شغلی زمانی از بین میرود که از بین 100 فیلمی که در سینما ساخته میشود، 70 فیلم به دلیل کیفیت پائین قابل دیدن نیست. زیرا بسیاری از آنها با حمایت نهادهای دولتی بدون در نظر گرفتن استانداردها ساخته میشود.
* محمد اطبایی پس از پایان جشنواره کن حضور سینمای ایران را در بازار کن را یک شوخی بزرگ دانست و گفت: بعضی از نهادهای حاضر در بازار فیلم کن موفقیت خودشان را در انتخاب یکی از فیلمهایشان در یک جشنواره یا دیدار با مدیر تعدادی جشنواره و مذاکره با چند شرکت برای فروش فیلمهایشان میدانند، در حالی که این موفقیت نیست.
* فرجالله سلحشور نویسنده و کارگردان مجموعه "یوسف پیامبر (ع)" درباره انتخاب بازیگران به مواردی جالب اشاره کرد و گفت: ما بازیگرانی را انتخاب کردیم که با مسائل اعتقادی بیگانه نیستند. مثلاً وقتی به یکی از بازیگران میگفتم تصور کن با آقا امام زمان مواجه میشوی، همین یک جمله کافی بود تا بازیگر کل حس را بگیرد و انتقال دهد.
سلحشور در ادامه به برخی کارگردانان انتقاد کرد و افزود: دیدهام برخی کارگردانان به بازیگری که نقش زائر یک امامزاده را بازی میکند، میگویند فرض کن رسیدی به نامزدت و با نامزدت داری حرف میزنی! این کارگردان اینقدر درک ندارد که بفهمد نامزد با امامزاده فرق میکند!
گزارش: خبرگزاری مهر
گزارش فروش گيشه تا 31 خرداد ماه ،
«انعكاس» 52 ميليوني و «تيغزن» 102 ميليوني
فيلم سينمايي «انعكاس» به كارگرداني رضا كريمي در 9 روز اول نمايش خود به فروش 52 ميليون توماني دست يافت و «تيغ زن» ساختهي عليرضا داودنژاد نيز طي ده روز نخست اكرانش 102 ميليون تومان فروخت.
«همخانه» ساخته مهرداد فريد در 34 روز نمايش در 4 سينما 47 ميليون تومان و «زنها فرشتهاند» به كارگرداني شهرام شاهحسيني در 28 روز نمايش در 23 سينما 381 ميليون تومان فروش داشتند.
«قرنطينه» منوچهر هادي هم طي 34 روز نمايش در 11 سينما 165 ميليون تومان فروخت و «به همين سادگي» سيدرضا ميركريمي در 90 روز اكران و در 2 سينما 192 ميليون تومان و «دايره زنگي» اولين ساختهي سينمايي پريسا بختآور نيز پس از پشت سرگذاشتن 88 روز و اكران در سطح 4 سينما، فروشش از مرز يك ميليارد و 127 ميليون تومان گذشت.
به گزارش ايسنا، در آمار منتشر شده از سوي بنياد سينمايي فارابي كه تا 31 خرداد ماه بوده است، دو فيلم خارجي «مرد حصيري» و «اتاق 1408» نيز به ترتيب پس از 55 و 90 روز نمايش در يك سينما 6 و 21 ميليون تومان فروختهاند.
گزارش: ایسنا
بهار سینمای ایران ـ5:رویدادها/
یک فیلم یک میلیاردی و چند حضور پررنگ جهانی
فیلم یک میلیاردی، حضور پررنگ سینمای ایران در جشنوارههای جهانی، جشنهای صنفی، کلید زدن بزرگان، برپایی یک کمپ و جشنواره جدید، مرگ سینمایی و ... از مهمترین رویدادهای سینمای ایران در بهار 87 بودند.
فصل بهار برای سینمای ایران با اخبار خوشایند و ناخوشایند همراه بود که مروری بر مهمترین آنها میتواند دورنمایی از تصویر سینمایی ایران در ماههای آغازین سال ترسیم کند.
نکته مهم درباره این مقطع زمانی آنکه هر چقدر تب داغ سینما در ماههای پایانی سال با ترافیک کاری، اخبار و برنامههای فشرده بالا میرود، نوروز به مثابه آب سردی است که این بیمار تبدار را از تک و تا میاندازد و آرامشی به دنبال دارد که تا داغ شدن دوباره تنور سینما به رکودی ناخوشایند تبدیل شده و همه منتظر بر دوباره تن کردن رخت تبدار هستند.
بهار فصلی است که بسیاری از پروژههای جدید و همچنین بخشی عمده از تصمیمگیریهای اجرایی و نظارتی به نوعی ترمیم و اعمال میشوند و به همین دلیل همراه با اخبار و برنامهها و سیاستگذاریهای تازه در حوزه سینما همراه است. این وجه که نوعی هماهنگی با تغییرات را به همراه دارد خود به خود وقفهای در از سر گیری دوباره روند عادی برنامهها در پی دارد.
همانطور که اشاره شد این مقطع زمانی با توجه به اینکه نوروز و ایام تعطیلی را در بر میگیرد، یکی از نقطهگذاریهای خاص برای اکران و نمایش فیلمهای سینمایی است و تجربه چند سال اخیر نشان داده که معمولاً یکی از فیلمهای پر فروش سال از آثار اکران بهار است. بهار 87 برای سینما و سینماگران ایران چه اتفاقاتی را رقم زد؟
* از پنج فیلم اکران بهار که در گروههای سینمایی اکران شدند طبق پیش بینیها یک فیلم پرفروش سال معرفی شد و به عضویت باشگاه یک میلیاردیها درآمد. "دایره زنگی" اولین فیلم سینمایی پریسا بختآور است که هر چند در جشنواره بیست و ششم فجر حاشیههای پررنگ داشت و پس از یک نمایش کنار گذاشته شد، توانست در اکران نوروزی گروه سینمایی قدس قرار بگیرد.
این فیلم پس از 77 روز نمایش در 15 سینما 900/681/111/1 تومان فروش کرد و در کنار فیلمهای "توفیق اجباری" محمدحسین لطیفی، "اخراجیها" مسعود دهنمکی و "آتش بس" تهمینه میلانی در فهرست فیلمهای یک میلیاردی چند سال اخیر سینمای ایران قرار گرفت.
موفقیت احتمالی این فیلم از همان آغاز قابل پیش بینی بود و کار را به جایی رساند که سینما عصر جدید از فرصت تعطیلات نوروز استفاده کرد و با پوستر سر در فیلم "ملودی"، اقدام به نمایش "دایره زنگی" کرد. از آنجایی هم که یک فیلم نمیتواند دو سینمای سرگروه داشته باشد (در دو گروه سینمایی به نمایش درآید) و فیلم بختآور به طور رسمی در گروه سینمایی قدس به نمایش درآمده بود، این تخلف سینمایی پیگیری شد و سینما عصر جدید ملزم به نمایش فیلم "پابرهنه در بهشت" بهرام توکلی شد.
* حضور سینمای ایران در شصت و یکمین جشنواره فیلم کن که از 25 اردیبهشت تا پنجم خرداد برگزار شد، طبق گمانهزنیها پیش نرفت و با ناکامی فیلمهای "شیرین" عباس کیارستمی، "بودا از شرم فروریخت" حنا مخملباف، "تنها دو بار زندگی میکنیم" بهنام بهزادی و "چاه کندن در لاس وگاس" امیر نادری تنها فیلم "ترانه تنهایی تهران" سامان سالور در بخش دوهفته کارگردانان حضور پیدا کرد.
"ترانه تنهایی تهران" سومین ساخته سالور پس از "ساکنین سرزمین سکوت" و "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" و داستان دو مرد در تهران است که ماهواره نصب میکنند. مرحوم بهروز جلیلی، حمید حبیبیفر، مجتبی بیطرفان، مریم صباغیان و محمد فصیحی بازیگران، تورج اصلانی فیلمبردار، محمد شاهوردی صدابردار و حسین صابری و س. سالور تهیهکنندگان آن هستند.
این فیلم با دو نمایش در روزهای 30 و 31 اردیبهشت در دو سانس با نقد وتحلیلهای مثبت در مطبوعات خارجی روبرو شد که از آن جمله میتوان به نقد دبورا یانگ؛ منتقد معروف در بولتن روزانه هالیوود ریپورتر در جشنواره کن اشاره کرد. "ترانه ..." همچنین در بیست و ششمین جشنواره مونیخ که از 31 خرداد تا هشتم تیر در آلمان در حال برگزاری است، در بخش بهترین فیلم خارجی "آری ـ زیس" که ارزش جایزه آن 50 هزار یورو است در کنار فیلمهایی از چین، بریتانیا، سوئیس، دانمارک و ... رقابت میکند.
سالور همزمان با جشنواره مونیخ برای داوری جشنواره بینالمللی فیلم رباط به مراکش میرود. نهایتاً اینکه این فیلمساز جوان در کنار 29 کارگردان برجسته بینالمللی به سفارش سازمان ملل متحد فیلم کوتاه میسازد.
* سینمای ایران در سه ماه اول سال حضوری پررنگ و گسترده در جشنوارههای جهانی و هفتههای فرهنگی برپا شده داشت و سینماگران ایرانی نیز به عنوان داور در این جشنوارهها حضوری برجسته داشتند.
مستند "روزهای بیتقویم" مهرداد اسکویی در کنار "تهران انار ندارد" مسعود بخشی، "کارت قرمز" مهناز افضلی، "به کجا تعلق دارم" مهوش شیخالاسلامی و "سیانوزه" رخساره قائم مقامی در بخش تمرکز بر ایران جشنواره هات داکز 2008 به نمایش درآمد و برنده جایزه بهترین مستند نیمهبلند شد. این جشنواره 29 فروردین تا هشتم اردیبهشت در تورنتو برگزار شد.
"آواز گنجشکها" مجید مجیدی در بخش مسابقه جشنواره سینماسیتی صربستان شرکت کرد. همچنین مجیدی به عنوان داور بخش اصلی و رقابتی جشنواره افقهای جدید عصر لهستان انتخاب شد که از 28 تیر تا هفتم مرداد برگزار میشود و به درخواست برگزارکنندگان "آواز گنجشکها" نیز برای مخاطبان و کارشناسان به نمایش درمیآید.
مجیدی در پنجاه و پنجمین جشنواره سیدنی استرالیا نیز به عنوان داور فیلمهای بخش مسابقه را داوری کرد و آخرین فیلمش در بخش بزرگان سینمای این جشنواره به نمایش درآمد. "آواز گنجشکها" همچنین در بخش نمایش کارگردانان شصت و دومین جشنواره بینالمللی ادینبورگ اسکاتلند روزهای 30 و 31 خرداد به نمایش درآمد. مسئولین جشنواره منبر طلایی روسیه نیز خواستار حضور مجیدی در این جشنواره به عنوان داور و نمایش فیلمهای وی در یک جشنواره مستقل شدند.
فیلم "به همین سادگی" رضا میرکریمی برای دریافت جایزه اصلی سیامین جشنواره بینالمللی فیلم مسکو با 15 فیلم از کشورهای فرانسه، آلمان، مجارستان، آمریکا، روسیه، اکراین، ایتالیا، سوئیس، ایسلند، بلغارستان، اسپانیا، چین، آلبانی و ... رقابت میکند. این جشنواره 30 خرداد تا هشتم تیر برپاست.
فیلم سینمایی "بچههای ابدی" پوران درخشنده موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم انساندوستانه از دهمین جشنواره بینالمللی شرق / غرب باکو شد. این جشنواره از 12 خرداد با آثاری از کشورهای ایران، استونی، لیتوانی، قرقیزستان، فرانسه، روسیه و لهستان برپا شد.
فیلم "دیوار" محمدعلی طالبی اولین بار در دنیا در پنجاه و چهارمین دوره جشنواره فیلم تائورمینا ایتالیا به نمایش درآمد. این جشنواره از 26 خرداد تا اول تیر در جزیره سیسیل برگزار شد و از آن به عنوان چهارمین جشنواره معتبر ایتالیا در کنار ونیز، تورین و رم یاد میشود.
"کارگران مشغول کارند" مانی حقیقی و "بیدار شو آرزو" کیانوش عیاری در نهمین جشنواره فیلم رنگین کمان لندن به نمایش درآمدند. این جشنواره هر سال برای آشنایی مردم بریتانیا با فرهنگ و سنتهای سایر ملل برگزار میشود و 18 خردادماه به پایان رسید.
فیلمهای "سه زن" منیژه حکمت و "روایتهای ناتمام" پوریا آذربایجانی در جشنواره فیلم اروپایی بروکسل به نمایش درمیآیند. ششمین دوره این جشنواره از هشتم تا 17 تیر در بلژیک برگزار میشود و این دو فیلم در بخش ویژه سینمایی couvertes در کنار 19 فیلم از نقاط مختلف جهان به نمایش درمیآیند.
فیلم "4+10" مانیا اکبری در برنامه ویژه نمایش فیلمهای مستقل موسسه لاسید در جشنواره کن 2008 به عنوان فیلم افتتاحیه به نمایش درآمد. "آن سه" نقی نعمتی در جشنواره فیلم تایپه و همزمان در جشنواره گرانادا اسپانیا نیز حضور دارد که از اول خرداد تا 16 تیر برپاست. "چراغی در مه" پناهبرخدا رضایی در جشنواره پوسان کره جنوبی حضور پیدا میکند. فیلم سینمایی "رویای لاس وگاس" جدید امیر نادری نیز از گزینههای جدی حضور در بخش مسابقه فیلم ونیز است.
نخستین هفته فرهنگی ایران در روسیه با نمایش فیلمهای "مهر مادری"، "یک تکه نان"، "عیسی مسیح"، "بید مجنون" و "آفتاب بر همه یکسان میتابد" و حضور لاله اسکندری و نادر طالبزاده برگزار شد.
اداره فرهنگ و میراث ابوظبی نیز 9 فیلم از سینمای ایران را در تعطیلات آخر هفته ماه ژوئن برای علاقمندان به نمایش میگذارد. در این برنامه از 23 خرداد تا هشتم تیر فیلمهای "لیلا" و "درخت گلابی" مهرجویی، "رنگ خدا" مجیدی، "هنرپیشه" و "گبه" محسن و "تخته سیاه" سمیرا مخملباف، "چند روز بعد" کریمی، "خونبازی" بنیاعتماد و "آتشبس" میلانی روی پرده میرود.
اردیبهشتماه نمایندگان سینمای ایران در نخستین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک شامل کیومرث پوراحمد، رخشان بنیاعتماد، محسن عبدالوهاب و هومن بهمنش به عضویت آکادمی تازه تأسیس این جوایز سالانه درآمدند. همچنین ابوالفضل جلیلی به عنوان داور جشنواره فیلم دهلی نو انتخاب شد که 20 تیرماه آغاز به کار میکند.
* در فصل بهار هر چند تعطیلیهای متوالی و سفر مسئولین به جشنواره کن در جلسات هفتگی شورای پروانه ساخت وقفه ایجاد کرد، ولی بالاخره طلسم شکست و پروانه ساختهای جدید در سال 87 صادر شدند. نخستین پروانه ساخت به "یک حبه قند" به کارگردانی و تهیهکنندگی رضا میرکریمی تعلق گرفت و پس از آن پروانه ساخت فیلم "آل" به کارگردانی بهرام بهرامیان به تهیهکنندگی علی معلم صادر شد.
"بیست" به کارگردانی عبدالرضا کاهانی و تهیهکنندگی پوران درخشنده و "یک بازی ساده" به کارگردانی سیدمهدی برقعی و تهیهکنندگی منوچهر زبردست نیز در ماه پایانی فصل بهار پروانه ساخت خود را گرفتند. در این میان جعفر پناهی که مدتی در انتظار پروانه ساخت فیلم "بازگشت" به سر میبرد با طولانی شدن این زمان از ساخت این پروژه دفاع مقدسی انصراف داد.
اما روند صدور پروانه نمایش در این سه ماه خروجی بیشتری داشت و "آواز گنجشکها"، "خواب لیلا"، "خواب زمستانی" ، "دیوار" و ... از فیلمهایی بودند که پروانه نمایش عمومی خود را دریافت کردند. در این میان فیلم "آتشکار" محسن امیریوسفی که آخرین پروانه نمایش صادر شده در سال 86 را به خود اختصاص داده و قرار بود اردیبهشت در گروه سینمایی عصر جدید اکران شود، در آخرین لحظات این فرصت را از دست داد.
* در فصل بهار صنوف سینمایی دو مراسم مخصوص به خود را به پا داشتند که انعکاسی گسترده در رسانههای مختلف داشت. مراسم دومین شب کارگردانان سینمای ایران 17 اردیبهشت برگزار و از چهار کارگردان و یک تهیهکننده سینمای ایران تقدیر به عمل آمد. در نکوداشت سه نسل فیلمسازی مسعود کیمیایی، پرویز شهبازی و ابراهیم حاتمیکیا تقدیر شدند و در بخشی ویژه از ناصر تقوایی تجلیل شد. عباس شباویز هم به عنوان تهیهکننده پیشکسوت تقدیر شد.
دومین مراسم روز فیلمنامهنویس همزمان با 25 اردیبهشت و روز بزرگداشت فردوسی از سوی این کانون جشن گرفته نشد و تنها به برگزاری یک مراسم ساده و تجلیل از یک فیلمنامهنویس پیشکسوت اکتفا شد. در این مراسم کارت عضویت افتخاری کانون به عباس کیارستمی به خاطر نگارش شش فیلمنامه و طرح فیلمنامه مهم برای سینمای ایران تعلق گرفت و از فرید مصطفوی نیز تقدیر به عمل آمد.
* بالاخره بهرام بیضایی موفق شد جدیدترین فیلم خود را پس از "سگکشی" کلید بزند. او پس از پروژه ناکام "لبه پرتگاه" در سال گذشته، "وقتی همه خوابیم" را اردیبهشتماه در لوکیشنی واقع در نوفل لوشاتو کلید زد. در این پروژه که یک فیلم در فیلم است و هنوز در حال فیلمبرداری، مژده شمسایی، حسام نواب صفوی، علیرضا جلالیتبار، مجید مشیری، شقایق فراهانی، هدایت هاشمی، سحر دولتشاهی و ... حضور دارند.
* شهریورماه 86 بود که احداث کاخ جشنواره فیلم فجر در پارک ملت در صدر اخبار سینمایی قرار گرفت. ساخت این مجموعه سینمایی با کاربری کاخ جشنواره در بزرگترین مجتمع علمی فرهنگی کشور در پارک ملت تهران به صورت جدی از اسفندماه 85 آغاز شد و قرار بود تا بهمن 86 به بهرهبرداری برسد که این اتفاق نیفتاد.
شهردار تهران در مراسم افتتاح رسمی سینما آزادی ضمن اشاره به این تعویق از تکمیل مجموعه فرهنگی سینمایی پارک ملت تا اردیبهشت 87 خبر داد. اما اکبر تشکرینیا مدیر عامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران اعلام کرد این مجموعه تا پایان خرداد به بهرهبرداری میرسد.
آخرین خبر درباره این مجموعه آنکه پردیس سینمایی پارک ملت با پنج سالن سینمایی و نگارخانه با وسعت 500 متر و طراحی منحصربفرد امروز چهارم تیرماه همزمان با میلاد حضرت فاطمه (س) به بهرهبرداری میرسد. همچنین در جریان بازدید معاون امور مناطق شهردای تهران تهران از روند ساخت و ساز این پروژه، مقرر شده بود چهار سالن سینمایی این پردیس از اواسط خرداد فعالیت آزمایشی خود را آغاز کنند.
* نخستین کمپ فیلم کوتاه ایران از 25 تا 27 اردیبهشت در آلاشت مازندران برپا شد. مردمی کردن فیلم کوتاه از اهداف اصلی برگزاری این کمپ بود که همزمان با هفته جهانی صلیب سرخ، روز بزرگداشت فردوسی و هفته ارتباطات و روابط عمومی برگزار شد. این کمپ شامل برنامههایی چون جلسات نمایش فیلم و رصد ستارگان بود و مجید مجیدی و رضا میرکریمی از میهمانان ویژه آن بودند که مجیدی در نشستی با فیلمسازان شرایط فعلی سینمای ایران را نقد کرد.
* نخستین جشنواره سراسری فیلم کوتاه جوانههای مقاومت (جم) با برپایی بزرگداشت مرحوم رسول ملاقلیپور و ابراهیم اصغرزاده، نکوداشت احمدرضا درویش و معرفی برگزیدگان برگزار شد. در این مراسم برگزیدگان بخشهای طرح و فیلمنامه، فیلم کوتاه و مستند با اهداء تندیس جشنواره، لوح و جوایز نقدی مورد تقدیر قرار گرفتند.
* سال 87 با چند مرگ در حوزه سینمای ایران آغاز شد که روندی صعودی در سه ماه آغازین سال داشت. داود اسدی بازیگر و نویسنده سینما و تلویزیون، شاهرخ سخایی عکاس سینما و تلویزیون، اسماعیل داورفر بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، فرهنگ معیری پیشکسوت چهرهپردازی سینمای ایران و نادر ابراهیمی نویسنده و کارگردان که دستی هم در عالم سینما داشته از جمله این درگذشتگان بودند.
ابراهیمی فارغالتحصیل ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران بود و با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تألیف و انتشار کتاب همکاری کرد. وی از 1350 ساخت فیلم کوتاه را آغاز کرد و مدرس هنرشناسی، تحلیل فیلم، کارگردانی و فیلمنامهنویسی بود. ابراهیمی چند مجموعه تلویزیونی داشت که مشهورترین آنها "آتش بدون دود" و "سفرهای دور و دراز هامی و کامی" بود.
او در سینما به عنوان فیلمنامهنویس با حسن زندباف در ساخت "دست شیطان" همکاری کرد، بازیگر "کوچه پائیز" خسرو سینایی بود و سال 1376 فیلم سینمایی "روزی که هوا ایستاد" را درباره آلودگی هوا کارگردانی کرد. از مشهورترین کتابهای ابراهیمی میتوان به "ابوالمشاغل"، "بار دیگر شهری که دوست داشتم" و "چهل نامه به همسرم" اشاره کرد.
یادشان گرامی ...
گزارش: خبرگزاری مهر
در نشست «كتوني سفيد»:
ميخواستيم از مهجور ماندن فيلمهاي فرهنگي فاصله بگيريم
ابراهيم معيري گفت: باتوجه به مسائل علمي و آموزشي كه در فيلم «كتوني سفيد» مطرح ميشود، فكر ميكرديم داوران جشنواره متوجه اين قضيه بشوند، اما متاسفانه اين اتفاق نيافتاد.
اين كارگردان سينما در نشست پرسش و پاسخ فيلمش درجشنوارهي كودكان و نوجوانان دربارهي عدم حضور عوامل ديگر اين فيلم در همدان اظهار داشت: جهانگير كوثري و باران كوثري هم قرار بود به جشنواره بيايند اما وقتي كانديداها اعلام شد، منصرف شدند. چرا كه براي اين فيلم زحمات زيادي كشيده شد و سكانسهاي سختي را اجرا كرديم و تصور ميكرديم به اين موضوع بيشتر توجه شود.
وي با اشاره به كاركترهاي اصلي اين فيلم توضيح داد: شخصيت حسين ياري درفيلم نقش پرورشدهندهي پسران است و باران كوثري هم پرورشدهندهي دختران است كه هردوي اينها در مدرسه «سعادت» كه نماد خوشبختي است به هم ميرسند.
معيري ادامه داد: من آدمي را نشان دادم كه با «كتوني سفيد» وارد جغرافيايي ميشود و آنجا را متحول ميكند و در واقع محور همهي اتفاقات اين شخصيت است و در نيمهي دوم فيلم سعي كردم نوجوانان هم در قصه دخيل باشند كه به نوعي زندگي را به اين معلم برميگردانند.
اين كارگردان دربارهي لوكيشن اين فيلم اظهار داشت: فضاي فيلمنامه براي جنوب نوشته شده بود و درميان شهرهايي كه ديديم بوشهر را انتخاب كرديم و دنبال مدرسهاي هم بوديم كه سي درصد از داستان درآنجا ميگذرد و مدرسهي سعادت را كه يكي از قديميترين مدرسههاي خليجفارس است را با قدمتي 110 ساله پيدا كرديم كه فضايش خيلي به كار فيلم آمد و درحاليكه درحال تبديل به موزه بود از آن استفاده كرديم.
وي درادامه با بيان اينكه قصد ساخت يك فيلم فرهنگي را داشته است، در عين حال گفت: ميخواستيم از مهجورماندن فيلمهاي فرهنگي كمي فاصله بگيريم تا بتوانيم تماشاگر را در سالن نگاه داريم.
گزارش: ایسنا، خبرگزاری فارس
|
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:نشست پرسش و پاسخ فیلم «کتونی سفید» در غیاب باران کوثری، جهانگیر کوثری، حسین یاری و تنها با حضور محمدابراهیم معیری کارگردان فیلم برگزار شد. | ||
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار سینمایی یاشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"،معیری در ابتدای این نشست با اشاره به ویژگیهای فیلم خود گفت: فیلم دو نیمه دارد که در نیمهی اول فیلم معلم را میبینیم و در نیمهی دوم این نوجوانان هستند که زندگی را به معلم برمیگردانند. من فکر میکنم فیلمهای کودک و نوجوان باید این ویژگی را داشته باشد که فکری را در ذهن کودکان و نوجوانان ایجاد کنند و من فکر میکنم فیلم کودک و نوجوان باید این ویژگی را داشته باشد که نوجوانان در آن نقش داشته باشند. |
فیلمهای برگزیده مردمی ایرانی و خارجی بیست و دومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان تا پایان یکشنبه دوم تیرماه معرفی شدند.
روابط عمومی جشنواره اعلام کرد در بخش مسابقه سینمای ایران "زمانی برای دوست داشتن" ابراهیم فروزش، "جعبه موسیقی"فرزاد موتمن، "قند تلخ" محمد عرب، "مانا" علیرضا رزازیفر و "کتونی سفید" محمدابراهیم معیری به عنوان آثار برتر مردمی جشنواره انتخاب شدند.

کتونی سفید
در بخش بینالملل نیز فیلمهای "در جستجوی قلبها"، "بچههای پیادهرو"، "پل ترابیتیا"، "جعبه موسیقی" و "آواز بر فراز ابرها" عناوین آثار برگزیده مردمی را به خود اختصاص دادند. دو پروانه زرین به بهترین فیلمهای مردمی ایرانی و خارجی جشنواره فیلم کودک اهدا میشود.
بیست و دومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان تا پنجم تیرماه در همدان ادامه دارد.
منبع: خبرگزاری مهر
جایگاه مادر در سینمای ایران/
عبور مادران سینمای ایران از قالبهای محدود روزمره
شخصیت مادر در فیلمهای سینمایی ایرانی سیری تدریجی از دوران سنتی به عصر مدرن داشته و حاصل این دوران گذار حضور زنانی مستقل در عرصه سینمای ایران است که گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارند.
برای تحلیل کاراکترهای مادر در فیلم های سینمای ایران با توجه به سیری که جامعه در طی این سه دهه داشته و عواملی چون گذر از دورههای تاریخی، نشانههای ورود به عصر مدرنیته و بروز آن در مناسبات و روابط اجتماعی و طبعا آسیب شناسی رفتاری، این کاراکتر هم نمودی متفاوت در فیلم ها داشته و میتوان رویکرد به این کاراکتر را واجد چند نقطه برجسته اساسی دانست.
مادر سنتی اولین و ابتداییترین تعریف و نمود مادر در فیلم های سینمایی این کاراکتر در سینمای ماست. مادری با ویژگیهای صرف مادر بودن که جلوههای انسانی او در فداکاری صرف و بدون چشمداشت خلاصه میشود. مادری که مستقل نیست و وابستگیهای مادی و سنتی است که او را به عنوان مرکز و هسته اصلی خانه و خانواده حفظ میکند.
این مادر با نگاهی ورای جنسیت به کلی منکر بخش زنانه مادر است و اگر در موقعیتی تضعیف شده چون از دست دادن شوهر، تنها ماندن و ... قرار میگیرد به احیاء خصوصیات زنانه خود نمیپردازد. این مادر اگر هم تنهاست ناشی از جدایی که کنشی سنتشکن تعبیر میشود، نیست. بلکه مطمئناً مرد او را ترک کرده و سنت هم حکم میکند او به امور فرزندانش برسد تا بالاخره سر و کله مرد نادم و پشیمان پیدا شود یا از زندان یا از گمراهی.
مادر مدرن به نوعی نقطه مقابل مادر سنتی قرار میگیرد. مادری که محصول عصر مدرنیته است و دغدغههایی ورای سیر کردن شکم فرزندان، خوشبختی و آسایش آنها دارد و مفهوم فداکاری برای او برابر با نفی هویت زنانه خود نیست. این مادر اگر هم دنباله رو جریانات سیاسی و پیشرو نباشد، به گونهای دغدغههای ورای روزمره دارد و دستی بر نوشتن داشتن عامترین نمود رفتاری اوست.
به علاوه درگیری های عاطفی این مادر به خصوص در موقعیت ترک شدگی که موقعیت آشنا برای مقطع مدرنیته است، به نوعی با دوگانگی او در ارجحیت وجوه مادرانه ـ زنانه همراه می شود و در نهایت آنچه برجسته می شود قدرت انتخابگری است که زن به خود اختصاص داده است.
مادر مستقل حد فاصل دو گونه قبلی مادر قرار میگیرد. مادری که به تعبیری یک گام در سنت و گامی دیگر در مدرنیته دارد. مادری که در عین بها دادن به مولفههای مادرانه خود و اهمیتی که برای حفظ کانون خانواده قائل است، با پشتوانه شخصیتی که میتواند برخاسته از استقلال مالی و اشتغال او به کار باشد، قادر به تحکیم قوانین خود در محدوده خانواده است. هر چند نصفه و نیمه و از همه مهمتر اگر هم وجوه زنانه خود را نفی میکند، این انکار از موضع قدرت و خودخواسته است نه موضع ضعف مادر سنتی.
"باشو، غریبه کوچک" بهرام بیضایی از نمونههای مادرانی است که میتوان به نوعی مستقل و مدیون خصوصیات تیپیک خاص دانست که از دوران گذار میآید. مادری که در نبود مرد، خانه و بچه ها را اداره میکند. ولی قدرت تعیین کنندگی خاصی دارد که در پذیرش یک بچه غریبه نمود پیدا میکند. واکنش او به نگاه بسته و محدود اهالی روستا که حضور باشو را در اجتماع کوچک خود پذیرا نیستند و با آغاز پچپچه ها واکنش نشان میدهند، به نوعی کنشی است مستقل که از یک زن روستایی در موقعیت تنها ماندن که معمولاً قدرت انتخاب را از زن سلب میکند تأثیرگذار است.
"مادر" مرحوم علی حاتمی از گونه مادرهای سنتی است که دغدغههایش هم کاملاً مطابق همین رویکرد است. مادری که دغدغهای جز دور هم جمع بودن فرزندان، خوشبختی و عاقبت به خیری آنها ندارد. اما همین انگیزه به قدری قوی است که موقعیت خطیر او را در روزهای پایانی زندگی برجسته کرده و آنها را به کنشی نامتعارف وامیدارد که به نوعی سنتشکن و نشدنی هم هست.
دور هم جمع شدن فرزندانی که فاصلههای شخصیتی عمیق با هم دارند و حضورشان در کنار هم تنها ناشی از خواسته و میل مادر است. اینگونه است که رفتاری برخاسته از سنت بدل به کنشی سنت شکنانه میشود و حضور پسر عرب هم به این وجه دامن میزند. مادری که پسری که شوهر در تبعید صاحبش شده را میان فرزندان خود جای میدهد و رفتاری که با او دارد به نوعی غیرسنتی است.

خونبازی
"مسافران" بهرام بیضایی هم به نوعی متأثر از حضور و باور مادر سنتی است که این بار باور خود را به تأیید جمع میرساند و این تأثیر به قدری قوت پیدا میکند که حضور مردگان را واقعی جلوه میدهد. مادربزرگ این فیلم هر چند تفکرات و باورهای کهن و به نوعی ریشهدار در فرهنگی دارد که با زندگی ماشینی و عینی همخوانی ندارد، ولی همان خاستگاه اصیل و به نوعی ریشهدار است که ضامن عملی شدن باورهای ذهنی او میشود. این جایگاه خطیر جز از موضع مادر بودن او میتواند مفهوم پیدا کند؟
"شب یلدا" کیومرث پوراحمد را باید از حضورهای متفاوت مادر سنتی محسوب کرد. این بار با مادری سر و کار داریم که هر چند نگرانیهایش منحصر به فرزند و زندگی اوست، ولی وقتی با حضورش در کنار او نمیتواند چیزی را عوض کند و در واقع او را از انزوا خارج کند، به کما میرود. با کما رفتن مادر است که حامد از پیله خودخواسته خارج میشود تا به تنهایی و آثار مخرب آن پایان دهد و روشنایی و عشق را به زندگی خود دوباره فراخواند.
"لیلا" داریوش مهرجویی را میتوان تنها مادری نامید که بدون توانایی مادر شدن، شایسته قرار گرفتن در فهرست مادران نمونه سینمای ایران است. مادری مستقل و به نوعی مدرن که با آگاهی از قطعیت مادرنشدن خود، برای پدر شدن همسرش و صاحب فرزند شدن او به خواستگاری میرود. زنی که گره خودآزاری او زخمی از عصر مدرنیته است، ولی با پاسداشت فرزند و مقام مادرانگی به گونهای سرسلسله همه مادران سینمای ایران قرار میگیرد.
"بانوی اردیبهشت" رخشان بنیاعتماد تصویرگر مادر مستقل دوره مدرن است. مادری که جامعه و مردم قصد خط بطلان کشیدن بر ویژگیها و حقوق زنانهاش را دارند. اما او یاد میگیرد چطور خود و زن بودن را در کنار مادر بودن باور کند و به دیگران هم بقبولاند. مادری که با ترک شدن از سوی همسر رابطه عاطفی جدیدی را تجربه میکند و مشغلهای دارد که او را فراتر از روزمره و خانه به تلاش وامیدارد. او پسر نوجوانی دارد که به نمایندگی از جامعه سنتی او را فقط یک مادر میخواهد و ... نمادینترین کنش فروغ در انتهای فیلم این است که پشت تلفن خود را معرفی میکند (من فروغ هستم).
"زیر پوست شهر" رخشان بنیاعتماد نمونه تمام و کمال زن مستقل است. زنی که با استقلال شغلی گامی در سنت و گامی در مدرنیته دارد و دغدغه او تنها دور هم جمع کردن افراد خانواده در کنار هم خلاصه میشود. مادری که دغدغههای سیاسی، عاطفی و مالی مردان اطرافش در مقابل تلاش او برای بقا خانواده رنگ میبازد. زنی که میتواند از سر قدرت به مردش نه بگوید، مادری که دلسوز است اما نه محض و نه با معیارهای در دسترس ... یادتان است چگونه دختر حامله کتک خوردهاش را به خانه شوهر بازگرداند؟
"گیلانه" رخشان بنیاعتماد نمونه تمام و کمال مادر سنتی است. مادری که فیلم فقط بر جلوههای فداکارانه وی متمرکز می شود. مادری که در عین ناتوانی پسرش اسماعیل، دل به ازدواج او بسته و در اوج ناامیدی روزنهای بسته پیدا می کند. پیدا شدن زن شهیدی که هر سال برای زیارت مزار همسر شهیدش به آن روستا میآید، بیش از هر چیز تصویر رویای ذهنی اوست تا یک واقعیت عینی و همان روزنه بسته!
"مهمان مامان" داریوش مهرجویی را باید مهمانی برای برجسته شدن یک مادر سنتی قلمداد کرد. مادری که بدون آنکه قدرت تعیین کنندگی خاصی داشته باشد، به نوعی شکست خورده میخواهد بر همه چیز و همه کس تأثیر بگذارد. اما واقعیت این است که بر افراد خانواده و همسایه هایش هم نتوانسته تأثیر بگذارد. مادری که بزرگترین انگیزهاش غذای خوب دادن به مهمانهاست.
"میم مثل مادر" مرحوم رسول ملاقلیپور به نوعی رویکردی سنتی دارد به مادر امروز. هر چند فیلم سعی دارد وجوه زنانه مادر را هم در این گونه مادر سنتی به نوعی لحاظ کند و درگیریهای ذهنی او را به تصویر بکشد، اما کاراکتر سپیده بیش از هر چیز به بازخوانی نمونه مادر سنتی با همان دغدغهها با اندک بازآفرینی در برشهای شخصیتی بازمیگردد.
"خون بازی" رخشان بنیاعتماد هر چند تصویری از یک مادر مدرن، تک افتاده، درگیر با مناسبات روز جامعه است که درگیری عاطفی دارد و بار اعتیاد دختر جوانش را هم به دوش میکشد، ولی به نظر میآید رویکرد مدرن به مادر سنتی در این فیلم موجب شده به نوعی شاهد حضور همان مادر سنتی این بار بر بستر مخرب اعتیاد باشیم که نیاز فرزندش را فراهم میکند، حتی به بهایی جبران ناپذیر.
"به همین سادگی" رضا میرکریمی را میتوان تصویری تمام و کمال از مادر درگیر در قالب سنتی دانست که محدودیتهای قالب کلیشهای خود را برنمیتابد و هوای پرواز در سر دارد. جذابیت طاهره و آنچه او را در این محدوده سمپاتتر از هر مادر سنتی جلوه میدهد، این است که هوای تازهای که او میطلبد به مرزهای ممنوع و غیر اخلاقی تعبیر نشده است.
اینجاست که مخاطب به فراخور ذهنیت خود میتواند از تردید و حال بد طاهره تعبیری کند و در عین حال به تقدس و جایگاه و مقام مادرانه او لطمهای وارد نشود. مادری که امروز در مناسبات جامعه مدرن به نوعی ارتباطش با بچهها، شوهر و افراد جامعه قطع شده و میخواهد فراتر از تصویر محدود شونده خود حرکتی کند که ... نمیداند چیست!
تحلیل: خبرگزاری مهر
معیری در گفتگو با مهر:
معضل اکران باعث دلسردی فیلمسازان کودک میشود
کارگردان فیلم سینمایی "کتونی سفید" که در بخش مسابقه جشنواره بیست و دوم فیلم کودک حضور دارد، خواستار تلفیق سینمای کودک با سینمای خانواده شد و معضل اکران را بزرگترین دلسردی فیلمسازان این حوزه دانست.
محمدابراهیم معیری درباره حضور "کتونی سفید" در بخش مسابقه جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان به خبرنگار مهر گفت: فیلم اول من سال 81 جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم کودک و نوجوان را از آن خود کرد و جوایز بینالمللی زیادی نیز به دست آورد. این امر نشان میدهد من صرفا به دلیل نگاه جشنوارهای "کتونی سفید" را کلید نزدم.

نمایی از فیلم "کتونی سفید"
وی در ادامه افزود: جمعیت کودکان و نوجوانان کشور ما بالاست و این گروه میتواند مخاطب فیلمها کودک و نوجوان باشند. من با توجه به این موضوع در فیلم "کتونی سفید" تدابیری اندیشدم که بیشتر به سینمای خانواده نزدیکتر شوم و بیشتر اینگونه مفاهیم برای من اهمیت دارد و به اقبال آن در جشنواره فکر نمیکنم.
معیری با اشاره به موضوع "کتونی سفید" گفت: کودکان و نوجوانان ما قشری عظیم هستند که در آینده نزدیک میخواهند در جامعه فعالیت کنند. ما به عنوان یک فیلمساز باید در ساخت آثار از کاراکترهایی استفاده کنیم که به طور نمونه درس فداکاری به آنها بیاموزند. در همین ارتباط نیز باید داستانهایی را مورد توجه قرار دهیم که مسائل ارزشمند را ارائه میدهند.
وی درباره تقسیمبندی فیلم درباره و برای کودک افزود: من ابتدا موافق این تقسیمبندی نبودم و شخصا سینمایی را دنبال میکنم که مخاطب آن خانواده است و کودک، جوان و بزرگسال میتوانند هر کدام برداشت خود را داشته باشند. البته نوشتن این فیلمنامهها سخت است. این تقسیمبندی برای برخی فیلمها درست است، ولی سینمای کودک و نوجوان باید با خانواده و کودک تلفیق شود.
معیری دستیابی به تکنولوژی روز دنیا را در ساخت آثار کودک و نوجوان امری بدیهی دانست و گفت: فیلمسازنی که در حوزه کودک و نوجوان در گذشته آثاری پرفروش در سینما ایران تولید کردند به تکنیک روز سینمای دنیا آشنا بودند و آن را در قالب سینمای عروسکی پیاده کردند. اما در حال حاضر یک دهه گذشته و در شرایط فعلی فیلمساز کودک نیاز به امکانات روز دارد.
وی ادامه داد: من در فیلم اولم "پروانهها بدرقه میکنند" از ترکیب فیلم و انیمشن استفاده کردم و همان زمان نیز از امکانات جدید بهره بردم. این سینما تکنیک میخواهد و ما در صورت دستیابی به این ابزار میتوانیم با سینمای دنیا رقابت کنیم. البته فناوری در کنار فیلمنامه خوب، کارگردان خبره و تهیهکننده نیز نیاز دارد. ما در حال حاضر متاسفانه از نظر تکنیک عقب هستیم.
این فیلمساز جوان گفت: سینمای کودک یک سینمای فانتزی، رویاگونه و شلوغ است که رشد آن به تقویت ژانرهای دیگر سینما میانجامد. به همین دلیل توجه به این نوع سینما باید در اولویت برنامهها قرار بگیرد. ما با توجه به ادبیات غنیمان قصههای خوب و نویسندههایی خلاق داریم و اگر بتوانیم این عوامل را هدایت کنیم، قطعا به فیلمنامههای خوب و قدرتمند میرسیم.
کارگردان "کتونی سفید" ادامه داد: در این پروسه بخش دیگر دستیابی به تکنولوزی روز است. در سینمای دنیا دولتها در دستیابی به این تکنولژی سهم زیادی دارند. یک تهیهکننده بخش خصوصی نمیتواند برای یک فیلم چنین ابزاری وارد کند. بهتر است بخش دولتی هر چه زودتر این کار را انجام دهد تا بتوانیم به آثار خوبی در این زمینه دست یابیم.
معیری افزود: به هر حال فیلمسازانی که در این حوزه فعالیت میکنند باید هزینه آن را هم بدهند تا آرام آرام شاهد رونق سینمای کودک باشیم. مخاطب این نوع سینما بالقوه و خوشبختانه تعداد آنها در جامعه زیاد است. ما در "کتونی سفید" با توجه به بضاعت و حمایت خوب تهیهکننده سعی کردیم از داستان یک خطی فاصله بگیریم و به سینمای گسترده با صحنههای وسیعتر برسیم.
وی با اشاره به فرهنگسازی در رشد سینمای کودک عنوان کرد: فرهنگسازی را باید از جامعه سینمایی شروع کرد تا پس از آن به ساختار جشنواره و ارکان آن برسیم. در حال حاضر من دو فیلم در این حوزه ساختهام، اما متاسفانه هنوز شرایط اکران آنها مشخص نشده و شاید برای فیلم بعدیام در حوزه سینمای کودک کار نکنم.
معیری در ادامه توضیح داد: من در سینمای کودک و نوجوان تجربه زیاد دارم و به زبان بچهها نیز آشنا هستم. اما در شرایط فعلی ترجیح میدهم کار بزرگسال انجام بدهم و بعد با توجه به علاقه و تخصصم دوباره بعد از مدتی فیلم کودک بسازم. من مصرانه چند سال این مسیر را دنبال کردم، اما در مسئله اکران مشکل دارم و این موضوع باعث دلسردی فیلمسازان این حوزه میشود.
وی نقش جشنواره فیلم کودک و نوجوان را مهم دانست و گفت: جشنواره فیلم کودک در این میان نقشی مهم و اساسی دارد. اما فکر میکنم داوران جشنواره اگر همراه با مردم و بچهها فیلمها را ببینند و داوری کنند به نتایج بهتر دست مییابند. فضای این داوریها شرایط را تغییر میدهد. اگر فیلمی انتخاب شود که مقبول بچهها نباشد ما مخاطب خود را از دست میدهیم.
معیری در پایان خاطرنشان ساخت: بچهها در حال حاضر به دلیل دسترسی به بازیهای رایانهای و تصاویر با تکنولوژی برتر نیاز به سرعت و یک نوع فضاسازی جدید دارند. باید مجموعهای از فیلمنامه خوب، کارگردانی حرفهای، دسترسی به تکنولوژی روز دنیا و ... به وجود آید تا به این سلیقه دست یابیم.
"کتونی سفید" روایتگر قصه ورود معلمی جدید به مدرسهای در یکی از شهرهای جنوبی است. در این فیلم حسین یاری، باران کوثری و محمود ابراهیمزاده بازی میکنند. فیلمی که به گفته کارگردان تجربهای جدید و متفاوت در زمینه کار کودک و نوجوان است و نقبی بر آموزش و تحرک نوجوانان میزند.
بیست و دومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان از اول تا پنجم تیرماه در همدان برگزار میشود.
گفتوگو: خبرگزاری مهر

وی درباره ساختار و موضوع فیلم گفت: "می زاک" فیلمی عجیب است و من به لحاظ ساختار و موضوع بسیار به آن علاقمندم. این فیلم به نوعی یک موضوع جهانی را در ارتباط با فلسفه هستی انسان مطرح میکند و از ساختاری جدید در سینمای ایران بهره میبرد. در "می زاک" 22 بازیگر از سه نسل بازیگری سینمای و تئاتر ایران به ایفای نقش میپردازند.
"می زاک" چهارمین فیلم بلند سینمایی لیالستانی روایتگر بچهای است که میخواهد وارد این دنیا شود و فراز و نشیبهای این دنیا او را دچار چالش میکند. محمدرضا فروتن، باران کوثری، جمشید مشایخی، فاطمه معتمدآریا، داریوش ارجمند، علیرضا خمسه و ... در این فیلم بازی کردهاند.
سایر عوامل فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، صدابردار: محمد مختاری، طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی، طرح گریم: مهرداد میرکیانی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: علی تیموری، تدوینگر: سپیده عبدالوهاب، مدیر تولید: رضا نوروزی و مدیر اجرایی: علی باور
منبع : خبر گزاری فارس
هرچند سینمای ایران سینمای موفقی به لحاظ تجاری نیست اما بسیاری از تولیدکنندگان آثار سینمایی چه تهیه کننده و چه کارگردان حتی سرمایه گذاران تلاش می کنند درآمد بیشتری از سینما کسب کنند و در این راه از خیلی از کارها! شاید مضایقه نکنند.به هر حال بدنه اصلی سینما در هر جایی که سینما به عنوان صنعت شناخته می شود حتی در شرایطی که تمایل به وجوه هنری آن داشته باشند ،گیشه و تماشاگر و البته فروش بیشتراست و این موضوعی نیست که انتظار داشت فراموش شود.در فرایند تولید فیلم های سینمایی به طبع آدمهایی وجود دارند که اهمیت مضاعفی پیدا می کنند. این آدمها چند گروه اند: کسانی که توانایی ساخت فیلم های جذاب و پرفروش را دارند(کارگردانان)،آنهایی که اهمیت شدیدی به گیشه می دهند( تهیه کنندگان) و در نقطه اصلی گروهی که چهره های جذابی داشته یا احتمالا فدرت ایفای نقش های مختلف را دارند( بازیگران).یک بررسی ساده از روی آثار این سه گروه در سال گذشته همچنین میزان فروش فیلم های آنان نشان می دهد که حضور این نامها در فروش آثار بی تاثیر نبوده است،هر چند ممکن است برخی از سینماگران که چه بسا پولسازترند در فهرست فیلم های سال گذشته اثری نداشته اند،فیلمشان اکران نشده یا اساسا دچار بدشانسی و کم اقبالی از سوی مردم شده باشند.با همه این اوصاف نگاهی به جدول فروش 48 فیلم اکران شده سال 86 در سینماهای کشور که پرفروش ترین آنها 2میلیارد و 400 میلیون(توفیق اجباری) و کم اقبال ترین آنها با 2/5 میلیون(دنیای آینده)بوده اند نشان می دهد که پولساز ترین آدمهای سینمای ایران در سال گذشته این افراد بوده اند: پولساز ترین بازیگر- محمد رضا شریفی نیا با بازی در 7 فیلم 5 میلیارد و 496 میلیون تومان.پولساز ترین کارگردان – محمدحسین لطیفی با ساخت دو فیلم( روزسوم و توفیق اجباری)2 میلیارد و 850 میلیون تومان و پولسازترین دفتر پخش - فیلمیران به مدیریت علی سرتیپی با اکران 10 فیلم و فروش 5 میلیارد و 160 میلیون تومان.اما پولسازترین بازیگران -که نقش اصلی را درجذب تماشاگرایفا کرده اند- بدین ترتیبند:بازیگران مرد
1- محمد رضا شریفی نیا با بازی در هفت فیلم 5496000000 تومان
2- اکبر عبدی با پنج فیلم 3837000000 تومان
3- امین حیایی با چهار فیلم 3634000000 تومان
4- رضا عطاران با دو فیلم 3505000000 تومان
5- محمدرضاگلزاربا دو فیلم 3310000000تومان
6- کامبیز دیرباز با دو فیلم 2340000000 تومان
7- پوریا پورسرخ باسه فیلم 1544000000 تومان
بازیگران زن:
1- باران کوثری با دو فیلم 3180000000 تومان
2- شقایق فراهانی با سه فیلم 1647000000 تومان
3- مهناز افشار با دو فیلم 1400000000 تومان
منبع: وبلاگ دنیای سینما
فیلم سینمایی "حیران" به کارگردانی شالیزه عارفپور با پشت سر گذاشتن مراحل فنی تا یک هفته دیگر آماده نمایش میشود.
این فیلم در آخرین مراحل فنی قرار دارد و به زودی برای گرفتن پروانه نمایش به معاونت سینمایی وزارت ارشاد ارائه میشود. ضمن اینکه به گفته جهانگیر کوثری تهیهکننده "حیران" هنوز برای حضور آن در جشنواره فیلم فجر یا اکران عمومی قبل از جشنواره تصمیمی گرفته نشده است.

باران کوثری، مهرداد صدیقیان، خسرو شکیبایی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی، فوژان عارفپور، محسن و پارسا مکاری و احمد یاوری شاد بازیگران "حیران" هستند و در خلاصه داستان آن آمده: ماهی دختر روستایی با حیران مهاجر جوان افغان آشنا میشود و با وجود مخالفت خانواده با او ازدواج میکند، پیوندی که پیامدهای بسیار دارد.
عوامل تولید فیلم عبارتند از فیلمنامه: عارفپور و نغمه ثمینی، مشاور کارگردان: رخشان بنیاعتماد، طراح: امیر اثباتی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، صدابردار: ساسان نخعی، مدیر تولید: نوا روحانی، عکاس: گلاره کیازند، تهیهکنندگان: رخشان بنیاعتماد و کوثری، با مشارکت بانک اقتصاد نوین و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
"حیران" محصول سازمان سینمایی 79 است. عارفپور دستیار و برنامهریز فیلمسازانی چون بنیاعتماد، محمدرضا هنرمند و علیرضا رئیسیان بوده و فیلمهای مستند "زیر پوست باران"، "گل در تاریکی" و "درون من" و فیلم کوتاه "سایه ماه" را در کارنامه دارد.
منبع: خبرگزاری مهر
|
در هفته فرهنگي باغ فردوس اتفاق ميافتد؛ رونمايي گنجينه افتخارات «رخشان بنياعتماد» در موزه سينما خبرگزاري فارس: غرفه جوايز داخلي و خارجي رخشان بنياعتماد در روز نمايش فيلمهاي مستند او در هفته فرهنگي باغ فردوس رونمايي و افتتاح ميشود. |
![]() | |
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن دوستداران موزه سينما، چهار مستند از ساختههاي رخشان بنياعتماد با عنوانهاي «آخرين ديدار با ايران دفتري»، «زير پوست شهر»، «اين فيلمها رو به كي نشون ميدين؟» و «تمركز» در بخش ويژه هفته فرهنگي باغ فردوس نمايش داده مي شوند.
بنا بر اين گزارش، بني اعتماد 3 مستند اول را در دهه 70 و مستند آخر «تمركز» را در دهه 60 ساخته است. همچنين مستندي با عنوان «زيرپوست باران»(به كارگرداني شاليزه عارفپور) نيز در بخش آزاد اين هفته فيلم نمايش داده ميشود كه فيلمي است درباره رخشان بنياعتماد و باران كوثري در پشت صحنه فيلم سينمايي «زير پوست شهر». مستند «اين فيلمها رو به كي نشون ميدين؟» درباره حاشيهنشينان و ساكنان شهرك فاطميه تهران ساخته شده است و وضعيت نامناسب معيشت آنها و فقدان امكانات شهري در اين شهرك را تصوير ميكند. كرباسچي شهردار وقت تهران پس از ديدن اين فيلم دستور ساخت خانههايي ارزانقيمت را صادر كرد كه نيمه دوم فيلم در خانههاي جديد حاشيه نشينان شهرك فاطميه ميگذرد.
مستندهاي «تمركز» و «زير پوست شهر» نيز به ترتيب به معضلات تراكم در تهران پايتخت ايران و اعتياد در جامعه ميپردازند.
مستند «آخرين ديدار با ايران دفتري» نيز با حضور فرهاد شريفي، زندگي بازيگر قديمي سينما و تئاتر ايران «ايران دفتري» را تصوير ميكند. اين فيلم به تهيه كنندگي انجمن بازيگران خانه سينما و رخشان بنياعتماد ساخته شده است.
نخستين هفته فرهنگي باغ فردوس (ويژه فيلم هاي كوتاه داستاني و مستند) توسط انجمن دوستداران موزه سينما وبا همكاري نشر ماهريزاز 8 تا 14 تيرماه در موزه سينما برگزار مي شود .
انتهاي پيام/
فیلم سینمایی "می زاک" ساخته حسینعلی لیالستانی برای حضور در جشنواره فیلم ونیز امسال آماده میشود.
جهانگیر کوثری تهیهکننده "می زاک" به خبرنگار مهر گفت: تدوین این فیلم چندی پیش به پایان رسید و محمدرضا دلپاک آن را در استودیو روشنا صداگذاری میکند. آهنگساز فیلم هنوز مشخص نیست و قصد داریم "می زاک" را برای حضور در جشنواره فیلم ونیز که شهریورماه برگزار میشود آماده کنیم.

وی درباره ساختار و موضوع فیلم گفت: "می زاک" فیلمی عجیب است و من به لحاظ ساختار و موضوع بسیار به آن علاقمندم. این فیلم به نوعی یک موضوع جهانی را در ارتباط با فلسفه هستی انسان مطرح میکند و از ساختاری جدید در سینمای ایران بهره میبرد. در "می زاک" 22 بازیگر از سه نسل بازیگری سینمای و تئاتر ایران به ایفای نقش میپردازند.
"می زاک" چهارمین فیلم بلند سینمایی لیالستانی روایتگر بچهای است که میخواهد وارد این دنیا شود و فراز و نشیبهای این دنیا او را دچار چالش میکند. محمدرضا فروتن، باران کوثری، جمشید مشایخی، فاطمه معتمدآریا، داریوش ارجمند، علیرضا خمسه و ... در این فیلم بازی کردهاند.
سایر عوامل فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، صدابردار: محمد مختاری، طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی، طرح گریم: مهرداد میرکیانی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: علی تیموری، تدوینگر: سپیده عبدالوهاب، مدیر تولید: رضا نوروزی و مدیر اجرایی: علی باور.
منبع: خبرگزاری مهر